همه چیز

منوي اصلي

» صفحه نخست
» پروفايل مدير وبلاگ
» پست الکترونيک
» آرشيو وبلاگ
» عناوين مطالب وبلاگ
تماس با ما
لينك باكس و بنر
پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به سايت همه چیز خوش آمديد . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ ياري رسانيد . براي سريع تر رسيدن به مطلب مورد نظر از آرشيو موضوعي استفاده كنيد همچنين ميتونيد به آرشيو مراجعه كنيد. براي تبادل لينك , لوگو ,بنر يا آر اس اس از طريق نظرات به ما اطلاع دهيد .
انتصاب خانم مهندس پیمان

براساس حکم از سوی مدیر عامل موسسه خانم مهندس طیبه پیمان بعنوان رییس کمیته کار آفرینی منصوب شدند.

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 37
برچسب ها : ,
نوشته شده در دوشنبه 5 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
همكاري آموزشی وتحقیقاتی - مشاوره

کلیه ادارات استان  تهران -ایلام و... 

 

موضوع : همكاري آموزشی  وتحقیقاتی - مشاوره مدیریتی و تهیه فیلم و تیزرهای تبلیغاتی  و سيتم دوربين هاي مدار بسته و سيستم هاي اطلاع رساني فينگر تاچ

 

با سلام

احتراما  پيرو مكاتبات گذشته باستحضار مي رساند گروه مهندسین مشاور حابکو - شرکت فنی مهندسی وموسسه آموزشی – پژوهشی آرین(آرین ساز پژوهش) با بهره گیری از اساتید دانشگاههای استان و کشور، کارشناسان و محققین کار آمد در گروه های ششگانه آموزشی - پژوهشی ( فنی مهندسی - صنعت و معدن –علوم پزشکی – علوم انسانی – فناوری اطلاعات – محیط زیست و کشاورزی ) فعاليت مي نمايد. 

 

لذا نظر به اینکه این موسسه نماینده عالی موسسه آموزشی پژوهشی وزارت صنایع ومعادن در منطقه غرب کشور بوده که در کلیه بخشهای آموزش ادارای دارای رتبه 1 از سازمان مدیریت وبر نامه ریزی کشور , مجری ومشاور کار آفرینی در استان و عضو سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور و نیز عضو کار گروه پژوهش و آمار وفناوری استان بوده بدینوسیله آمادگی خود را جهت برگزاری کلیه دوره های آموزشی و انجام مطالعات پژوهشی , امکانسنجی , تحقیق وتوسعه , مدیریت وکنترل کلیه پروژ ه های استانی و اجرای سیستمهای استاندارد وبهره وری  با بهره گیری از اساتید ومتخصصان و نیز در راستای اطلاع رسانی بهینه تهیه برنامه هاو تيزرهاي تلويزيوني و  تبلیغاتی با استفاده از مجهز ترین امکانات تبلیغاتی و  متخصصین تدوين کشوری  ، نصب و راه اندازي سيستم هاي دوربين مدار بسته وحفاظتي وامنيتي ونيز  نصب سيستم هاي اطلاع رساني فينگر تاچ را اعلام مي نمايد.  لذا مراتب  با امعان نظر به مكان و تجهيزات رايانه اي ونرم افزارهاي موجود و متخصصين كار آمد در كليه زمينه ها جهت همکاری واقدام مقتضی ومكاتبه واعلام  به موسسه بحضور ایفاد می گردد.لذا خواهشمند است دستور همکاری لازم را مبذول تا این شرکت نسبت به انجام مراحل بعدی و عقد قرار داد اقدام  مقتضی را بعمل آورد . در اين راستا به پيوست رزومه وشرح فعاليت بحضور ايفاد مي گردد .

 

 اميد که با مساعدت آن مقام  محترم  بتوانیم گامهايي مهم را  در راه توسعه استان برداريم . از همکاری شما کمال امتنان را داریم .     

   

                                                  رضانيا

         مدير عامل

 

 

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 22
برچسب ها : ,
نوشته شده در دوشنبه 5 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
بیانیه گروه مهندسین مشاور حابکو -موسسه آرین ساز پژوهش بمناسبت یوم الله 22 بهمن

گروه مهندسین مشاور حابکو - موسسه آرین  در آستانه  فرارسیدن ۳۰ سال از عمر با برکت انقلاب وجمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی  (ره) که یاد آور حماسه وشهادت وآزادی واستقلال ملت ایران است تمامی اقشار جامعه را بحضور  پر شور در راهپیمایی یوم الله ۲۲ بهمن دعوت می نماید و تمامی گروههای علمی وفنی وتخصصی و اساتید وکارشناسان این موسسه نیز پابه پای مردم فهیم کشور واستان در این راهپیمایی حضور خواهند یافت .امید است که افق های روشن را در ایران عزیزمان با تلاش وایمان در پرتو انقلاب اسلامی ورهنمودهای مقام معظم رهبری  را به نظاره نشسته وبه عنوان یک ایرانی همچنان به خود ببالیم .

 مهندس کاظم رضانیا

مدیرعامل و رییس هیئت مدیره

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 28
برچسب ها : ,
نوشته شده در دوشنبه 5 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
بهاری

 

آیت الله باقر بهاری از سایت عرفای همدان

 

مرحوم آیت اله حاج شیخ محمدباقر بهاری (ره) در انقلاب مشروطه ، بین مشروطه خواهان و مشروعه خواهان و مستبدین ، نظر و راه چهارمی را داشته و آن جمع بین مشروطه و مشروعه بود ... و در این رابطه کتاب " اِیضَاحُ الخَطَاءِ فِی الرَّدعِ عَنِ الاِستِبداد " ... را در رد بیانیه " شیخ فضل اله نوری " و در بیان قبایح و مضار استبداد نگاشت ... کتاب " اِیضَاحُ الخَطَاء " تألیف مرحوم بهاری را باید به مَثابه یکی از اسناد مهم مشروطه دانست ... این کتاب کوچک ، سالها پیش در 46 صفحه حروفی ، چاپ شده و علامه آقا بزرگ طهرانی در " الذریعه " ، جلد دوم ـ صفحه 493 ـ شماره 1940 در فهرست کتابهای چاپی از آن یاد کرده اند " . حکایاتی از سیرة علّامه بهاری( ره ) : در کتاب ارزشمند " حکیم اصحاب " تألیف حجه الاسلام و المسلمین حاج شیخ اسدا... حیدری ( انتشارات مفتون همدانی - چاپ اول - 1380- صفحه 197 و بعد ) حکایاتی از سیرة علّامه بهاری ( ره ) نقل شده، از جمله : « برای خوردن کشک بادمجان آمدید» ! ... در حالات مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد باقر بهاری فرزند گرامیش مرحوم حاج شیخ محمد حسین بهاری نقل کردند: شخصی بنام سید اسدالله بهاری که خدمتکار ارباب و ساکن همدان بوده ، برای تهیه خوراک به بازار رفته بود که بادمجان بخرد و ناهار کشک بادمجان بخورد ولی گیرش نیامده دست خالی برگشته بود به دوستان خود گفته بود برویم " بهار " کشک بادمجان بخوریم و برگردیم وقتی به شهر " بهار " می رسند ...... سید اسدالله به دوستانش گفت برویم، داخل منزل ببینیم آقا (علّامه بهاری ) چه می کند چون داخل شدند از حال یکدیگر گرم بپرسیدند در همین اثنا آقا دستور دادند کشک بادمجان درست کنند ناهار حاضر شد و سفره مزین به کشک بادمجانی که سید اسدالله هوس کرده بود، اما سید اسدالله کمتر از حد میل و هوسش دست به غذا برد. از همین رو آقا فرمودند: سید اسدالله چرا نمی خورید؟ از همدان به قصد خوردن بادمجان آمده اید، حالا دارید تعارف می کنید؟! بیشتر میل بفرمایید. دنبال کارهایتان بروید، لازم نیست اینجا بمانید چون هیچگونه خطری ما را تهدید نمی کند آنان پس از صرف ناهار به همدان مراجعت می نمایند....... « 24 ساعت بازداشت به خاطر دروغ » مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ محمد حسین بهاری )قدس سره) فرزند مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد باقر بهاری (ره) نقل کرده است : همراه پدرم از کمره ای می آمدیم. من پشت اسب آقایم سوار شده بودم از طرف کوهستان تیری آمد به طرف عمامه پدرم اصابت کرد و تیر دیگری آمد از زیر بغل او رد شد ولی آسیب به ما نرسانید . آقا به شخص همراه ما که سیدی بود فرمود برو آنها را بگیر و بیاور سید در حالی که هیچگونه اسلحه سرد یا گرمی همراه نداشت به سراغ آنها رفت . تا ( ما ) به منزل برسیم دیدیم سیّد آن دو نفر را با تفنگشان آورد . پدرم فرمود: چرا به سوی ما تیراندازی کردید؟! گفتند: ما قصد زدن شما را نداشتیم بلکه برای شکار تیراندازی می کردیم. آقا فرمودند: آیا شکار زیر عمامه یا زیر بغل من بود ؟ سپس دستور داد آنها را به خاطر اینکه دروغ گفتند بیست و چهار ساعت بازدداشت نمودند و فرمودند: بخاطر اینکه خلاف واقعیت و دروغ گفتید باید 24 ساعت زندانی شوید تا از این به بعد دروغ نگویید. در این مدت بازداشت آنها از رحمت و رأفت اسلامی بهره مند بودند بطوریکه ایشان دستور داده بود به آب و خوراک آنان اقدام می شد. ولی راجع به تیراندازی که به سوی معظم له نمودند مجازات نکردند بلکه مورد عفو قرارشان داده و با این رفتار به آنان فهمانیدند که نباید دروغ بگویند ... . « هنر شناسی و بینش معمارگری شیخ » روزی شیخ باقر چند تن از معماران شهر همدان را دعوت می کنند و یکی از مساجد بزرگ شهر همدان را به زبان امروزی به مناقصه می گذارند . معماران پس از مشاهده آن مسجد که بر اثر گذشت زمان، دستخوش حوادث شده و روبه انقراض داشت از تعمیر و بازسازی آن به جهت فاصله بیش از حد ستونها از هم، طفره می روند و هر یک به یقین اذعان می کرده اند که هر کس با این فاصله سقف طاق آن را بزند طولی نخواهد کشید که فرو خواهد ریخت . چون شیخ کس نیافت که بدین کار تن دهد خود آستین بالا زده و به کمک چند نفر "طاق" آن را می زند ..... « تعصب و تقید وی در اجرای دستورات اسلامی » از یکی دو نمونه ای که به ایشان نسبت داده اند بر می آید که تعصب و تقید شدیدی نسبت به اجرای فرامین اسلامی داشته است ، از جمله از ( آیت الله ) حاج شیخ محمد حسین ( بهاری ) پسرش داستانی نقل است ( که میان عموم مردم منطقه هم مطرح می باشد ) یکی همان داستان حدی است که با دست خود به اجرا در آورده بود اگر چه در نقل این داستان و شاخ برگهای آن تفاوتهای جزئی وجود دارد. لیکن واقعیت آن را نمی توان انکار کرد " قولی است که جملگی بر آنند " داستان از این قرار بوده است که روزی مردی از اهالی همدان خدمت آقا می رسد و از او تقاضای اجرای حد اسلامی و مجازات عملی را می کند که خود مرتکب آن شده بود، وقتی آقا از ایشان سوال می کند چه جرمی را مرتکب شده اید می گوید: با زنی زنا کرده ام! حال از شما می خواهم مرا مجازات کنید،آقا برای اینکه ثابت شود حضور ایشان( مرد زناکار ) و سخن ایشان ( مرد زناکار ) به هزل و شوخی نیست در جواب می گوید بروید چند روز دیگر بیایید تا درباره میزان مجازات شما مطالعه ای بیشتر بکنم اما گویی ایشان ( مرد زناکار ) تصمیم جدی داشت خود را به دست قاضی سپرده و مجازات عمل زشت خود را ببیند به همین خاطر در مراجعه بار سوم آقا پی بردند که واقعاً مجرم خواستار تحقق اجرای حکم هستند، لذا دستور دادند بروید فردا در فلان میدان شهر حاضر شوید، فردای آن روز در حالی که مردم زیادی جمع شده بودند تا اجرای حد را از نزدیک شاهد باشند مجرم را در جایگاه خاص او آوردند و آقا نیز بلافاصله برای اجرای حکم در محل حاضر شد و خطاب به مردم گفت اگر در میان شما کسی است که یک روز نماز صبحش قضا نشده است بیاید و گردن این مجرم را بزند. این سخن را سه بار تکرار کرد ولی کسی جهت اجرای حد خود را واجد شرایط و آماده ندیده اقدام نکرد. چون شیخ چنین دید، خود شمشیر برداشت و سر مجرم را از تن جدا کرد........ « اقتدار و بیگانه ستیزی شیخ » ... داستان اول مربوط به بانک انگلیسی ها در ایران می شود. شیخ علی که خود از خدمتکاران شیخ محمد باقر بوده ، داستان را اینگونه نقل می کند: یک نفر از دوستان خدمت آقا رسید و عرض کرد آقا پسرم هفت دانه مروارید را از خانه به سرقت برده و در بانک انگلیسی ها فروخته است برای مطالبه این مرواریدها به بانگ انگلیسی ها مراجعه کردم گفتند ما آمدیم معاملاتی اینگونه انجام دهیم برو پی کارت! یا شیخ امیدم اول به خداست و بعد دست به دامن شماییم حالا می گویید چکار کنم؟ آقا کاری برایم بکنید این کار فقط کار شماست آقا به او فرمودند برو به انگلیسی ها بگو شیخ باقر می گوید پولتان را بگیرید و مرواریدها را پس دهید ایشان می رود و آن جواب را بار دیگر می شنود مجدداً نزد شیخ آمده و از او استمداد میکند. این رفت و آمد و درخواست کمک چندین بار تکرار می شود. سرانجام آقا تلگرافی به کشور انگلستان می زند گویند محتوای تلگراف بسیار موجز و با این مضمون بوده است : " بیایید دزدانتان را از ایران جمع کنید " . انگلیسی ها نیز جواب آقا را اینگونه می دهند : " اگر دزدی صورت گرفته است خودتان مجازاتش کنید " . این جواب برای آقا یک امتیاز بود . بلافاصله بعد از دریافت جواب به شخص شاکی فرمود : به بانک بروید و از قول من بگویید یا مرواریدها را بدهید و پولتان را بگیرید یا خودم می آیم ساق پایتان را می گیرم و کشان کشان بیرون می اندازم . چون سخن آمرانه شیخ به گوش آنان رسید بلافاصله بلند شده و به همراه مرواریدها به خدمت شیخ آمدند ........ داستان دوم که در حق اقتدار و بیگانه ستیزی او آورده اند داستان روسی هاست. شیخ علی ماجرا را اینگونه نقل می کند: روزی روسها در عباس آباد همدان چادرهای زنان مسلمان را به اجبار برداشتند چون این عمل روسی ها به گوش آقا رسید فرمودند بروید آنها را بگیرید و بیاورید . رفتند و آن دو روسی را گرفتند و خدمت آقا آوردند . ایشان هم دستور دادند آنها را در طویله ای بازداشت کنند و از طرفی به کشورشان تلگراف زدند که بیایید و این الاغهایتان را از اینجا ببرید . آقا از روسها هم همان جوابی را شنید که از انگلیسی ها شنید . البته روایت در مورد اقتدار و جسوری ایشان زیاد است و همین بس که " علی خان " که خود اهل " بهار " بوده و در روسیه اقامت داشته می گوید از من در روسیه پرسیدند شیخ باقر بهاری چقدر لشکر دارد ؟ ما از ترس وی نمی توانیم به ایران بیاییم . علی خان می گوید در جوابشان گفتم ایشان لشکر ندارد ولی اگر با قلم اذن جهاد بدهد همه مردم اعم از زن و مرد پیر و جوان لشکر و سرباز او خواهند شد و بیش از یک فرمانده از او اطاعت خواهند کرد.

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 16
برچسب ها : ,
نوشته شده در دوشنبه 5 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
دعای افطار

بهترین سوره و دعا قبل افطار

  از مهمترین امور در افطار و سحری، قبل از شروع و بعد از گفتن «بسم الله الرحمن الرحیم » خواندن سوره ی قدر است.

 بهترین دعا « اللهم رب النور العظیم » که معروف به دعای عهد می باشد.

 

طبق روایتی ازامام صادق علیه السلام، جبرئیل امین به حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است:

یا محمد! کسی که در ماه رمضانبا این دعا قبل از افطار دعا کند، خداوند دعاهای او را مستجاب، نماز و روزه ی او را قبول و ده دعای او را بر آورده می نماید،گناهان او را می بخشد  غم و غصه ی او را از بین می برد و گرفتاریهایش را برطرف می کند، حاجت او را برآورده می نماید، او را به مقصودش می رساند، عمل او را با عمل صدیقین و پیامبران بالا می برد و در روز قیامت چهره ی او درخشان تراز ماه شب چهارده خواهد بود.

 

المراقبات به نقل از سید بن طاووس

  التماس دعا از همگی دوستان

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظیمِ، وَ رَبَّ الْکُرْسِىِّ الرَّفیعِ، وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ، وَ مُنْزِلَ التَّوْراةِ وَالْإِنْجیلِ وَالزَّبُورِ، وَ رَبَّ الظِّلِّ وَالْحَرُورِ، وَ مُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظیمِ، وَ رَبَّ الْمَلائِکَةِ الْمُقَرَّبینَ، وَالْأَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلینَ اَللّهُمَّ إِنّى أَسْأَلُکَ بوَجْهِکَ الْکَریمِ، وَ بِنُورِ وَجْهِکَ الْمُنیرِ، وَ مُلْکِکَ الْقَدیمِ، یا حَىُّ یا قَیُّومُ، أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذى أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَالْأَرَضُونَ، وَ بِاسْمِکَ الَّذى یَصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَالْآخِرُونَ، یا حَیّاً قَبْلَ کُلِّ حَىٍّ، وَ یا حَیّاً بَعْدَ کُلِّ حَىٍّ، وَ یا حَیّاً حینَ لا حَىَّ، یا مُحْیِىَ الْمَوْتى، وَ مُمیتَ الْأَحْیاءِ، یا حَىُّ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ.

 

اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمامَ الْهادِىَ الْمَهْدِىَّ الْقائِمَ بِأَمْرِکَ، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ الطّاهِرینَ، عَنْ جَمیعِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ فى مَشارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغارِبِها، سَهْلِها وَ جَبَلِها، وَ بَرِّها وَ بَحْرِها، وَ عَنّى وَ عَنْ والِدَىَّ مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ، وَ مِدادَ کَلِماتِهِ، وَ ما أَحْصاهُ عِلْمُهُ، وَ أَحاطَ بِهِ کِتابُهُ. أَللّهُمِّ إِنّى أُجَدِّدُ لَهُ فى صَبیحَةِ یَوْمى هذا، وَ ما عِشْتُ مِنْ أَیّامى عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَةً لَهُ فى عُنُقى، لا أَحُولُ عَنْها، وَ لا أَزُولُ أَبَداً. اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِنْ أَنْصارِهِ وَ أَعَوانِهِ، وَالذّابّینَ عَنْهُ، وَالْمُسارِعینَ إِلَیْهِ فى قَضاءِ حَوائِجِهِ، وَالْمُمْتَثِلینَ لِأَوامِرِهِ، وَالْمُحامینَ عَنْهُ، وَالسّابِقینَ إِلى إِرادَتِهِ، وَالْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ.

 

 

اَللّهُمَّ إِنْ حالَ بَیْنى وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذى جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً، فَأَخْرِجْنى مِنْ قَبْرى مُؤْتَزِراً کَفَنى، شاهِراً سَیْفى، مُجَرِّداً قَناتى، مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعى فِى الْحاضِرِ وَالْبادى. اَللّهُمَّ أَرِنِى  الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ  وَالْغُرَّةَ الْحَمیدَةَ، وَاکْحَُلْ ناظِرى بِنَظْرَةٍ مِنّى إِلَیْهِ، وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ، وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ، وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ، وَاسْلُکْ بى مَحَجَّتَهُ، وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ، وَاشْدُدْ أَزْرَهُ، وَاعْمُرِ اللّهُمَّ بِهِ بِلادَکَ ، وَ أَحْىِ بِهِ عِبادَکَ، فَإِنَّکَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ: ظَهَرَ الْفَسادُ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِى النّاسِ، فَأَظْهِرِ اللّهُمَّ لَنا وَلِیَّکَ وَابْنَ بِنْتِ نَبِیِّکَ الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسُولِکَ

 

 

حَتّى لا یَظْفَرَ بِشَىْءٍ مِنَ الْباطِلِ إِلّا مَزَّقَهُ، وَ یُحِقَّ الْحَقَّ وَ یُحَقِّقَهُ، وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِکَ  وَ ناصِراً لِمَنْ لا یَجِدُ لَهُ ناصِراً غَیْرَکَ، وَ مُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ أَحْکامِ کِتابِکَ، وَ مُشَیِّداً لِما وَرَدَ مِنْ أَعْلامِ دینِکَ، وَ سُنَنِ نَبِیِّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدینَ، اَللّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِیَّکَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِرُؤْیَتِهِ، وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلى دَعْوَتِهِ، وَارْحَمِ اسْتِکانَتَنا بَعْدَهُ ، اللّهُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَ عَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً وَ نَراهُ قَریباً، بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

 

 

اَلْعَجَلَ، اَلْعَجَلَ؛ یا مَولای یا صاحِبَ الزَّمانِ

اَلْعَجَلَ، اَلْعَجَلَ؛ یا مَولای یا صاحِبَ الزَّمانِ

اَلْعَجَلَ، اَلْعَجَلَ؛ یا مَولای یا صاحِبَ الزَّمانِ

 

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 47
برچسب ها : ,
نوشته شده در دوشنبه 5 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
طب

7 روش درمانی در طب اسلامی

تغذیه درمانی و نگاه به نوع تغذیه، اساس و اصل تمام مكاتب پزشكی جهان، از جمله مكتب پزشكی جامع اسلامی است. این بحث در طبّ جامع اسلامی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است كه به بحث «اطعمه و اشربه» معروف است.  بحث «اطعمه و اشربه» توجه خاصی به نوع، كیفیت و زمان مصرف غذا دارد.


زالو و خواصّ عجیب آن
کشورهایی نظیر روسیه، انگلستان و «آلمان» از تولید و صادرات زالو درآمد هنگفت ارزی به دست می‌آورند. زالو از 2500 سال قبل در هند، «یونان»، «روم»، ایران و سپس در اروپا مورد استفادة پزشکی قرار گرفته است و در کشور روسیه بیماری‌های مختلف با زالو معالجه می‌شود.

جادوی مس؛ ماندگاری و پاکیزگی  (دكتر حسین روازاده)
تاثیر مس در متوقف کردن عفونت های بیمارستانی طی آزمایش بالینی در یکی از بیمارستان های پیشرو انگلیس مطالعه شد . هدف این دوره آزمایش 18 ماهه در بیمارستان سلی اوک بیرمنگهام، پی بردن به پاسخ این سئوال بود که آیا نصب و به کارگیری سطوح مسی، میکروب MRSA و دیگر عفونت های بیمارستانی را از بین می برد. دانشمندان دانشگاه ساوت همپتون این مطالعه را ادامه دادندکه ثابت می کند این فلز با جلوگیری از تولید مثل و تخریب DNA باکتری ها، آنها را از بین می برد.
7 روش درمانی در طب اسلامی

سید محمد ظاهر محمدی
1. تغذیه درمانی

تغذیه درمانی و نگاه به نوع تغذیه، اساس و اصل تمام مكاتب پزشكی جهان، از جمله مكتب پزشكی جامع اسلامی است. این بحث در طبّ جامع اسلامی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است كه به بحث «اطعمه و اشربه» معروف است.

بحث «اطعمه و اشربه» توجه خاصی به نوع، كیفیت و زمان مصرف غذا دارد.
طبّ جامع اسلامی تغذیة سالم و صحیح را ضامن سلامتی انسان می‌داند1 و به همین جهت اولین شیوه از هفت شیوه درمان جسمانی را به این امر مهم اختصاص داده است.2

در نظر گرفتن حلال و حرام بودن غذاها و نوشیدنی‌ها و چگونگی حلال شدن و حرام بودن آنها را فقط در تحقیق قواعد تغذیه ای اسلامی می‌توان به این سادگی و جامعی یافت و این بحث در سایر مكاتب تغذیه ای و درمانی یا مفقود است یا به صورت ناقص و طبق اعتقادات خرافی موجود است.3

2. گیاه درمانی

در طبّ جامع اسلامی در مورد گیاه درمانی و كیفیت استفاده از گیاهان در شفابخشی تمام بیماری‌ها بحث مفصلی شده است.4 آیات و روایات و تحقیقات دانشمندان طبّ جامع اسلامی در این باره بسیار گسترده و كامل است، طوری كه اگر كسی فقط در این روش از درمان موفق به كسب تبحر و تجربه شود، می‌تواند بسیاری از بیماری‌ها را درمان کند و در حرفه خود كامل شود.5

3. حجامت درمانی

طبّ جامع اسلامی، حجامت را سومین ستون طبّ جسمانی قرار داده است و در مورد حجامت كه قدمت 5000 ساله یا بیشتر دارد،6 نظریه‌های نوینی را ارائه می‌دهد، از جمله این كه:
- طبّ جامع اسلامی اصول سرّی این شیوه از طبّ را توضیح داده است،
- روابط مختلف بین بدن و جهان هستی در طیّ استفاده از این شیوه،
- روابط بین مایعات درون اعضاء و اجزای رئیسة بدن نسبت به ظاهر بدن و محیط اطراف،
- توجه به دفع شرّ موجودات غیر ارگانیك (امواج منفی) در طیّ انجام حجامت كه با قرائت آیات و دعاهای خاصی انجام می‌شود.
- شناسایی بی‌سابقة قسمت‌های حجامت بر روی بدن انسان
- مشخص نمودن رابطة بین حجامت در قسمت‌های مختلف بدن و درمان‌های خاص،
- معرفی زمان‌های مختلف (مفید یا مضر) به جهت انتخاب روز و ساعت و ماه و سال و حالت‌های مختلف فلكی و نجومی.

4. فصد درمانی

فصد درمانی (رگ زدن) همانند حجامت درمانی است که با تمام فصد درمانی‌های قبل از اسلام، هفت خصیصة متفاوت دارد. همچنین بیش از صدها خصیصة متفاوت با گرفتن خون وریدی كه توسط سازمان انتقال خون در طبّ جامع اسلامی معرفی شده است، دارد.

5. سنگ درمانی

سنگ‌های موجود در طبیعت همانند گیاهان و حیوانات دارای خواصّ مهمّ طبی و غیرطبی هستند. دانشمندان امروزه به خوبی متقاعد شده اند كه سنگ بر ماده اثرگذار است.
سنگ هم امواج را دگرگون می‌كند و هم امواجی را از خود ساطع می‌كند. در طبّ جامع اسلامی هر سنگی، هم به تنهایی معرفی شده7 و هم در زیر مجموعة سنگ‌های هم خانوادة خود تعریف شده است. حكمای اسلامی با استفاده از هزاران حدیث و روایت دربارة خواصّ سنگ‌ها که از چهارده معصوم(ع) روایت شده است، راجع به سنگ شناسی و كیفیت استفاده از سنگ‌ها بر اساس شناخت طبیعت8 آنها، تألیفات و تحقیقات گرانقدری دارند. نقش نگین معصومین دراین زمینه قابل اشاره است.

6. عطر درمانی

در هیچ مكتب درمانی قبل یا بعد از اسلام، و حتی در هیچ مذهبی به اندازة تعالیم مذهب اسلام، در مورد عطرهای مختلف نظری ارائه نشده است، البته با مراجعه به كتب تدوین شده در مورد عطر درمانی در طبّ جامع اسلامی، می‌توان با روحیات و علائم ظاهری و باطنی بیماری‌ها و كیفیت تأثیر مواد لطیف بر بدن آشنا شد و متوجه طبیعت مختلف عطرها و رایحه‌های گوناگون و اثرات آنها گردید. عطرها معمولاً به طور بسیار ظریف بر محرك‌های درونی بدن تأثیر می‌گذارند و موجب درمان می‌شوند. طبّ جامع اسلامی علاوه بر شناسایی طبیعت عطرها، این محرك‌های درونی را نیز معرفی می‌كند.
 
7. رنگ درمانی
در رنگ درمانی اسلامی اعتقاد بر این است كه بسیاری از بیماری‌ها را می‌توان فقط با استفاده از رنگ درمان کرد. البته این درمان باید با مراعات تمام قواعد و اصول رنگ درمانی اسلامی انجام شود.

شیوة استنشاق رنگ كه با استفاده از فنّ تجسّم خلّاق اعمال می‌شود، یا به كار بردن مایعات رنگین یا استفاده از لباس‌ها، وسایل و سنگ‌ها با رنگی خاص كه حالت تعادل را ایجاد می‌كنند، در درمان بیماری‌ها  مؤثّر است. البته امروزه تأثیرات انرژیك نامحسوس رنگ بر روی روح و جسم به اثبات رسیده است.9

در رنگ درمانی اسلامی اعتقاد بر این است كه هر یك از رنگ‌ها دارای طیفی خاص است كه با ردیفی از طول موج‌ها ارتباط دارد، یعنی صدها اختلاف رنگ جزئی و نامحسوس وجود دارد كه حضرت علی(ع) در «نهج البلاغه» به آنها اشاره نموده است و در آیات و روایات در به كارگیری صحیح آنها توصیه شده است.

 از آنجا كه میزان ارتعاش رنگ‌ها یكسان و بسیار شبیه به هم است همة آنها برای چشم انسان قابل رؤیت نیستند. كلمة «نور» كه در برگیرندة انواع رنگ هاست، در آیات و روایات بسیار آمده است و در ابعاد مختلف رنگ درمانی با استفاده از منابع دینی و دستورات پایه ای طبّ جامع اسلامی این درمان صورت می‌گیرد.

طول موج رنگ بنفش كوتاه ترین طول موج است و از 380 تا 450 نانومتر بُرد دارد. رنگ قرمز دارای بلندترین طول موج و بُرد آن از 630 تا 730 نانومتر است.

رنگ‌ها به شیوه‌های مختلفی بر ذهن، روح و جسم انسان تأثیر می‌گذارند كه تمام این تأثیرات و كیفیت حصول آنها در رنگ درمانی طبّ جامع اسلامی بحث شده است.


  زالو و خواصّ عجیب آن
آیت الله آل اسحاق
زالو به عربی « عَلَق » و از نرم‌تنان آبزی است که در شالیزارها و مرداب زندگی می‌کند. جانورشناسان تاکنون 650 نوع زالو را شناسایی کرده‌اند که برخی از انواع زالو بسیار سمّی و خطرناک هستند و بعضی از انواع زالوها مفید و آثار درمانی ارزنده‌ای دارند که ما در این مقاله به آنها اشاره می‌کنیم.

خاصیت درمانی زالو در بزاق دهان او است که مادّة ضدّ انعقاد خون به نام هیرودین است و موجب رقیق شدن خون و باز شدن گرفتگی رگ‌ها و در نتیجه افزایش خون‌رسانی به مغز و بدن می‌شود.

به عقیدة بعضی، کارشناسان 100 نوع مادّة ویژه با اثرات درمانی گوناگون توسط زالو در خون ترشّح می‌شود و مورد توجّه پزشکان و جرّاحان قرار گرفته است و در «اروپا» و آمریکا در موارد گرفتگی رگ‌های قلب، گرافت‌های پوستی و زیبایی پوست و جرّاحی قلب و پیوند اعضا و تقویت سیستم دفاعی بدن از آن استفاده می‌شود.
در قانون بوعلی سینا فصلی دربارة زالو و علائم زالوهای سمّی و زالوهای مفید آمده است.

کشورهایی نظیر روسیه، انگلستان و «آلمان» از تولید و صادرات زالو درآمد هنگفت ارزی به دست می‌آورند.

زالو از 2500 سال قبل در هند، «یونان»، «روم»، ایران و سپس در اروپا مورد استفادة پزشکی قرار گرفته است و در کشور روسیه بیماری‌های مختلف (سردرد، امراض قلبی، پوستی و ضعف قوای جنسی) با زالو معالجه می‌شود.

در «مسکو» و «اکراین» کِرم‌های آرایشی برای رفع چین و چروک صورت تولید شده که مادّة مؤثّر آن از بزاق دهان زالو گرفته شده است.

پروفسور می یر، آلتون، اوخنر و هورنر معتقدند هرگونه کانون عفونی بدن را به وسیلة زالو می‌توان ریشه‌کن کرد.

هر زالو 5 تا 15 میلی لیتر خون می‌مکد (10 برابر حجم بدن خود) در مدّت 15 تا 60 دقیقه، پس از جدا شدن زالو خون‌ریزی 2 تا 10 ساعت طول می‌کشد. با انداختن دو عدد زالو پشت گوش‌ها می‌توان امراض صعب العلاج مغز (CXS) پارکینسون، رعشه، (MS) و (VA) گرفتگی عروق مغز، آلزایمر و صرع را معالجه کرد.

با زالو درمانی می‌توان زخم معده، کولیت روده، پرستات، امراض ریوی، التهابات کبد، کیسة صفرا و بواسیر را معالجه کرد.

با زالو درمانی می‌توان ناباروری مردان (ضعف اسپرم ـ واریکوسل)، کاهش میل جنسی و ترک اعتیاد موادّ مخدّر را معالجه کرد.

بوعلی سینا در قانون می‌فرماید: از زالوهایی که کرک‌های ریز و نرم دارند یا لاجوردی هستند یا یک خطّ قرمز در سراسر کمرشان هست، پرهیز کنید؛ زیرا دچار بیهوشی، خون‌ریزی، تب، سستی و قرحه‌های بدخیم خواهید شد.

از زالوهایی که در آب‌های خزه‌دار که محلّ زیست قورباغه‌ها است، استفاده کنید.

از زالوهایی که در آب‌های گل‌آلود سیاه هستند، استفاده نکنید.

زالو بهتر از حجامت خون فاسد را از عمق بدن بیرون می‌کشد. اوّل محلّ زالو را با آب گرم پاک کنید ( از صابون‌های عطری استفاده نکنید). جایی را که می‌خواهید زالو بیندازید، اوّل با دست مالش بدهید تا سرخ شود. اگر جای زالو را با گل سرشوی یا خون بمالند، زالو بهتر می‌گیرد. بهتر آن است که پس از جدا شدن زالو محلّ گزش او را حجامت بدهند.

اگر پس از جدا شدن زالو خون بند نیامد، پودر مازوج سوخته، نوره یا خاکستر یا پودر نرم زردچوبه استعمال شود.

موارد استفاده از زالو در مجمع پژوهشگران طبّ گیاهی بوعلی‌سینا

1. دُمَل‌ها و زخم‌های چرکی و جوش‌هایی که در اثر عفونت خون یا در اثر ترشّح هورمون جنسی در خون (در اوایل بلوغ) بر پوست چهره و بدن ظاهر می‌شود و آفتِ زیبایی دختران جوان است. زیر هر زخم یک عدد زالو بیندازد.

2. غدّه‌های عفونی زیر پوست که درد دارد با انداختن یک زالو زیر غدّه یا در ورم گلو از بیرون معالجه می‌شود.

3. برای گرفتگی رگ‌های قلب که موجب عوارض قلبی و تنگی نفس می‌شود و دکترها با عمل باز و هزینه‌های کلان بدون ضمانت عمل می‌کنند. با انداختن 4 عدد زالو بالای پستان چپ با ضمانت و هزینة کم رگ‌ها باز می‌شود و این مجمع صدها تجربه در این زمینه دارد.

4. عوارض سکتة مغزی و نرسیدن خون به مغز به صورت فلج یک‌طرفه و رعشه و لرزش سر و دست‌ها و ضعف مغز ظاهر می‌شود. با انداختن 2 عدد زالو به پشت گوش طرف مقابل آن طرفی که فلج شده، مویرگ‌های مغز باز و معالجه می‌شود...

و ده‌ها موارد استفادة دیگر.


جادوی مس؛ ماندگاری و پاکیزگی
دکتر حسین روازاده
 
به گفته باستان شناسان، انسان در پنج هزار سال اول حیات متمدنانه خود تنها فلزی که می شناخت مس بود سکه هایی که این روزها دردست مردمان سراسر جهان می چرخد گواهی بر ماندگاری هزاران ساله مس است.شیمیدانان می گویند مس دارای خاصیت بازیافت همیشگی وپایان ناپذیر است .معنای ساده این سخن این است که هر مقدار مس که بشر از آغاز تاکنون تولید کرده، همچنان وجود دارد وبرای دیدن آن کافی است سرتان را به سوی کالاهای مسی ، مفرغی وبرنجی بچرخانیم.ممکن است یک قطعه سیم نازک مسی که امروزه دردست ماست، همین چند سال پیش از یک معدن در گوشه ای ازایران ویاجایی دیگر در جهان آمده باشد،شاید هم هزار سال پیش سکه ای دردربار عباسیان بوده ویا500سال پیش توسط بازرگانی ونیزی در قبال مقداری چرم وپوست ودر شکل سکه های رومی به یک بازرگان عرب پرداخت شده است .کسی به درستی نمی داند میلیون ها قطعه مس که شناسنامه ندارند، از کجا وطی چه مسیرهایی به دست دارندگان امروزی آنها رسیده است.

البته امروزه کارخانه ای مانند زیمنس آلمان ، حتما از مبدا شمش های مسی که استفاده می کند، خبر دارد، اماازمقصد آن فقط تا مرحله صادرات خبردارد وبعد از آن معلوم نیست که قطعات کوچک مس که در کالاهای صنعتی زیمنس به کار رفته چه مسیری را طی خواهد کرد. از کجا سر در می آورد.شاید بپرسید اهمیت این بحث در چیست؟در نگاه نخست شاید این بحث ارزشی نداشته باشد وبیشتر ، سرگرمی ذهنی به نظر بیاید.اما با دنبال کردن این بحث به سوی گذشته هایی که تاحدودی می شناسیم وآینده هایی که اصلا نمی شناسیم ،قطعات "بی ارزش  " مس که پیرامون خود می بینیم برایمان اهمیت ویژه ای پیدا می کنند.آنها حتی به ما کمک می کنند که بردانش خود بیفزاییم.مثلا می توانیم فکر کنیم سکه ای که قدیمی ترین قطعه مسی که شناخته شده ساخت دست انسان هایی است که 8700 سال پیش از میلاد مسیح می زیسته اند ، شاید پیش از آن هم چیزی بوده که بشر از آن بی اطلاع است. در دست ماست یا از پشت شیشه های موزه به آن نگاه می کنیم، شاید از همان مسی ساخته شده که برای نخستین بار 10 هزار سال پیش در بین النهرین ساخته شد.قدیمی ترین قطعه مس شناخته شده ساخت دست انسان هایی است که 8700 سال پیش از میلاد مسیح می زیسته اند،شاید پیش از آن هم چیزی بوده که بشر از آن بی اطلاع است.

در ده هزار سالی که از تلاش مردمان بین النهرین برای بیرون کشیدن مس ودیگر فلزات از دل سنگ می گذرد،تنها بخش کوچکی از مس جهان استخراج شده واکنون بطن زمین با سخاوت فراوان آماده اهدای مس به انسان هاست.بشر تاکنون حدود سه میلیارد تن مس را در طبیعت شناسایی کرده اما تنها 12درصد از آن را استخراج کرده ومابقی دردل خاک ومنتظر اکتشاف واستخراج است .علت اینکه انسان ها ناگزیر نشده اند ،منابع مس را مانند نفت وگاز به صورت یکسویه مصرف وتباه کنند، درتجدیدپذیری وتغییر پذیری حیرت انگیز مس نهفته است.مثلا در آمریکا همه ساله نیمی از تولیدات مس، از سنگ مس وبه اصطلاح به صورت دست اول تولید می شودو نیم دیگر از بازیافت مس های موجود به دست می آید.تازه اگر سیم های برق را که عمدتا از مس معادن ساخته می شوند، استثناء کنیم آمارشگفت آورتری به دست می آید:هر سال سه چهارم مس مصرفی آمریکا از بازیافت مس های موجود به دست می آید وتنها یک سوم آن از معادن استخراج می شود.اهمیت این بحث در چند چیز است.اول اینکه نشان می دهد،انعطاف پذیری مس باعث صرفه جویی در مصرف آن  می شود وبا این صرفه جویی نگرانی از نیاز های آتی برطرف و حقوق نسل نسل های آینده تامین می شود.دیگر اینکه سرعت تخریب طبیعت ومحیط زیست به شدت کاهش می یابدو سوم اینکه هزینه تولید کم تر می شود.در واقع هر واحد مس که از معدن استخراج می شود به ماده ای  همیشگی تبدیل می شود وهزینه ای که بابت تولید آن صرف شده،در صدها وهزاران سال آینده باید مستهلک شود نه اینکه ماند کالاهای تجدید ناپذیر ، هزینه ای گزاف برای مصرفی پایان پذیر باشد.1
 
تاثیر مس در متوقف کردن عفونت های بیمارستانی طی آزمایش بالینی در یکی از بیمارستان های پیشرو انگلیس مطالعه شد . هدف این دوره آزمایش 18 ماهه در بیمارستان سلی اوک بیرمنگهام، پی بردن به پاسخ این سئوال بود که آیا نصب و به کارگیری سطوح مسی، میکروب MRSA و دیگر عفونت های بیمارستانی را از بین می برد. دانشمندان دانشگاه ساوت همپتون این مطالعه را ادامه دادندکه ثابت می کند خواص ضد میکروبی طبیعی مس و آلیاژهای آن به طور چشمگیری حضور باکتری های رشته ای را کاهش میدهد. آنها دریافتند این فلز با جلوگیری از تولید مثل و تخریب DNA باکتری ها، آنها را از بین می برد.

هر ساله حدود 300 هزار بیمار در بیمارستاهای انگلیس به عفونت های بیمارستانی مبتلا می شوند و حداقل 5000 نفر از آنها جان خود را از دست می دهند. بیشترین عفونت ها در تماس با سطوحی چون دستگیر ه درها، شیرهای دستشویی، سیفون ها ونرده ها منتقل می شود. مطالعات نشان داده است که یک سطح مسی به مساحت یک سانتی متر مربع،10 میلیون باکتری MRSA را ظرف 90 دقیقه از بین می برد. با توجه به اینکه تجمع میکروب ها روی دستگیره درها و در سایر سطوح به طور کلی کمتر از این میزان است، تصور می شود برای از بین بردن این عوامل بیماری زا روی سطوح بیمارستانی فقط30 دقیقه زمان لازم است . در مقابل، باکتری ها می توانند تا چندین روز روی سطوح ساخته شده از فولاد ضد زنگ زنده بمانند و این در حالی است که سطوح فولادی در مراکز بهداشتی وبیمارستان ها به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرند.طی دوره آزمایشی 18 ماهه در بیمارستان سلی اوک که هم اکنون در حال انجام است. در یکی از بخش ها، همه دستگیره های فولادی و سطوح فلزی شیرهای دستشویی، سیفون ها ونرده ها را با مس جایگزین کرده اند. حتی مدادهایی که به وسیله کارمندان استفاده می شود را از برنج با درصد مس بالا در نظر گرفته اند. بخش مجاور این قسمت از بیمارستان را به همان حالت قبلی نگه داشته اند و دانشمندان به طور مرتب نمونه گیری هایی از دستگیره ها و سایر سطوح انجام می دهند تا مشخص کنند مس تا چه اندازه در کشتن میکروب ها موثر است. آزمایش های اخیر نشان می دهد که مس نه تنها میکروب MRSA را می کشد، بلکه در مقابل یک گونه کشنده باکتریایی به نام کلوستریدیوم دیفیسیل(Clostridium Difficile ) که بسیار مقاوم وعامل مرگ هزاران بیمار است،موفق ظاهر می شود.

اکنون دانشمندان  امیدوارند که بتوانند در برابر آنفولانزای مرغی تا حد امکان مقاومت کنند. اگر نتایج آزمایش ها موفقیت آمیز باشد، به احتمال زیاد هزاران بیمارستان اتصالات مسی را جایگزین انواع غیر مسی خواهند کرد تا مرگ ومیر در اثر عفونتهای بیمارستانی را کاهش دهند .
 
1. نشریه اخبار مس، شماره 27

_______________________________
پی‌نوشت‌ها:
1. ابنا بسطام نیسابوریین، طب الائمه، به اهتمام باسم محمود.
2. محسن عقیل، طب الائمه.
3. مامقانی، شیخ عبدالله، مرآت الكمال.
4. ابوعلی سینا، القانون فی الطب؛ عقیلی خراسانی،  مخزن الادویه.
5. محسن عقیلی، الداء و الدواء.
6. پرفسور و اسبانت، آیو ـ ورا، به نقل از: الحجامـة و الطب، نوشتة احمد صباح.
7. ابوریحان بیرونی، الجماهر فی معرفـة الجواهر، نسخة كتابخانة مجلس.
8. سیّد جمیلی، الاحجاز الكریمـة؛ سید عاطف، الاحجاز الكریمة.
9. ماكس لوشر، روانشناسی رنگ‌ها، ترجمة ویدا آبی‌زاده.

ماهنامه موعود شماره 111
ماهنامه موعود شماره 110
منبع: موعود
امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 21
برچسب ها : ,
نوشته شده در دوشنبه 5 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
اقدام

حاضری برای ظهور نیکوییی ها در جهان قدمی برداری؟

آیت الله وحید فرمودند:

امشب ۱۵ شعبان اعمال زیر را انجام دهید

۱-قرائت سوره یاسین و تقدیم آن به حضرت

۲-قرائت زیارت آل یاسین

۳- راس ساعت ۱۱ شب هر جا هستیم دعای فرج رازمزمه کنیم

الهم کن لولیک...

شاید این همدلی فرجی برای جهان حاصل نماید

التماس دعا

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 30
برچسب ها : ,
نوشته شده در دوشنبه 5 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
نامه امام

نامه ای از امام مهدی (عج) به شیخ مفید (رحمةالله علیه).

ای دوست مخلص! ای کسی که با ستمگران در راه ما مبارزه می کنی!

خداوند بزرگ، آن چنان که دوستان صالح ما را در گذشته یاری فرمود؛ شما را نیز با نصرت خود تأیید فرماید. ما با شما عهد می کنیم هر یک از برادران دینی شما که تقوا را سرمایه خویش قرار دهد، از فتنه های گمراه کننده در امان داریم و اگر کسی بر خلاف وظیفه رفتار کرده و از آن چه باید عمل کند بخل ورزد، مسلماً در هر دو جهان خسران و زیان نصیبش خواهد شد.

اگر شیعیان ما – که خداوند آن ها را به طاعت و بندگی خویش موفق بدارد – در وفای به عهد و پیمان الهی اتفاق و اتحاد داشته و عهد و پیمان الهی را محترم می شمردند، سعادت دیدار ما به تأخیر نمی افتاد و زودتر از این به سعادت دیدار ما نائل می شدند..

آن چه موجب جدایی ما و دوستانمان گردیده و آنان را از دیدار ما محروم نموده است، عمل نکردن آنان به احکام الهی است

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 20
برچسب ها : ,
نوشته شده در دوشنبه 5 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
خورشید

کشف کهکشانی که هر سال 250 خورشید تولید می کند!
ستاره شناسان انگلیسی با کمک تلسکوپ "آپکس" کهکشان جدیدی را کشف کردند که قادر است در هر سال 250 خورشید تولید کند. به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه دورهام انگلیس با کمک تلسکوپ "آپکس" واقع در کوههای آند و ارتفاع 5 هزار متری از سطح دریا موفق شدند این کهکشان جدید را که SMM J2135-0102 نام دارد کشف کنند.
این کهکشان آنچنان دور است که وقایعی که اکنون در آن مشاهده می شوند 10 میلیارد سال قبل رخ داده اند. به این دلیل این ستاره شناسان موفق شده اند برای اولین بار اندازه گیریهای مستقیمی از ابعاد و نور مناطق تشکیل ستارگان در جهان نخستین (تنها حدود 4 میلیار سال پس از بیگ بنگ) به دست آورند.
این دانشمندان در این خصوص اظهار داشتند: "ما دریافتیم که SMM J2135-0102 در حال تولید ستارگان با یک ریتم برابر با حدود 250 خورشید در هر سال است."
براساس گزارش نیچر، این کهکشان جدید به دلیل جرم بسیار زیادی که دارد حتی از فاصله 10 میلیارد سال نوری نیز بسیار درخشان دیده می شود.
بزرگنمایی 32 برابر تلکسوپ "آپکس"، جزئیات بی سابقه ای را از ابعاد و جرم این کهکشان ارائه کرده است. این بزرگنمایی اجازه می دهد که دانشمندان ابرهای منشای تشکیل ستارگان را در داخل این کهکشان و در مقیاس بسیار جزئی حتی برابر با چند صد سال نوری شناسایی کنند.
نتایج این رصدها حاکی از آن است که این "کارخانه های ستاره سازی" از نظر ابعاد بسیار شبیه به ابرهای تشکیل دهنده ستارگان در کهکشان راه شیری هستند اما 100 برابر درخشان تر از ابرهای حاضر در کهکشان راه شیری به نظر می رسند.
این کشف نشان می دهد که تشکیل ستارگان در اولین فازهای زندگی کهکشانها فرایندی بسیار نیرومند بوده است.
امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 23
برچسب ها : ,
نوشته شده در دوشنبه 5 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
انشتاین

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند.. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند.

دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم.

به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند.

برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد." 

آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت:   " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."  

بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند.. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند.

بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.

آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش.. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ...

همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند.

بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود.

از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟

می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 20
برچسب ها : ,
نوشته شده در دوشنبه 5 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
دکارت

رِنه دِکارْت

(به فرانسوی: René Descartes) (زادهٔ ۳۱ مارس ۱۵۹۶ در لاهه - درگذشتهٔ ۱۱ فوریه ۱۶۵۰ در استکهلم) ریاضی‌دان و فیلسوف فرانسوی بود.

 

زندگی

رنه دکارت ، فیلسوف ، ریاضیدان ، و فیزیکدان بزرگ عصر رنسانس در روز ۳۱ ماه مارس ۱۵۹۶ میلادی ، در شهرک لاهه از ایالت تورنِ (Touraine) فرانسه متولد شد. مادرش در سیزده ماهگی وی درگذشت، و پدرش قاضی و مستشار پارلمان انگلستان بود.

دکارت در سال ۱۶۰۶ میلادی، هنگامی‌ که پسر ده ساله‌ای بود، وارد مدرسه لافلش (La Fleche) شد. این مدرسه را فرقه‌ای از مسیحیان به نام ژزویتها یا یسوعیان تأسیس کرده بودند و در آن علوم جدید را همراه با تعالیم مسیحیت تدریس می‌کردند. دکارت طی هشت سال تحصیل در این مدرسه ، ادبیات ، منطق ، اخلاق ، ریاضیات و مابعدالطبیعه را فرا گرفت. در سال ۱۶۱۱ میلادی ، دکارت در یک جلسه سخنرانی تحت عنوان اکتشاف چند سیاره سرگردان در اطراف مشتری، از اکتشافات گالیله اطلاع حاصل کرد. این سخنرانی در روح او تأثیر فراوان گذاشت.


پس از اتمام دوره و خروج از لافلش ، مدتی به تحصیل علم حقوق و پزشکی مشغول گردید، اما در نهایت تصمیم گرفت به جهانگردی پرداخته و آن‌گونه دانشی را که برای زندگی سودمند باشد ، فرا بگیرد. به همین منظور، مدتی به خدمت ارتش هلند درآمد، چرا که فرماندهی آن را شاهزاده‌ای به نام موریس بر عهده داشت که در فنون جنگ و نیز فلسفه و علوم مهارتی به سزا داشت و بسیاری از اشراف فرانسه دوست داشتند تحت فرمان او فنون رزمی را فرا بگیرند. دکارت در مدتی که در قشون ارتش هلند بود، به علم مورد علاقه خود، یعنی ریاضیات، می‌پرداخت.

در بهار سال ۱۶۱۹ میلادی از هلند به دانمارک و آلمان رفت، و به خدمت سرداری به نام ماکسیمیلیان درآمد . اما زمستان فرا رسید و در دهکده نوبرگ (Neuberg) در حوالی رود دانوب ، بی دغدغه خاطر و با فراغت تمام، به تحقیق در ریاضیات پرداخت و براهین تازه‌ای کشف کرد، که بسیار مهم و بدیع بود و در پیشرفت ریاضیات، تأثیر به سزایی گذاشت.

پس از مدتی، دکارت به فکر یکی‌ساختن همه علوم افتاد . در شب دهم نوامبر ۱۶۱۹ ، وی سه رؤیای امید‌بخش دیده، و آن ها را چنین تعبیر کرد، که «روح حقیقت او را برگزیده و از او خواسته تا همه دانش‌ها را به صورت علم واحدی درآورد.»

این رویاها به قدری او را مشعوف ساخت، که نذر کرد تا مقبرهٔ حضرت مریم را در ایتالیا زیارت نماید. وی چهار سال بعد به نذر خود وفا کرد.

از ۱۶۱۹ به بعد ، چند‌سالی در اروپا به سیاحت پرداخت و چند‌سالی هم در پاریس اقامت کرد . اما زندگی در آن‌جا را که مزاحم فراغت خاطر خود می‌دید، نپسندید و در سال ۱۶۲۸ میلادی بار دیگر به هلند بازگشت، و در آن دیار ، تا سال ۱۶۴۹ میلادی ، مجرد ، تنها ، و دور از هر‌گونه غوغای سیاسی و اجتماعی، تمام اوقات خود را صرف پژوهش‌های علمی و فلسفی نمود. تحقیقات وی ، بیشتر تجربه و تفکر شخصی بود، و کمتر از کتاب استفاده می‌کرد.

در سپتامبر ۱۶۴۹ به دعوت کریستین ، ملکه سوئد برای تعلیم فلسفه خویش به دربار وی در استکهلم رفت. اما زمستان سرد این کشور اسکاندیناوی از یک‌سو و ضرورت سحرخیزی در ساعت پنج بامداد برای تعلیم ملکه از سوی دیگر، دکارت را که به این نوع آب و هوا و سحرخیزی عادت نداشت، به بیماری ذات‌الریه مبتلا ساخت.

دکارت از دانشمندان و فیلسوفان بزرگ تاریخ به حساب می‌آید. او قانون شکست نور را در علم فیزیک کشف کرد و هندسه تحلیلی را در ریاضیات و هندسه بنا نهاد.

مسائل اصلی دکارت

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

دکارت در آغاز با دو مسئله اساسی روبرو بود:

 

معرفت یقینی

دکارت در آغاز جوانیش بسیار دلبسته ریاضیات بود . این به خاطر آن بود که می دید ریاضیات دارای نظامی کاملاً یقینی است‎ ، در حالی که سایر رشته‌های علمی و مخصوصا فلسفه این گونه نیست. فکر او بیشتر از هر چیزی متوجه فلسفه بود ، زیرا فلسفه را بنیاد معرفت بشری می‌دانست و اگر فلسفه به یقین نمی‌رسید، به هیچ دانشی نمی‌شد اعتماد کرد.

در آن زمان، بسیاری از اندیشمندان به شکاکیت مطلق فلسفی گرویده بودند و می‌گفتند : در هیچ موضوعی نمی‌توان به یقین، رسید. دکارت این امر را قبول نداشت و می خواست به هر صورتی که شده، یقین را داخل در فلسفه و دانش کند.

به همین خاطر به این فکر افتاد تا فلسفه و تمام دانشهای انسانی را به روشی ویژه با هم درآمیزد و طوری آن را بنا کند که مانند ریاضیات کاملاً یقینی باشد.

رابطه جسم و روح

در دوره دکارت ( قرن هفدهم میلادی) فیزیک و به دنبال آن مکانیک تا حد زیادی پیشرفت کرده بود . یکی از مسائل عمده این فیزیک جدید، آن بود که ماهیت ماده چیست؟ چه چیزی باعث فرایندهای مادی و طبیعی می‌شود؟ یعنی چه چیزی موجب می‌شود حرکات و حوادث مختلف طبیعی (مثل باریدن باران، گردش سیارات، روییدن گیاهان ، زلزله و غیره...) اتفاق بیفتند؟

در آن زمان نگرش مکانیکی و مادی به طبیعت، نفوذ زیادی بین مردم و دانشمندان داشت. نگرشی که دلیل همه حرکات و حوادث جهان را در خود جهان و ماده آن می‌دانست،نه امور غیر مادی و ماوراء طبیعت. یعنی می‌گفت: همه چیز در عالم، به طور خودکار و طبق قوانین فیزیکی کار می‌کند. اما در اینجا پرسشی اساسی وجود داشت که با تبیین مادی از طبیعت جور در نمی‌آمد:

علت اعمال و حرکات ما انسان‌ها چیست ؟ این علت ، از دو حال خارج نیست : یا جسم و بدنمان است یا چیز دیگری غیر از آن. ما به طور واضح درک می کنیم که جسم ما که ماده ما است تحت فرمان ما قرار دارد و ما خودمان علت اعمال و رفتارمان هستیم ؛ اما این خود چه چیزی است ؟ آیا منظور از این خود، روح ما است؟ اماروح انسانی چیست ؟ چه رابطه‌ای میان روح و جسم انسان وجود دارد؟ روح انسان به طور مسلم امری مادی نیست؛ بنابراین، آیا امری غیر مادی در ماده اثر می گذارد؟ این امر چگونه ممکن است؟

این پرسش ها فکر دکارت را به خود مشغول کرده بود.

روش شک دکارت

دکارت در ابتدا برای دستیابی به معرفت یقینی، از خود پرسید:

آیا اصل بنیادینی وجود دارد تا بتوانیم تمام دانش و فلسفه را بر آن بناکنیم و نتوان در آن شک کرد؟

راهی که برای این مقصود به نظر دکارت می‌رسید، این بود که به همه چیزشک کند. او می خواست همه چیز را از اول شروع کند و به همین خاطر لازم می‌دانست که در همه دانسته‌های خود (اعم از محسوسات و معقولات و شنیده ها) تجدید نظر نماید.

بدین ترتیب شک معروف خود را که بعدها به روش شک دکارتی معروف شد، آغاز کرد. او این شک را به همه چیز تسری داد؛ تا جایی که در وجود جهان خارج نیز شک کرد و گفت: از کجا معلوم که من در خواب نباشم؟ شاید این طور که من حس می کنم یا فکر می نمایم یا به من گفته اند، نباشد و همه اینها مانند آنچه در عالم خواب بر من حاضر می‌شود، خیالات محض باشد. اصلاً شاید شیطانِ پلیدی در حال فریب دادن من است و جهان را به این صورت برای من نمایش می‌دهد؟

دکارت به این صورت به همه چیز شک کرد و هیچ پایه مطمئنی را باقی نگذاشت. اما سر انجام به اصل تردید ناپذیری که به دنبالش بود، رسید. این اصل این بود که:

من می‌توانم در همه چیز شک کنم، اما در این واقعیت که شک می کنم، نمی‌توانم تردیدی داشته باشم. بنابراین شک کردن من امری است یقینی. و از آنجا که شک، یک نحوه از حالات اندیشه و فکر است، پس واقعیت این است که من می اندیشم. چون شک می کنم،پس فکر دارم و چون می اندیشم، پس کسی هستم که می اندیشم.

بدین ترتیب یک اصل تردید ناپذیر کشف شد که به هیچ وجه نمی‌شد در آن تردید کرد. دکارت این اصل را به این صورت بیان کرد:

می اندیشم ، پس هستم. (اصل کوژیتو)

دکارت به هدف خود رسیده بود و فلسفه اش را بر اساس همین اصل بنیادین بنا کرد.

همگان دکارت را از جملهٔ بنیان‌گذاران فلسفهٔ جدید (فلسفهٔ بعد از دوران تولد مجدد) می‌دانند. او اولین فیلسوف بزرگ بعد از دوران قرون وسطی است، که به همراه فیلسوفانی نظیر اسپینوزا و گوتفرید لایبنیتز به مکتب اصالت عقل تعلق دارند؛ مکتبی که عقیده‌اش این بود، که: «به آنچه که حواس انسان ارائه می‌دهند نمی‌توان اطمینان کامل داشت، بلکه، تنها از راه عقل است، که شناخت حقیقی و یقین‌آور صورت می‌گیرد.»

وجود خدا

دکارت پس از این نتیجه گیری، از خود پرسید: آیا چیز دیگری هم هست که به این اندازه یقینی باشد و بتوان آنرا با این یقین شهودی درک کرد؟

پاسخ وی به این پرسش مثبت بود. دکارت بیان کردکه تصور روشن و واضحی از یک وجود کامل در ذهن دارد که همان خداوند است و این تصور را همیشه داشته است . وی به این نتیجه رسید که تصور وجود کامل و قادر مطلق، نمی‌تواند ساخته و پرداخته ذهن او باشد؛ زیرا او موجودی محدود و ناقص است و ممکن نیست وجود کامل و نامتناهی از موجود محدود و ناقص سرچشمه گرفته باشد. در واقع اگر وجود کاملی وجود نداشت، ما نیز تصوری از آن نداشتیم. پس تصور وجود کامل باید از خود آن وجود و به سخن دیگر از خداوند برآمده باشد. بنابراین خداوند وجود دارد.

به علاوه، دلیل دیگر برای وجود داشتن خدا این است که: تصور همه ما از این موجود کامل، این طور است که او از هر جهت کامل است. لازمه چنین تصوری آن است که این موجود، وجود خارجی داشته باشد.چرا؟ زیرا تصور ما این است که این موجود از هر جهت دارای کمال مطلق است و یکی از کمالات نیز، وجود داشتن است ؛ بنابراین اگر این موجود کامل وجود نداشته باشد، کامل نخواهد بود؛ یعنی موجود کامل، باید موجود ناکامل باشد و با این حساب به تناقض می رسیم.

به این ترتیب، دکارت وجود خدا را به دو دلیل، اثبات می‌کند.(البته برخی از فیلسوفان بعد از وی، اشکالات زیادی به این براهین گرفته اند.) به گفته دکارت،تصور خدا در ذات ماست؛خدا خودش این تصور را قبل از اینکه به این دنیا بیاییم، در ما قرار داده است.

وجود جهان خارج

دکارت، بقیه فلسفه اش را بر پایه این دو اصل، یعنی وجود خود و وجود خدا بنا کرد. او گفت:

من در عالم خارج، اموری را ادراک می کنم که مادی نیستنند و بنابراین با عقل ادراک شده اند نه با حس. مانند امتداد(عرض، طول و عمق) . هر شئ مادی امتداد دارد. چنین صفاتی که با عقل ادراک می‌شوند، به اندازه این واقعیت که من وجود دارم، روشن و بدیهی هستند. پس این امور هم یقینی هستند.

در ادامه، دکارت در اثبات اینکه جهان خارج وجود دارد و خواب و خیال نیست، از تصور موجود کامل یعنی خدا کمک می‌گیرد. به این صورت که:

وقتی عقل چیزی را به طور واضح و متمایز شناخت، این شناخت باید ضرورتا درست باشد؛ چرا که خداوند نه من را فریب می‌دهد و نیز روا نمی‌دارد که من در باره جهان و چیستی آن فریب بخورم. فریب کاری از عجز و نقص سرچشمه می‌گیرد.

بنابراین هرچه را با عقل خود درک کنیم، حتما صحیح است و یکی از اموری را که با عقل می یابیم، وجود واقعی جهان خارج می‌باشد.

جوهرهای سه گانه

پس تا این جا دکارت به سه امر کاملاً یقینی رسیده است که به گفته او، به هیچ وجه نمی‌توان در آن ها شک روا داشت:

1) این که موجودی اندیشنده است و وجود دارد.

2) این که خدا وجود دارد.

3) و این که عالم خارج واقعا وجود دارد . به اعتقاد وی، اساس تمام موجودات و آنچه را که در عالم است، می‌توان به دو امر بنیادین رساند. همه چیز از این دو جوهر قائم به ذات تشکیل شده است. به عبارت دیگر، دو گونه هستی کاملاً متفاوت وجود داردکه هر کدام از این دو گونه هستی، صفات مخصوص به خود را دارند:

1 ) جوهر بعد و امتداد که همان ماده است. (هستی خارجی)

2 ) جوهر اندیشه و فکر.(هستی درونی) نفس و اندیشه، آگاهی محض است ، جایی در فضا اشغال نمی‌کند ، و نمی‌توان آن را به اجزای کوچک تر تقسیم کرد. ولی ماده ، بعد یا امتداد محض است ، در مکان جای می‌گیرد و به همین خاطر می‌توان آن را به اجزای کوچک تر تقسیم نمود ؛ به علاوه ماده آگاهی ندارد. بدین ترتیب ، در نظر وی ، هستی و آفرینش به دوقسمت کاملاً متفاوت و مستقل از هم تقسیم گردید و به همین خاطر، دکارت را دوگانه انگار(dualist) می نامند ؛ یعنی کسی که قائل به شکاف عمیق بین هستی اندیشه و هستی ماده است.

البته باید توجه داشت که بنا به اعتقاد او، میان این دو جوهر در بدن انسان،از راه عضو خاصی در سر،که آن را غده صنوبری می نامد، ارتباط عمیقی برقرار است.

بنابراین ،در نظر او به طور کلی سه جوهر وجود دارد: نفس، جسم، و خداوند. دکارت، این سه را جوهر می نامد، زیرا هر یک قائم به ذات خود بوده و هر کدام یک صفات اساسی دارند که مخصوص به خودشان است. به این صورت که: صفت نفس، فکر، صفت جسم بعد و صفت خداوند کمال است

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 23
برچسب ها : ,
نوشته شده در دوشنبه 5 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
دختر امریکایی

مسائل متفرقه و دینی و اخلاقی
متولد شهر توسان ایالت آریزونا در آمریکا، 26 ساله، گل‌های سوسن آسیایی را دوست دارد. خانم «برندی چیس» (Brandy Chase) که بعد از مسلمان‌ شدن نام «امینه زهیره» را برای خود برگزیده است، خودش را این ‌گونه معرفی می‌کند: "یک زن مسلمان خلاق آرمان‌گرا که می‌کوشد تا راهش به ‌سوی بهشت را بیابد. من شبیه یک غنچه هستم که منتظر بهترین لحظه هستم تا باشکوه شکوفا شوم و رنگ‌های زیبایم را به‌دنیا ارزانی کنم." او که حالا خود را یک «مسلمة»‌ آمریکایی می‌داند، با مردی لبنانی ازدواج کرده است و دختری 6ساله و پسری 3ساله دارد و در امارات متحده عربی ساکن است.

نویسنده، شاعر ، هنرمند و طراح و همین‌طور یک بلاگر فعال است. شهادتین را در پنجم آگوست 2001 بر زندگی‌اش جاری کرده، تقریبا یک‌ ماه قبل از واقعه‌ی 11سپتامبر!

گفتگوی مفصل ما با ایشان را که در یک روز بهاری انجام شد، بخوانید. پیشاپیش، از سرکار خانم «مائده ایمانی» بابت همکاری در طراحی سؤالات متشکریم.

 

سؤال اول و اساسی! چطور مسلمان شدید؟

خب من مسیحی به ‌دنیا آمده بودم و تا 14سالگی هم مسیحی بودم. در این موقع، مسیحیت را رها کردم و ملحد شدم، دیگر به هیچ‌ خدایی باور نداشتم. اما مدتی بعد دوباره جستجو در پی یک دین برای زندگی را شروع کردم. الحمدلله خداوند اسلام را برای من در سن 17سالگی فرستاد. یک ‌سال پس از اسلام ‌آوردنم، با یک مرد لبنانی دوست‌ داشتنی ازدواج کردم، و بعد از 7سال که از ازدواجم‌ می‌گذرد، ما «رجاء» 6ساله و «مصطفی» 3ساله را داریم.

 

کدام یک زودتر اتفاق افتاد؟ مسلمان شدن‌تان یا آغاز نوشتن شعر و داستان؟

من از وقتی که 8ساله بودم، شعر می‌نوشتم و از 12سالگی نوشتن داستان‌های کوتاه را شروع کردم. وقتی که وارد دبیرستان شدم، رو به نوشتن داستان‌های بلند آوردم. در آخرین سال دبیرستانم مسلمان شدم.

 

آیا از آن زمان تا به حال تغییراتی در آثارتان بوده که بتوانید آن‌ها را مستقیما به مسلمان شدن‌تان ارتباط بدهید؟

بله، البته پس از مسلمان‌ شدنم تغییرات زیادی در شیوه‌ی نوشتنم اتفاق افتاده است. پیش از این، کاراکترهای من کارهایی می‌کردند که طبق هنجارهای آمریکایی متعارف بودند، اما در اسلام «حرام» بودند. حالا من باید مسائل را سبک و سنگین کنم و تصمیم بگیرم که آن‌چه برای شخصیت‌هایم نیاز دارم خوب هستند یا بد و داستانم هم‌چنان عمیق باشد. مثلا در داستان‌های رمانس (عاشقانه) باید مطمئن شوم که اگر یک نوجوان 13ساله کتابم را برداشت و ورق زد، آن‌چه که می‌خواند برایش خوشایند باشد. قبل از اسلام، عادت داشتم که در شعرهایم از زندگی حرف بزنم و تنفرم را نسبت به «دین» و کینه‌ام را نسبت به «خدا» ابراز کنم. حالا دیگر چنین نیست! اکنون لذت من نوشتن از زیبایی «الله» است و این‌که به دیگران خوشی و آرامش «اسلام» را نشان بدهم.

 

به ما بگویید وقتی یک خانم جوان و مسلمان اهل آمریکا شروع می‌کند به داستان ‌نویسی یا شعر گفتن، آثارش درباره‌ی چیست و آن‌ها را برای چه کسانی می‌نویسد؟

بیشتر نویسندگان با یک تصویر در ذهن‌شان یا یک فراز، نوشتن را آغاز می‌کنند و حول آن یک داستان یا شعر رشد می‌کند.  آن‌ها این تصویر یا فراز را عمیقا حس می‌کنند و به ‌دنبال راهی برای به ‌اشتراک ‌گذاردن آن با دنیا هستند، به‌گونه‌ای که آن‌ها هم بتوانند آن را همان ‌طور عمیق حس کنند. به عنوان یک «مسلمان» دو راه پیش پای ما است. یکی این‌که پیرامون هر موضوعی داستان بنویسیم، رازآلود، علمی- تخیلی، فانتزی، غیرداستانی و... یا گزینه‌ی دوم این‌که نوشته‌ای «اسلامی» بنویسیم. حالا نوع جدید از کتاب‌ها به اسم «ادبیات داستانی اسلامی» وجود دارد و واقعا در حال کسب محبوبیت در سراسر دنیاست. مسلمانانی که دوست‌دارند داستان بنویسند و می‌خواهند برای جوانان و بزرگ‌ سالانی که به ادبیات داستانی اسلامی متمایل هستند، سودمند باشند و فرصتی برای مردم فراهم کنند تا بدون خدشه‌دار کردن اخلاقیات اسلامی‌‌شان کتاب‌هایی با کیفیت بهتر بخوانند.
بالاترین ترافیک بلاگ‌های اسلامی بعد از مسلمانان متعلق به مسیحیان است. از آن‌جایی که آن‌ها بسیاری از همان ارزش‌هایی را پذیرا هستند که اسلام دارد، آنها نسبت به آن‌چه که ما در وبلاگ‌های‌مان می‌نویسیم، احساس قرابت می‌کنند.

درباره‌ی بازخورد آثارتان بین هم‌ شهری‌ها و هم ‌وطن‌های غیرمسلمان چیزی می‌دانید؟ تا به حال شده غیرمسلمان‌هایی که آثارتان را می‌خوانند درباره‌ی آن‌ها با شما صحبت کنند؟

افراد غیرمسلمان زیادی در آمریکا و همین‌طور سراسر دنیا بعضی آثار من را خوانده‌‌اند و ابراز داشته‌اند که این کتاب‌ها الهام‌بخش آن‌ها در شناختن اسلام و کشف ابعاد جدیدی از آن بوده‌ است. خانواده‌ی من که مسلمان نیستند، واقعا از خواندن داستان‌ها و اشعار و دیدن کارهای هنری من لذت می‌برند و می‌گویند که اگرچه مسلمان نیستند، اما می‌توانند با پیام موجود در اثرم ارتباط برقرار کنند.
العفو

آیا در آمریکا نویسندگان یا شاعران مسلمانی که شهرت‌شان فراتر از حد و حدود رسانه‌های محلی و منطقه‌ای باشد وجود دارند؟ مثلا کسانی که آن‌ها را در سراسر آمریکا بشناسند؟

ماشاءالله، اگر نگوییم صدها، ده‌ها نویسنده و شاعر مسلمان هستند که نه‌ تنها در آمریکا بلکه در سرتاسر دنیا به‌ خوبی شناخته شده‌اند. برای مثال، نویسنده‌ای به ‌نام «یحیی امریک» ، یا خانم «جمیله کولکوترونیس»

(Jamilah Kolocotronis) و یا «لیندا دلگادو» (Linda D. Delgado) ) که تنها نمونه‌های معدودی هستند، اما تعداد زیادی هستند که کتاب‌هایشان به‌ صورت بین‌المللی تبادل می‌شود. شما می‌توانید این نویسنده‌ها را در سایت «کتاب‌های داستانی اسلامی» بیابید. هم‌چنین من عضو یک انجمن بین‌المللی به ‌اسم «اتحادیه‌ی نویسندگان مسلمان» هستم که در پی ارتقای سطح ادبیات در دنیا، حمایت از نویسندگان و دیگر هنرمندان و هم‌چنین تلاش برای شناسایی و شناساندن هرچه بیشتر ادبیات داستانی اسلامی هستند.

 

جالب است! سؤالی که پیش می‌آید این است که آیا آثار این افراد رنگ و بوی اسلامی دارد یا صرفا مسلمان‌هایی هستند که مثل دیگران می‌نویسند و اگر بیوگرافی‌شان را نخوانید حتا نمی‌فهمید که مسلمان‌اند؟

خب، اگر شما در وب ‌سایت‌هایی که معرفی کردم جستجو کنید، خواهید دید که دو جور برداشت از «نویسنده‌ی مسلمان» وجود دارد. یک نوع نویسنده‌ای که هر نوع کتابی می‌نویسد و آن‌ها مسلمان هستند، و نوع دیگر مسلمانانی که پیرامون اسلام می‌نویسند. آن‌هایی که من ازشان اسم بردم، عموما آثار ادبیات داستانی اسلامی یا ادبیات غیرداستانی اسلامی می‌نویسند. اما هستند صدها نفر دیگر از افرادی که مسلمان هستند و داستان‌هایی پیرامون موضوعات دیگر می‌نویسند و شما باید حتما مشخصات‌شان را مطالعه کنید تا متوجه شوید که مسلمان هستند. من فکر می‌کنم که هر دو شیوه‌ی استفاده از استعداد نوشتن مقبول است تا وقتی که شما مایل هستید که در پایان، خدا را با کلماتی که نوشته‌اید ملاقات کنید.

 

در ایران، بعضی‌ها معتقدند که ادبیات و هنر باید در خدمت معرفی اسلام و مسلمانان به دنیا باشد. در مقابل بعضی‌ها می‌گویند هنر، خودش به تنهایی یک هدف است. شما با کدام یکی موافقید؟

من فکر می‌کنم که این دو دیدگاه، الزاما در مقابل یکدیگر قرار نمی‌گیرند. این یک انتخاب «یا این یا آن» نیست. بعضی از نویسندگان برای غیرمسلمانان «دعوت» می‌نویسند و از قلم‌هایشان در خدمت اسلام استفاده می‌کنند و نیز می‌نویسند تا مسلمانان استفاده کنند، به امید این‌که خداوند آن‌ها را به‌خاطر آن پاداش دهد. در عین حال، دیگر نویسندگان به‌هر دلیلی باور دارند که آن‌ها یا معرفت یا اطلاعات کافی برای نوشتن پیرامون اسلام ندارند یا این‌که این مسئله در حوزه‌ی علائق آن‌ها قرار ندارد. مثلا بعضی از نویسندگان که به‌ صورت رازآمیز می‌نویسند، تنها می‌خواهند پیرامون رازها بنویسند نه رازها و اسرار اسلامی. و ان‌شاءالله خداوند به آن‌ها نیز به‌خاطر آن‌چه انجام می‌دهند اجر بدهد. من نویسندگان زیادی می‌شناسم همچون خودم که به هر دو شیوه می‌نویسند. نکته این‌جاست که شما زمانی می‌نویسید و وقت صرف می‌کنید تا مهارت کسب کنید و پس از آن برای هدفی والا می‌نویسید تا کسی استفاده کند.

 

آیا جامعه‌ی مسلمان آمریکا تلاش می‌کند که خودش را، آرمان‌ها و خصوصیاتش را، به بقیه‌ی آمریکایی‌ها بشناساند یا ترجیح می‌دهد به صورت یک اقلیت منزوی زندگی کند؟

آمریکایی‌ها عموما انسان‌های مهربانی هستند که اغلب‌شان صادق و درست‌کار هستند. پس وقتی که آن‌ها تلاش می‌کنند تا اسلام را به غیرمسلمانان معرفی کنند، سعی می‌کنند تا این ‌کار را به شیوه‌ای انجام دهند که آن‌ها را دچار هراس نکند یا در آن‌ها ایجاد دافعه نکند. جوامع بزرگی از مسلمانان در سرتاسر آمریکا وجود دارد و همین‌طور شهرهایی وجود دارد مانند شهری که من در آن بزرگ شدم که شما در طول زندگی‌تان در آن حتی با یک مسلمان از نزدیک برخورد نمی‌کنید. پس مسلمانان در هر دو حیطه آن‌چه از دستشان بر می‌آید برای تبلیغ اسلام انجام می‌دهند به‌ گونه‌ای مردم را دچار اضطراب نکنند. در جایی که تعداد مسلمانان اندک است، البته آن‌ها سعی می‌کنند تا بسیار نزدیک در کنار یکدیگر باشند چنانچه این طبیعت انسانی است و گاهی اوقات آن‌ها ممکن است بسیار از دیگران دور شوند، اما در بسیاری از وهله‌ها مسلمانان در آمریکا، دوست دارند که ارزش‌های‌شان را با دیگران به‌ اشتراک بگذارند و اغلب اوقات غیرمسلمانان پذیرا هستند.

 

به چه شیوه‌هایی؟

خب برای مثال، در شهرهای بزرگ، تجمعات «چند- دین»ی وجود دارد که مسلمانان، مسیحیان و یهودیان دور هم جمع می‌شوند تا اتحاد خود را به نمایش بگذارند. بسیاری از مسلمانان همسایگان‌شان یا دوستان و یا همکاران یا هم ‌کلاسی‌های خود را دعوت می‌کنند تا در خانه‌شان یا در برنامه‌های مساجد از آن‌ها پذیرایی کنند. دیگر مسلمانان، خصوصا زنان، تلاش می‌کنند تا تنها نشان دهند که چقدر اسلام برای‌شان دوست‌داشتنی و خوشایند است، با شیوه‌ای که لباس می‌پوشند و در جامعه رفتار می‌کنند.
در اکثر شهرهای آمریکا، مردم تنها آن‌ چیزهایی را می‌دانند که ازطریق اخبار و تبلیغات به‌ آن‌ها خورانده شده است. اگر در خبرها جنجالی به ‌پا شود که در افغانستان یک ‌نفر در زندان شکنجه شده است یا در عربستان سعودی زنی از دسترسی به کودکان‌اش منع شده است، آن‌گاه مردم فکر خواهند کرد که دولت‌های خاورمیانه وحشی و خطرناک هستند و تهدیدی برای امنیت جهانی محسوب می‌شوند.

شما وبلاگ می‌نویسید. آیا مخاطبان وبلاگ شما فقط مسلمان‌ها هستند یا با تمام جهان حرف می‌زنید؟

من سال گذشته درباره‌ی اعتقادات دینی بازدیدکنندگان وبلاگم یک نظرسنجی انجام دادم و نتیجه این بود که حدود دو سوم آن‌ها مسلمان و یک سوم از دیگر ادیان هستند. بسیاری از موضوعات پست‌های من شامل مسائل اسلامی است که طبیعتا مسلمانان بیشتر برای خواندن آن‌ها می‌آیند، اگرچه من سعی می‌کنم که مسائل متنوعی را مطرح کنم که برای همه‌ی کسانی که بیرون از این فضا هستند و ممکن است مانند من فکر کنند، خوشایند باشد. و البته امیدوارم که بسیاری از آن‌ها بیایند و زیبایی اسلام را ببیند و ان‌شاءالله به ما بپیوندند.

 

ان‌شاءالله! بقیه‌ی مسلمان‌های وبلاگ‌نویس چه می‌کنند؟ آیا فقط برای هم‌ دیگر می‌نویسند یا غیرمسلمان‌ها را هم خطاب می‌کنند؟

بله، اکثریت بلاگرهای مسلمان به‌دنبال دیگر مسلمانان بلاگر هستند تا آن‌ها را ملاقات کنند و صحبت کنند و نقطه‌نظرات مشابه‌شان را به اشتراک بگذارند، اما روی هم رفته از آن‌چه که من در دنیا مطالعه می‌کنم، آن‌ها بسیار به پیروان دیگر ادیان نزدیک هستند و تلاش می‌کنند تا به آن‌ها نشان دهند که اهمیتی ندارد که کجای دنیا قرار دارند. بلاگرهای مسلمان، انسان هستند؛ ما تمایلات، نیازها، آرزوها و بلندپروازی‌های انسانی داریم، درست شبیه غیرمسلمان‌ها!

هم‌چنین به‌ خاطر این ‌که من از خواندن بلاگ‌های خواهران مسلمان لذت می‌برم، یک «فهرست راهنمای بلاگ‌های مسلمة» ایجاد کردم تا وبلاگ‌های مختلفی را که خواهران مسلمان برای ایجاد یک تغییر می‌نویسند، معرفی کنم.

دختر آمریکایی تازه مسلمان

آیا دنیا به این صحبت‌ها گوش می‌دهد؟ وبلاگ‌های مسلمان‌ها توسط دیگران هم خوانده می‌شود؟ عکس‌العمل‌ها چه گونه است؟

بله! دنیا گوش می‌دهد! در واقع بالاترین ترافیک بلاگ‌های اسلامی بعد از مسلمانان متعلق به مسیحیان است. از آن‌جایی که آن‌ها بسیاری از همان ارزش‌هایی را پذیرا هستند که اسلام دارد، آن‌ها نسبت به آن‌چه که ما در وبلاگ‌های‌مان می‌نویسیم، احساس قرابت می‌کنند. همین اتفاق در طرف مقابل مشاهده می‌شود. وبلاگ‌های مسیحی زیادی هستند که من سر می‌زنم، چرا که نویسندگان‌شان درباره‌ی مسائلی می‌نویسند که من موافق آن هستم و می‌خواهم با آن‌ها به‌ اشتراک بگذارم و حمایت کنم. مثلا یک بلاگ کاتولیک هست که من دوست دارم مطالعه کنم و هر وقت که آن خانم می‌نویسد که آن‌ها می‌خواهند موقع رفتن به کلیسا موهایشان‌ را با روسری بپوشانند، برای او پیام‌های تشویق‌آمیز می‌فرستم. قطعا به‌عنوان مسلمان، ما وقتی که یک غیرمسلمان می‌خواهد تا به‌خاطر عفت، نوعی از این‌گونه پوشش را داشته باشد، خوشحال هستیم.

 

درباره‌ی مشارکت سیاسی بگویید. مسلمان‌های آمریکا در رای‌گیری‌ها و میتینگ‌ها شرکت می‌کنند؟ از حزب خاصی حمایت می‌کنند؟

در واقع بسیاری از مسلمانان آمریکایی توسط حزب‌های سیاسی تقسیم شده‌اند، درست مثل کشورهای دیگر. شما مسلمان‌های دموکرات را مشاهده می‌کنید که آرمان‌های خود برای تساهل بیشتر نسبت به اقلیت‌ها و چنین مسائلی را دنبال می‌کنند. طبیعتا بعضی از مسلمانان نیز طرفدار جمهوری ‌خواهان هستند که عقاید محافظه ‌کارانه‌ای همچون مخالفت با سقط‌جنین دارند. این‌ها تنها تعدادی از مسائلی است که هر گروه نظراتی پیرامون‌اش دارد. باقی مسلمانان کاملا دور از سیاست هستند و به‌دلایل خاص خودشان از رأی‌دادن امتناع می‌کنند. اما جایی که مردم باشند، نظرات‌ و عقاید هست و جایی که مسلمانان هستند، قاعدتا مسلمانانی هستند که به دنبال راه‌هایی برای شنیده‌شدن نظرات‌شان باشند.

 

تا به حال پیش آمده که حس کنید بین مسلمان‌ بودن و آمریکایی‌ بودن تضاد وجود دارد؟ مثلا این‌که کشور شما از شما چیزی بخواهد که اسلام اجازه نمی‌دهد یا برعکس؟

خب! این یک سؤال عمیق است و من احساس می‌کنم پاسخ‌های خوب زیادی می‌توان برای آن داشت. در بعضی سطوح، تضاد و تعارض بین مسلمان‌ بودن و آمریکایی ‌بودن وجود دارد. به‌طور مثال آمریکا از بین مسلمانان برای ارتش سربازگیری کند و آن‌ها را به مکان‌هایی مانند خاورمیانه بفرستد تا علیه برادران و خواهران دینی‌شان بجنگند. این‌ها تعارض‌های شدید است. در عین‌حال، در حد زندگی روزمره تعارض چندانی وجود ندارد. شما همراه غیر مسلمانان غذا می‌خورید تا وقتی که احتیاط می‌کنید که آن‌چه می‌خورید «حلال» باشد. شما همراه آن‌ها کار می‌کنید تا وقتی که آن‌چه انجام می‌دهید و پولی که کسب می‌کنید «حلال» باشد. مطمئنا شما باید بیشتر مراقب باشید، اما زندگی بدون کشمکش چندانی ادامه دارد.

 

بسیارخب! اگر تعارضی پیش بیاید، در این جور موارد طرف کدام یک را می‌گیرید؟ اسلام یا وطن‌تان؟

البته برای مسائل عمده و اساسی که ممکن است پیش بیاید، قطعا اسلام در اولویت است. اگر شریک کاری شما الکل می‌نوشد و درباره کسب پول از راه «ربا» صحبت می‌کند، باید بدانید که اقدام مقتضی شما این‌است که خود را از سر میز یا از مکالمه معذور بدارید یا این ‌که نظر خود را شفاف درباره‌ی این‌که چنین موقعیتی را دوست ندارید، بیان کنید. اگر اتفاقا در وضعیتی زندگی می‌کنید که احساس می‌کنید نمی‌توانید اسلام را در اولویت قرار دهید، ممکن است نیاز به تصمیم‌ گیری برای زندگی در مکانی ارزش ‌مندتر داشته باشید. خداوند تمام جهان را برای زندگی به ما ارزانی داشته است. مقداری پول ذخیره کنید و به جایی تغییر مکان بدهید که احساس کنید می‌توانید کار صحیح را انجام بدهید. سرانجام ما در روز قیامت نسبت به‌ آن‌چه که از سر گذرانده‌ایم و آن‌چه پذیرا شده‌ایم، مسئول هستیم. مرزها و وابستگی‌های یک وطن ممکن است هر روز تغییر کنند، اما اسلام و اصول آن همیشه همان هستند.

 

درباره‌ی اتحاد اسلامی چه فکر می‌کنید؟ فکر می‌کنید یک مسلمان باید قبل از هر چیز با هم ‌کیشانش یکی باشد یا با هم ‌وطنانش؟

در اسلام ما تعهد داریم که ابتدا برادران و خواهران مسلمان‌مان را یاری کنیم. پس از آن، دست‌هایمان را برای یاری دیگر نیازمندان می‌گشاییم. اما چند موقعیت واقعا مستلزم آن است که یک مسلمان را به یک غیرمسلمان ترجیح دهیم. مثلا اگر یک مسلمان دارد از گرسنگی می‌میرد و یک مسیحی نیز دارد از گرسنگی می‌میرد. البته شما برای مسلمان کمک فراهم می‌کنید و بعد شما وسیله‌ای برای کمک به دیگری پیدا می‌کنید. متحد بودن در اسلام به ‌این معنی نیست که مسلمانان نمی‌توانند به افراد غیرمسلمان کمک کنند. اما اگر مردم حتی به وظایف اولیه‌ی خود در قبال برادران و خواهران‌شان عمل نکنند، چگونه انتظار داریم که دیگران به ما کمک کنند؟ بسیاری از مسلمانان وقتی که از گرسنگی یا بی‌خانمانی رنج می‌برند و هیچ غذایی یا سرپناهی از طریق مساجد یا مجامع اسلامی محلی برایشان فراهم نمی‌شود، برای طلب یاری رو به دیگر ادیان می‌آورند. مسلمانانی هستند که شکست می‌خورند و سردرگم می‌شوند و وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، از اسلام باز می‌گردند. آن‌ها نمی‌توانند درک کنند که چرا یک‌ نفر از دین خودشان نمی‌تواند کمک‌شان کند. بنابراین من معتقدم که ما باید بیش از این متحد باشیم.
در اسلام ما تعهد داریم که ابتدا برادران و خواهران مسلمان‌مان را یاری کنیم. پس از آن، دست‌هایمان را برای یاری دیگر نیازمندان می‌گشاییم. اما چند موقعیت واقعا مستلزم آن است که یک مسلمان را به یک غیرمسلمان ترجیح دهیم.

به ما بگویید در آمریکا چه نگاهی به کشورهای مسلمان، دولت‌هایشان و مردم‌شان هست؟

در اکثر شهرهای آمریکا، مردم تنها آن‌ چیزهایی را می‌دانند که ازطریق اخبار و تبلیغات به‌ آن‌ها خورانده شده است. اگر در خبرها جنجالی به ‌پا شود که در افغانستان یک ‌نفر در زندان شکنجه شده است یا در عربستان سعودی زنی از دسترسی به کودکان‌اش منع شده است، آن‌گاه مردم فکر خواهند کرد که دولت‌های خاورمیانه وحشی و خطرناک هستند و تهدیدی برای امنیت جهانی محسوب می‌شوند.

اما بعضی از آمریکایی‌ها سعی می‌کنند که اطلاعات و آگاهی‌های خودشان را از طریق بلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی و ملاقات با مردم دیگر کشورها که درباره‌ی آن‌ها در اخبار می‌شنوند، کسب کنند و از طریق منابع دست اول، زندگی در آن‌جا را درک کنند. آن‌وقت آن‌ها دلیل ورای بعضی از چنین مسائلی را می‌آموزند. همین مسئله را می‌توان برای اخبار پیرامون آمریکا بیان کرد. ما به ‌ندرت در خبرهای ملی درباره‌ی آمریکایی‌ها می‌شنویم که آن‌ها افراد را در دنیا یا در کشور خودشان شکنجه یا آزار می‌دهند و به‌همین دلیل وقتی که یک رسوایی به‌ بیرون درز می‌کند، به‌طور مضاعف به مردم شوک وارد می‌کند. فکر می‌کنم که هرچه مردم بیشتری اطلاعات خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند، کشورهای بیشتری در کنار یکدیگر قرار خواهند گرفت. اما هر دو طرف باید دیوارها و حصارهایی که برای قرن‌ها برافراشته‌اند، کنار بزنند.

 

به طور خاص، آمریکایی‌ها درباره‌ی ایران چه فکر می‌کنند؟ می‌دانیم که دولت ایران و دولت‌های غربی درباره‌ی انرژی هسته‌ای اختلاف دارند. مردم آمریکا این اختلافات را چه طور تلقی می‌کنند؟

وای، چه سوالی! خب مطمئنا بسیاری از آمریکایی‌ها و نیز دیگر ملت‌ها، ایران را به‌خاطر اظهار کسب انرژی هسته‌ای به‌عنوان یک تهدید تلقی می‌کنند. اما تعداد در حال رشدی از مردم مسلمان و همین‌طور غیرمسلمان وجود دارند که احساس می‌کنند ایران و دیگر کشورها نیز باید حق استفاده از نیروی هسته‌ای را داشته باشند. بعضی احساس می‌کنند که کشورهای بزرگ سعی می‌کنند تا یک انحصار و منوپولی را بر روی این انرژی ایجاد کنند و این عادلانه نیست. بعضی به افراط می‌روند و می‌گویند هیچ‌کس نباید چنین انرژی در دسترس داشته باشد. به‌ هرحال بسیاری در آمریکا نگران هستند که اگر ایران به سلاح هسته‌ای دست‌ یابد، آن‌ را علیه دشمنان‌اش به‌کار خواهد برد و آن‌ها فکر می‌کنند که آمریکا قطعا دشمن ایران است و اگر آمریکا به‌طور مستقیم نباشد، یکی از متحدان اصلی‌اش. همان‌طور که بسیاری مشاهده کردند که رئیس‌جمهور ایران به‌خاطر مطالبات دیگر کشورها، عقب‌نشینی نمی‌کند.

 

نظر خودتان چیست؟

خب، من متأسفم که نمی‌توانم به شما و مخاطبان‌ تان پاسخ بدهم، چرا که به‌خاطر امنیت خانواده‌ام، ما مجاز به طرح نظرات و علائق سیاسی خودمان به ‌صورت آنلاین نیستیم. اما من واقعا امیدوارم که ایران و آمریکا بتوانند به توافقاتی برسند و شکاف فزاینده‌ی بین خود را ترمیم کنند. هر دو کشور برای دنیا مسائل جالب به‌ ارمغان بیاورند و برای بهتر شدن وضع بشر متحد شوند.

 

از این‌که حضور در این مصاحبه را پذیرفتید، متشکریم. حرف آخر شما با خوانندگان چارقد؟

من هم از شما به ‌خاطر این مصاحبه تشکر می‌کنم و امیدوارم که توانسته باشم تصویری اجمالی اما منصفانه از درون زندگی آمریکایی و زندگی خودم به ‌عنوان یک نویسنده‌ی «مسلمة» آمریکایی ارائه داده باشم.
امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 18
برچسب ها : ,
نوشته شده در دوشنبه 5 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
» پسرفاطمه کجایی؟
» میخوام بگم
» اللهم عجل لولیک الفرج
» کـــدام جــمـعـه‌ مـــوعـــود می‌زنـی!!
» خداجون دوستت دارم
» چه رنجي ست
» خودت پيش قدم شو
» عرفان
» وچه زيباست بهار
» فروشگاه و مرکز پخش قفسه های چند منظوره طوس مشبک
» لیست محصولات
» مرثیه ای برای گوشت قرمز! یا گوشت نخور بهر کسی...
» از محمد نوری تا من و تو
» مگر تو نقطه‌ پايان...
» از بهر خدا نخوان!
» تا سه نشه...!
» وقتى امير به «قدرت رسانه» پى مى برد
» ملاحظاتى در باب «عادل فردوسى پور» و«امير قلعه نويى»/«مهاجم» عليه «شكارچى»
» امير قلعه نويى در رسانه ها /حكايت «جوانمرد قصاب» و «گرگ بد گنده»
» پرانتز ميان گيومه/اين تمام «سر» اوست...
» نبود پول و غيبت مربيان شوك و رفيق ناباب
» داستان مدير عاملى كه ۹ مربى را به خانه فرستاد/كابوس مربيان ايرانى
» چرا موفقيت منصور ابراهيم زاده، اتفاق بزرگى است؟
» بردن با يك فاكتور ساده؛/بجنگ، فشار بياور، پيروز شو
» سلام شروع مجدد!
» شروع مجدد، نفوذ مدافع پيش تاخته ، گل /راهت هنوز ادامه دارد، مستر بلاژويچ!
» نان
» وقتی عریضه خالی می ماند!
» نیستم...نیستی...نیست!
» <no title>
» <no title>
» مرا به خاطر بیاور
» <no title>
» <no title>
» قول
» تشبیه
» عصبانیت اوباما آمریکا را لو می دهد
» اجرای موفق طرح هدف مندی یارانه ها در مطبوعات
» مرزهای ایران فرهنگی کجاست ؟
» خانم سوزان وسلی (2)
» خانم سوزان وسلی (1)
» مصاحبه با مسترایکس
» حاتم بخشی مجلس
» شهرداری شفاف سازی کند
» مصاحبه با یک کلاهبردار
» جاده ای با صورت زخمی
» شیرین تر از عسل
» علی(ع) بهانه معاشقه شبهای قدر...
» ماه عسل...با یا بدونه؟؟؟
» مبارک...
» طنز و تبسم...
» عصر پرتقالی...
» دیروز...امروز...فردا...
» تا بعد...خدانگهدار...
» با خدا...
» شما و رادیو...
» صفحه اصلی سایت
» دعوت ازبسیجیان وگرامیداشت هفته دفاع مقدس
» وزارت بهداشت حرف دل مردم روستای جیلان آبادرا بخوانیدودستورفرمائید
» راهپیمایی درهتک حرمت قرآن
صفحات ديگر
صفحه قبل 1 ... 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160 161 162 163 164 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179 180 181 182 183 184 185 186 187 188 189 190 191 192 193 194 195 196 197 198 199 200 201 202 203 204 205 206 207 208 209 210 211 212 213 214 215 216 217 218 219 220 221 222 223 224 225 226 227 228 229 230 231 232 233 234 235 236 237 238 239 240 241 242 243 244 245 246 247 248 249 250 251 252 253 254 255 256 257 258 259 260 261 262 263 264 265 266 267 268 269 270 271 272 273 274 275 276 277 278 279 280 281 282 283 284 285 286 287 288 289 290 291 292 293 294 295 296 297 298 299 300 301 302 303 304 305 306 307 308 309 310 311 312 313 314 315 316 317 318 319 320 321 322 323 324 325 326 327 328 329 330 331 332 333 334 335 336 337 338 339 340 341 342 343 344 345 346 347 348 349 350 351 352 353 354 355 356 357 358 359 360 361 362 363 364 365 366 367 368 369 370 371 372 373 374 375 376 377 378 379 380 381 382 383 384 385 386 387 388 389 390 391 392 393 394 395 396 397 398 399 400 401 402 403 404 405 406 407 408 409 410 411 412 413 414 415 416 417 418 419 420 421 422 423 424 425 426 427 428 429 430 431 432 433 434 435 436 437 438 439 440 441 صفحه بعد

درباره


آرشیو مطالب

1391
1389

پیوند های روزانه

بقيه لينك ها ...

لینک دوستان

شاخه بلاگ
فال

نظر سنجی

خبرنامه


تماس با ما

آمار وبلاگ

تعداد آنلاین : 1
بازدید امروز : 50
بازدید دیروز : 144
بازدید هفته : 688
بازدید کل : 395619
تعداد پست ها : 5281
تعداد نظرات : 47


پشتیبانی

RSS

POWERED BY
shakheh.com