همه چیز همه چیز .

همه چیز

گل پونه های وحشی دشت امیدم

غروبه و آهنگ ایرج بساطمی رو گذاشتم و آروم آروم باسبک خودش شروع می کنم به خوندن .خدای من چه تاثیری داره و حالا دیگه بغضم می شکنه وباگریه های بی امون شروع می کنم به خوندن سرمو مثل همیشه میزارم روی صفحه کلید وشروع میکنم به ...............پریچهر

گل پونه های وحشی دشت امیدم

وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
حبیبم
سیل غم ها

گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد
گل پونه ها بی همزبانی آتشم زد
می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم

گل پونه های وحشی دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها

حبیبم سیل غم ها



برچسب: ،
+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۳۹۱ساعت: ۰۹:۰۰:۳۰ توسط:امیرعباس موضوع:

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :