دریاچه بختگان
دریاچه بختگان در استان فارس به عنوان چهارمین تالاب بین المللی ایران در فهرست تالاب های کنوانسیون رامسر به ثبت رسیده، از نظر وسعت بعد از دریاچه ارومیه، دومین دریاچه بزرگ ایران و در زمره یکی از دریاچه های شور کشور به شمار می رود که آب آن از طریق رودخانه کر تامین می شود. |
با توجه به اهمیت و ارزش جهانی تالاب ها، خشک شدن یک تالاب بین المللی، فاجعه ای زیست محیطی است که زنگ خطر و هشدار را برای دیگر تالاب ها به صدا در می آورد. دریاچه بختگان به عنوان یکی از اکوسیستم های بی نظیر طبیعت ایران همواره مورد تحسین گردشگران خارجی بوده است ولی به طور طبیعی دارای شرایط زیستی حساس و تهدیدات طبیعی است که تبخیر شدید، وضعیت حیاتی آن را به خطر انداخته است. |
مقدمه:
پارک ملی و پناهگاه حیات وحش بختگان از قابلیت های گردشگری طبیعی فوق العاده ای برخوردار و از نظر تنوع زیستی یکی از غنی ترین نقاط دنیااست
توجه نکردن برخی ادارات به محیط زیست ، تنوع زیستی مناطق حفاظت شده و چشم اندازهای بدیع و جاذبه های گردشگری وتوجه نکردن به بقاء تنوع ژنتیکی واکولوژیکی مناطق ، موجب شده که یکی از قطبهای بزرگ گردشگری، جاذبه های طبیعی و پارکهای ملی کشور در معرض نابودی قرار گیرد
درياچه بختگان در 160 کيلومترى شيراز و 70 کيلومترى غرب شهرستان نيريز واقع شده است. اين درياچه دومين درياچه بزرگ و چهارمين تالاب ايران به شمار مى آيد. آب اين درياچه شور است. درياچه بختگان به گونه اى انحنا دار(U شکل) با راستاى شمال باختر جنوب خاور، کوه هاى پيچگان را در بر دارد. بخش شمالى اين درياچه با نام درياچه طشک و بخش جنوبى آن با نام درياچه بختگان معرفى شده است، بخش شمال باخترى اين دو درياچه محل اتصال و لولاى آنها بوده که بطور معمول درتمام فصول آبدار است، اين در حالى است که بازو هاى شمالى و جنوبى آن در فصول گرم، خشک و کفه هاى نمکى را تشکيل مى دهند.
درياچه هاي بختگان و طشك دو فرونشست ميانكوهي هستند كه ارتفاع آنها از سطح درياي آزاد حدود 1558 متر است. درياچة بختگان كه در باختر نيريز قرار داردو به صورت يك فروافتادگي كشيده به طول تقريبي 70 تا 100 كيلومتر است كه روند شمال باختر – جنوب خاور دارد و سطح زير پوشش آن حدود 2000 كيلومترمربع است.
سواحل اين درياچه با رسوبات سفيدرنگ تبخيري پوشيده شدهاند ولي در سواحل نزديك به سنگهاي افيوليتي، رنگ تيرهتر است. درياچة طَشك با وسعت تقريبي 800 كيلومترمربع در شمال باختري درياچة بختگان و 160 كيلومتري خاور شيراز قرار دارد. تنها راه ارتباطي اين دو درياچه، از طريق دلتاي رودكُر است كه بخشي از آن به درياچة بختگان و بخش ديگر به درياچة طشك ميريزد. تعدادي جزيره و شبه جزيرة كوچك و بزرگ از جنس راديولاريت، سنگهاي پلاژيك و آهكهاي سروك در اين دو درياچه وجود دارند كه مهمترين آنها جزاير نرگس و گنبان (در درياچة طشك) و جزيرة مناك در درياچة بختگان است كه مساحت آنها، تابع شرايط بارندگي سالانه است. بلندترين نقطة جزيرة گنبان 1734 متر از سطح دريا است كه از سطح درياچه حدود 185 متر بلندتر است. درياچة طشك ژرفايي كمتر از بختگان دارد و در فصول خشك، ارتباط آن با بختگان قطع ميشود.
ساخت چندین سد در بالادست منابع تامین کننده دریاچه ، بهره برداری بی رویه از منابع آب ، توسعه کشاورزی و کاهش آب سفره های زیر زمینی باعث نابودی و بروز فاجعه زیست محیطی در این دریاچه شده است.
تاکنون بخش قابل توجهی از این پناهگاه با ارزش حیات وحش به نمکزار تبدیل شده است و هزاران قطعه جوجه فلامینگو این دریاچه بر اثر کم آبی تلف شده اند.
مواد پژوهش:
در این مقاله علل خشک شدن حجم وسیعی از دریاچه بختگان را مورد بررسی قرار می دهیم تا بتوانیم حداقل سهم کوچکی ازکمک به نجات این دریاچه و محیط زیست کشورمان را انجام داده باشیم.
در این مقاله سعی شده با در نظر گرفتن تمام جوانب ومشکلات ، علل آسیب به این دریاچه را مورد بررسی قرار دهد و همچنین نشان دادن ویژگی های این محیط زیست بکر و ناب که در حال نابودی است.
بحث و گفتگو:
در مورد سد سيوند و پيامدهاي احتمالي آن بر پاسارگاد مطالب زيادي نوشته شد، اما دريغ از يك مطلب درباره آثار و پيامدهاي اين سد و سد ملاصدرا بر پارك ملي، پناهگاه حيات وحش و تالابهاي بينالمللي طشك، بختگان و كمجان.
به نظر می رسد خشکی و کم آبی دریاچه بختگان مربوط به عوامل گوناگونی باشد که خشکسالی های هفت ساله پی در پی اخیر در فارس، اصلی ترین عامل بوده و عوامل دیگر به تشدید آن منجر شده اند.
کارشناسان محیط زیست معتقدند، وضعیت کنونی دریاچه به دلیل کم آبی نگران کننده بوده و مشکلات زیست محیطی را برای تنوع زیستی پرندگان و جانوران ایجاد کرده است و این در حالی است که دریاچه بختگان برای احیاء دوباره در انتظار بارش بارانی است تا به حیات خود ادامه دهد. تأمين كنندة اصلي آب اين دو درياچه، «رودكُر» است كه از كوههاي برآفتاب و موسيخاني، در 50 كيلومتري جنوب باختري دهبيد سرچشمه ميگيرد و در شمال باختري مرودشت، پس از يكي شدن با رود شادكان (شادكام)، و عبور از دشت مرودشت به درياچهها ميريزد. از طريق چشمه سارها كه از سنگآهكها و دولوميتهاي پيرامون درياچه سرچشمه ميگيرند نيز مقدار قابل توجهي آب وارد درياچهها ميشود..
بخشي از منطقه بختگان که خود از سال 1347 تحت حفاظت بوده، در سال 1374 به پارک ملي ارتقا يافته است. مجموعه بختگان در سال 1354 نيز به عنوان تالاب بين المللي انتخاب شد. اين پارک ملي با مساحت 117 هزار و 47 هکتار در استان فارس قرار دارد. دامنه ارتفاعي يک هزار و 560 تا دو هزار و 480 متر، بارندگي و دماي متوسط سالانه 230 ميلي متر و 15 درجه سانتيگراد است.اين شرايط آب و هوايي منجر شده است پارک ملي بختگان داراي اقليم خشک بياباني و معتدل باشد. اين پارک ملي شامل درياچه بختگان و بخشي از اراضي کوهستاني و تپه اي شمال آن است که در داخل پناهگاه حيات وحش بختگان قرار دارد.
آب اين درياچه در مصب رودها شيرين، ولي در بخشهاي داخلي لب شور تا شور است. درياچه بختگان با بيشينه عمق دو متر در سال هاي پر باران با درياچه طشک درياچه واحدي را به وجود مي آورد.
گياهان آبزي غوطه ور متنوعي نظير جلبک ها و دياتومه ها با تراکمي بالا در درياچه مي رويند. در بخش خشکي پارک گونه هاي بنه، بادام، کيکم، گز، قليا، جگن و آويشن مستقر هستند. جزيره هاي درياچه محلي مناسب براي زيست و تخمگذاري بسياري از پرنگان مهاجر و بومي محسوب مي شود.
اين نکته موجب شده است پارک ملي بختگان از سوي سازمان بين المللي حيات پرنگان، به عنوان يک زيستگاه با اهميت شناخته شود گونه هاي مهم جانوري اين پارک شامل بز و پازن، قوچ و ميش، پلنگ، فلامينگو، اردک، پليکان سفيد، لاک پشت . ماهي کپور است.
تا دهه هاي اخير آهو نيز در اين منطقه زندگي مي کرده است. تنوع و تراکم فيتو پلانکتون ها زئوپلانکتون ها در آب اين درياچه، موجب حضور چشمگير ميگوي آرتميا در آن شده است. تنوع زيستي زياد و جلوه هاي طبيعي، زمينه فعاليت هاي علمي، پژوهشي و گردشگري را در پارک ملي درياچه بختگان فراهم کرده است.
اگر چه کارشناسان خشکي کنوني درياچه را منحصر به شرايط اکولوژيکي و آب و هوايي اين منطقه مي دانند و در دهه گذشته نيز خشکي درياچه رخ داده است، به صورتي که تنها 2 قطعه از درياچه باقي ماند، اما کارشناسان معتقدند وضعيت کنوني نگران کننده است.
ویژگی های دریاچه بختگان :
شايان توجه آنكه درياچهي بختگان به دليل برخورداری از 3 ويژگی ارزشمند، يکی از 105 منطقهي مهم زيست پرندگان در کشور هم محسوب میشود.
اين ويژگيها عبارتند از:
1- به طور منظم تعداد قابل توجهی از گونههای در خطر تهديد جهانی را نگهداری میکند؛ 2- به طور منظم يک درصد از گونههای منطقه جغرافيای زيستی يا مسير مهاجرت يا جمعيت خاورميانه (تنها پرندگان آبزی و دريايي) را نگه میدارد و 3- به طور منظم 20 هزار (و يا بيشتر) از پرندگان آبزی را نگه میدارد. افزون بر آن درياچههای بختگان و طشک از زيباترين نمونههای درياچههای شورِ جهان محسوب شده و يکی از 20 تالاب بينالمللی ثبت شده کشور در کنوانسيون رامسر به شمار میآيند که به ويژه در زمستانها پذيرای 170 هزار قطعه از انواع فلامينگو و غاز هستند.
منشا آب دریاچه :
رودخانهٔ کوچک «سیوند» در درهای به نام «سیوند» (یا «تنگه بلاغی») جریان دارد منشا این دریاچه بود. «سیوند» نام روستایی بزرگ و خوشآب و هوا در مسیر راه شیراز به اصفهان (در میانه راه تخت جمشید به پاسارگاد) میباشد. سیلاب رود «سیوند» در انتهای مسیر خود به رود کُر پیوسته و از آن جا به دریاچه «بختگان» میریزد.
خشک شدن دریاچه:
در پی کاهش ورودی آب رودخانه کر به دریاچه بختگان (مقداری از آب کُر در گذشته به دلیل ساختن سد درودزن کم شدهاست)، ورودی آب دریاچه تنها محدود به سیلابهای منطقه (آباده طشک، شهرستان بختگان، خیر، نیریز، خرامه و ارسنجان) گردید.
در این میان پس از ساختن سد سیوند بر روی رود سیوند (در تنگه بلاغی، دیگر سیلاب رودخانه «سیوند» هم به رود «کر» نرسید و در نتیجه به دریاچه بختگان نمی ریزد.
مدیر کل محیط زیست استان فارس می گوید: خشکسالی و کم آبی دریاچه بختگان در سال جاری نسبت به چهل سال گذشته بی سابقه بوده و وضعیت تالاب های دیگر استان های کشور نیز به همین صورت است.
وی با اشاره به اینکه میانگین بارش باران استان در سال جاری 30 میلیمتر مکعب بوده می گوید:
بر اثر کم آبی و افزایش غلظت نمک، تنوع زیستی دریاچه بختگان در معرض تهدید شدید قرار دارد، ولی عدم توجه به محیط زیست، تنوع زیستی مناطق حفاظت شده، چشم اندازهای بدیع و جاذبه های گردشگری توسط برخی از ارگان ها موجب شده که یکی از بزرگترین قطب های گردشگری، جاذبه های طبیعی و پارک های ملی کشور در معرض نابودی قرار گیرد.
مشکلات زيست محيطي درياچه بختگان:
با توجه به کاهش شديد آب درياچه مي توان گفت که با ادامه وضعيت کنوني اکوسيستم درياچه بختگان خاصيت حيات خود را از دست خواهد داد. خشک شدن کنوني درياچه علاوه بر اينکه زندگي 20 هزار قطعه پرنده آبزي و کنار آبزي درياچه را به خطر انداخته است، مي توانست سفره گسترده اي براي آب زيرزميني باشد و تأثيرات فراواني بر آب و هواي منطقه داشته باشد که تمام اين خصوصيات حياتي هم اکنون به خطر افتاده است.
بررسي ها نشان داده است که ايران کشور خشکي است و براي ادامه حيات منابع طبيعي به 252 تالاب کوچک و بزرگ کشور نياز دارد که بايد تمام تلاش را براي حيات و بقاي اين تالاب ها به کار گرفت.
در تصريح دلايل طبيعي کاهش ارتفاع آب، مي توان گفت: تغيير اقليم کاهش بارندگي ها و تبخيرها در اين قضيه بي تأثير نبوده است؛ البته بر اساس گزارش کميسيون تخصصي شوراي آب کمتر از 15 درصد عوامل انساني در کاهش ارتفاع آب درياچه موثر بوده است.
و همچنین سد سازی های بی رویه که اين در حالي است که مسئولان وزارت نيرو سدسازي ها را دليل کاهش آب درياچه نمي دانند.
معاون امور آب وزارت نيرو در اين رابطه تأکيد کرده است که بر اساس مطالعات صورت گرفته تأثير عوامل احداث سد در خصوص کاهش 2 متر ارتفاع آب در درياچه بختگان، تنها 2 سانتيمتر از اين کاهش بوده است
اثرات زیستمحیطی:
به دنبال این رویداد، پیوستگی میان دو دریاچه طشک و بختگان برای همیشه از بین رفته و نتیجه آن خشک شدن دریاچه بختگان بود و اندکی پس از آن دریاچه طشک هم به خاموشی فرو خواهد رفت؛ چرا که هم اکنون شوری دریاچه طشک به ۱۲۰۰ واحد رسیدهاست که حدود ۴ برابر سالهای پرآب گذشته میباشد.
قبل از این پیش بینی شده بود که فاجعهای زیست محیطی برای بختگان رخ خواهد داد. چاههای پیرامون دریاچه، نخست شور (همانگونه که برخی از آنها هم اکنون شدهاند) و پس از آن تلخ خواهند شد (یعنی زه دریاچه را خواهند کشید). بدین ترتیب آب موجود نه تنها دیگر کوچکترین سودی برای کشاورزی نخواهد داشت بلکه در آینده باعث ناباروری زمینهای کشاورزی هم خواهد شد که گاهی برای بازیافت آنها چندین ده سال لازم است.از سوی دیگر، با خشکی دریاچه، دیگر بخار آبی از دریاچه برنخواهد خواست و در نتیجه محصولات کوهی نیریز واستهبان (به ویژه انجیر و بادام) به شدت کاهش خواهد یافت.
روی دیگر فاجعه، زمینهای شورهزاری است که به جای دریاچه به چشم می خورد و با وزش هر نسیمی، نمکهای آن همچون پردهای بر روی زمینهای کشاورزی کشیده می شود و حتی اگر آبی از چشمهسارها برای زمینها باقی مانده باشد دیگر زمینهای شورهزار استعداد چندانی برای شکوفایی ندارند. گذشته از این، نمکهای بادآورده برای تندرستی انسانهای ساکن اطراف و جانوران اهلی و وحشی هم زیانآور است و بیماریهای پوستی، ریوی و چشمی افزایش می یابد.
با خشک شدن دریاچه بختگان، پرندگان مهاجر و کوچ کننده هم دیگر به سوی بختگان نیامده، در نتیجه اکوسیستم بهم خورده و کویر، بهعنوان مهمان ناخوانده، به معنای حقیقی آن واقعیت تلخ منطقه شد. که البته برخی از آنان دریاچه پشت سد را برای زندگی برگزیده اند. پیش از سد سیوند آب رود (سیوند) به بیرون از ایران یا شنزارهای بیحاصل کویر لوت نمیرود که به هدر رفته باشد. در واقع این سد آبی را که در دریاچه بختگان گرد میآمد و در کشاورزی و دیمکاری و دامپروری به کار میرفت به پشت سد سیوند منتقل کرد و به کشاورزان و مردم دیگری داد. یعنی تقریباً کاری عبث و بیهوده.
در این راستا، می طلبد وزارت نیرو، وزارت کشاورزی، سازمان حفاظت محیط زیست و مسوولین دیگر کشور برنامه ریزی مناسبی برای جبران خسارت ناشی از فاجعه زیست محیطی بختگان انجام داده و راهکارهای را درخصوص بهره برداری های منابع زیرزمینی حاشیه تالاب پایداری و بقای این دریاچه ارایه دهند.
برچسب: ،