همه چیز

منوي اصلي

» صفحه نخست
» پروفايل مدير وبلاگ
» پست الکترونيک
» آرشيو وبلاگ
» عناوين مطالب وبلاگ
تماس با ما
لينك باكس و بنر
پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به سايت همه چیز خوش آمديد . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ ياري رسانيد . براي سريع تر رسيدن به مطلب مورد نظر از آرشيو موضوعي استفاده كنيد همچنين ميتونيد به آرشيو مراجعه كنيد. براي تبادل لينك , لوگو ,بنر يا آر اس اس از طريق نظرات به ما اطلاع دهيد .
تا يك روز قبل نمي‌دانستيم با كي طرف هستيم

خاطرات شهيد سپهبد صياد شيرازي از عمليات مرصاد
 متن پیش رو بخش‌هايي از سخنراني شهيد سپهبد صياد شيرازي 125 روز قبل از شهادت ایشان و در تاريخ 15/9/1377 است که در جلسه شب خاطره مسجد جامع قلهك تهران ایراد شده و برای نخستین بار در اسفند ماه 88 در ویژه نامه رمز عبور روزنامه ایران منتشر شد.  در ساگرد عملیات غرور آفرین مرصاد، به بازنشر این روایت تاریخی می پردازد:

سير نبردهاي رزمندگان اسلام در دو دوره خلاصه مي‌شود، يک دوره جنگ با ضدانقلاب و منافقين و دشمنان داخلي و يک دوره هم دوره هشت ساله دفاع مقدس.

در کردستان با کمک رزمندگان ارتشي، سپاهي، بسيجي کرد مسلمان شهرهاي سنندج، مريوان، ايوان پيشمرگان دره، سقز، بانه، سردشت و بعدش هم اشنويه و بوکان در دوران فرماندهي و مسئوليت بنده، آزاد کرديم. يعني اين شهرها کاملاً دست ضدانقلاب بود، جاده‌ها و پادگان‌ها محاصره بود، به لطف خدا همگي آزاد شدند. در کردستان بودم که صداوسيما اعلام کرد که صياد شيرازي شده فرمانده نيروي زميني! آن موقع درجه حقيقي من سرگرد بود منتهي دو تا درجه افتخاري داده بودند که بتوانم فرماندهي بکنم. آمدم به جبهه جنوب، در جبهه جنوب اولين کاري که کردم در عرض دو سه روز قرارگاه کربلا را تشکيل داديم، قرارگاه کربلا مرکز عمليات مشترک ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود.

ما فهميده بوديم که اگر بخواهيم پيروز شويم، بايد همه با هم يد واحده باشيم، بلافاصله طرح‌هامان را ريختيم. به لطف خداوند عمليات‌ها را پشت سر هم شروع کرديم، عمليات طريق‌القدس و عمليات فتح المبين که دو هزار کيلومتر مربع از قلب رودخانه کرخه در شمال خوزستان آزاد شد، پادگان عين خوش و چنانه آنجا هم آزاد شد. حدود 16 هزار اسير از دشمن در فتح المبين گرفتيم. عمليات بيت‌المقدس انجام شد که 6 هزار کيلومتر مربع از خاک ما آزاد شد، شهر خرمشهر هم آزاد شد و حدود 19هزار و 600 نفر اسير گرفتيم. تا حدود چهار، پنج سال با همين فرماندهي نيروي زميني در جبهه بودم، بعد وضعيتي شد که من خودم تقاضا کردم که مسئوليتم را عوض کنند که شدم نماينده امام‌(ره) در شوراي عالي دفاع. باز به جبهه مي‌رفتم.

سربازان ما را جارو كردند

به آخر جنگ که رسيده بوديم، چند روز قبل از عمليات مرصاد، دشمن سوءاستفاده کرد و در حالي که تازه قطعنامه 598 شوراي امنيت را پذيرفته بوديم، عراقي‌ها سوءاستفاده کردند و ريختند از 14 محور در غرب کشور، آن‌هايي که با جغرافيا آشنا هستند از تنگ توشابه، بعد پاسگاه هدايت، پاسگاه خسروي، تنگ آب کهنه، تنگ آب نو، نفت شهر، خود سومار، سرني بياد به طرف مهران و تا خود مهران حدود 14 محور دشمن آمد حمله کرد و رزمندگان ما را دور زد. ما 40، 50 هزار تا اسير از آن‌ها داشتيم آنها اسير از ما کم داشتند يک دفعه تعداد بسيار زيادي اسير گرفت. خيلي وحشتناک بود. از سوي ديگر دل‌هاي ما را غم گرفته بود، امام هم فرموده بود نجنگيد، ديگر تمام شد، من در خانه بودم که ساعت 8:30 شب از ستاد کل به من زنگ زدند و گفتند که دشمن از سرپل ذهاب و گردنه پاتاق با سرعت جلو مي‌آيد، من گفتم خدايا کدام دشمن از يک محور سرش را انداخته پايين ميايد! اين چه جور دشمني است؟! گفت: ما نمي‌دانيم، گفت رسيده‌اند به کرند و آنجا را هم گرفتند. بعد هم حرکت کرده به سمت اسلام آباد غرب، بعد هم کرمانشاه و همين طور دارد جلو مي‌آيد!

اين چه دشمني است؟ ما همچنين دشمني نديده بوديم که اينطور از يک جاده سرش را بيندازد پايين و بيايد جلو! گفتند به هر صورت ما نمي‌رسيم. گفتم: خب حالا شما چه مي‌خواهيد؟ گفتند: شما بياييد برويم منطقه. حواسمان پرت شده بود که اين دشمن چيست؟ گفتم: فقط به هواپيما بگوييد آماده باشد که با هواپيما برويم به طرف کرمانشاه. هواپيما را آماده کردند. ساعت 10:30 دقيقه به کرمانشاه رسيديم. در کرمانشاه حالت فوق العاده‌اي بود، مردم از شدت وحشت بيرون از شهر ريخته بودند! جاده کرمانشاه- تاق بستان که تقريباً حالت بلوار دارد، پر از جمعيت بود. ساعت 1:30 شب پاسدارها آمدند وگفتند که ما در اسلام آباد بوديم که ديديم منافقين آمدند. تازه فهميدم که اينها منافقين هستند که کرند و اسلام آباد غرب را گرفتند. يک پادگاني در اسلام آباد بود که ارتشي‌ها آنجا نبودند. منافقين آمده بودند و پادگان ارتش را گرفتند. فرمانده پادگان که سرهنگ بود، مقاومت کرده بود، همانجا اعدامش کرده بودند. منافقين مي‌خواستند به طرف کرمانشاه بيايند اما مردم از اسلام آباد تا کرما‌نشاه با هروسيله‌اي که داشتند از تراکتور و ماشين آمده بودند در جاده و راه را بند آورده بودند. اولين کسي که جلوي اينها را گرفت، خود مردم بودند.

خلبان‌ها فكر كردند منافقين خودي‌اند

آقاي شمخاني آن موقع معاون عمليات ستاد کل بود و من وقتي به کرمانشاه رسيدم، آقاي شمخاني آنجا بود. اول کار به من گفت: ما که کسي را نداريم که روي زمين دفاع کنيم، نيروهايمان همه توي جبهه‌هاي جنوب هستند. اينجا کسي را نداريم. به هوانيروز که پايگاهش همين نزديکي است، زنگ بزن بگو ساعت 5 صبح آماده باشند که من بروم توجيهشان ‌کنم. با خلبان‌ها مي‌رويم و حمله مي‌کنيم؛ چون الآن روي زمين کسي را نداريم و با خلبان حمله مي‌کنيم. آقاي شمخاني زنگ زد به فرمانده هوانيروز و گفت که من شمخاني هستم. آن فرمانده هم جواب داد: من ارادت دارم به آقاي شمخاني ولي از کجا بفهمم که شما شمخاني هستي و از منافقين نباشي؟ آقاي شمخاني هر چه مي‌گفت، آن فرمانده گوش نمي‌کرد. تلفن را داد به من، چون من با خلبان‌هاي هليکوپترها مأموريت‌هاي زيادي رفته بودم، با اکثر آنها آشنا بودم. همين که زنگ زدم، آن فرمانده اسمش انصاري بود، گفتم: آقاي انصاري صداي من را مي‌شناسي؟ تا گفتم صداي من را مي‌شناسي گفت سلام عليکم و احوالپرسي کرد. ساعت 5 صبح رفتيم. همه خلبان‌ها در پناهگاه آماده بودند. توجيهشان کردم که اوضاع در چه مرحله‌اي هست.

دو تا هليکوپتر کبري و يک هليکوپتر214 آماده شدند که با من براي شناسايي برويم و بعد بقيه بيايند. اين دو تا كبري را داشتيم؛ خودمان توي هليكوپتر 214 جلو نشستيم. گفتم: همين جور سر پايين برو جلو ببينيم، اين منافقين كجايند. همين طور از روي جاده مي‌رفتيم نگاه مي‌كرديم، مردم سرگردان را مي‌ديديم. 25 كيلومتر كه گذشتيم، رسيديم به گردنه «چهار زبر» كه الان، اسمش را گذاشته‌اند «گردنه مرصاد». من يك دفعه ديدم، وضعيت غيرعادي است، با خاك ريز جاده را بستند يك عده پشتش دارند با تفنگ دفاع مي‌كنند. ملائكه و فرشتگان بودند! از كجا آمده بودند؟ كي به آنها مأموريت داده بود؟! معلوم نبود. هليكوپتر داشت مي‌رفت. يك دفعه نگاه كردم، مقابل آن طرف خاك ريز، پشت سر هم تانك، خودرو و نفربر همين جور چسبيده و همه معلوم بود مربوط به منافقين است و فشار مي‌آورند تا از اين خاك ريز رد بشوند. به خلبان‌ها گفتم: دور بزنيد وگرنه ما را مي‌زنند. به اينها گفتم: برويد از توي دشت. يعني از بغل برويم؛ رفتيم از توي دشت از بغل، معلوم شد كه حدود 3 تا 4 كيلومتر طول اين ستون است. من كلاه گوشي داشتم. مي‌توانستم صحبت كنم: به خلبان گفتم: اينها را مي‌بينيد؟ اينها دشمنند برويد شروع كنيد به زدن تا بقيه هم برسند. خلبان‌هاي دو تا كبري‌ها رفتند به طرف ستون، ديدم هر دويشان برگشتند. من يك دفعه داد و بيدادم بلند شد، گفتم: چرا برگشتيد؟ گفت: بابا! ما رفتيم جلو، ديديم اينها هم خودي اند. چي چي بزنيم اينهارا؟! خوب اينها ايراني بودند، ديگه مشخص بود كه ظاهراً مثل خودي‌ها بودند و من هر چه سعي داشتم به آنها بفهمانم كه بابا! اينها منافقند. گفتند: نه بابا! خودي را بزنيم! براي ما مسئله دارد؛ فردا دادگاه انقلاب، فلان. آخر عصباني شدم، گفتم بنشين زمين. او هم نشست زمين. ديديم حدوداً 500 متري ستون زرهي نشسته‌ايم و ما هم پياده شديم و من هم به خاطر اين‌كه درجه‌هايم مشخص نشود، از اين بادگيرها پوشيده بودم، كلاهم را هم انداخته بودم توي هليكوپتر. عصباني بودم، ناراحت كه چه جوري به اينها بفهمونم كه اين دشمن است؟! گفتم: بابا! من با اين درجه‌ام مسئولم. آمدم كه تو راحت بزني؛ مسئوليت با منه. گفت: به خدا من مي‌ترسم؛ من اگربزنم، اينها خودي اند، ما را مي‌برند دادگاه انقلاب. حالا كار خدا را ببينيد!

منافقين ناشی بودند

منافقين مثل اين‌كه متوجه بودند كه ما داريم بحث مي‌كنيم راجع به اين‌كه مي‌خواهيم آنها را بزنيم، سرلوله توپ را به طرف ما نشانه گرفتند. من خودم توپچي بودم. اگر من مي‌خواستم بزنم با اولين گلوله، مغز هلي كوپتر را مي‌زدم. چون با توپ خيلي راحت مي‌شود زد. فاصله با برد 20 كيلومتر مي‌زنيم، حالا كه فاصله 500 متري، خيلي راحت مي‌شود زد. اينها مثل اين‌كه وارد هم نبودند، زدند. گلوله، 50 متري ما كه به زمين خورد، من خوشحال شدم، چون دليلي آمد كه اينها خودي نيستند.

گفتم: ديدي خودي‌ها را؟ اينها بچه كرمانشاه بودند، با لهجه كرمانشاهي گفتند: به علي قسم الآن حسابش را مي‌رسيم. سوار هلي كوپتر شدند و رفتند. اولين راكتي كه زد، كار خدا بود، اولين راكت خورد به ماشين مهمات شان خود ماشين منفجر شد. بعدهم اين گلوله‌ها كه داخل بود، مثل آتشفشان مي‌رفت بالا. بعد هم اينها را هر چه مي‌زدند، از اين طرف، جايشان سبز مي‌شدند، باز مي‌آمدند. من ديگه به هلي كوپتر كبري گفتم: بچه ها! شماها بزنيد؛ ما بريم به دنبال راه ديگه. چون فقط كافي نبود كه از هوا بزنيم، بايد كسي را از زمين گير مي‌آورديم. ما ديگه رفتيم شناسايي كرديم؛ يك عده در سه راهي روانسر، يك عده در بيستون و فلاكپ، هرچه گردان بود، اينها را با هلي كوپتر سوار مي‌كرديم، دور اينها مي‌چيديم. مثل كسي كه با چكش مي‌خواهد روي سندان بزند اول آزمايش مي‌كند بعد مي‌زند كه درست بخورد. ما ديگر با خيال راحت دور آنها را گرفتيم. محاصره درست كرديم؛ نيروهاي سپاه هم از خوزستان بعد از 24 ساعت رسيد. نيروهاي ارتش هم از محور ايلام آمد. حال بايد حساب كنيد از گردنه "چهار زبر" تا گردنه حسن آباد، پنج كيلومتر طولش است. همه اينها محاصره شدند ولي هر چه زده بوديم، باز جايش سبز شده بود. بعد از 24 ساعت با لطف خداوند، اينان چه عذابي ديدند... بعضي از آنها فراري مي‌شدند توي اين شيارهاي ارتفاعات، كه شيارها بسته بود، راه نداشت، هرچه انتظار مي‌كشيديم، نمي‌آمدند. مي‌رفتيم دنبال آنها، مي‌ديديم مرده‌اند. اينها همه سيانور خوردند، خودشان را كشتند. توي اينها، دخترها مثلاً فرماندهي مي‌كردند. از بيسيم‌ها شنيده مي‌شد: زري، زري! من بگوشم. التماس، درخواست چه بكنند؟ اوضاع براي آنها خراب بود. ما ديديم اينها هم منهدم شدند...

معجزه شد

بعد گفتيم، برويم دنباله اينها را ببنديم كه فرار نكنند. باز دوباره دو تا هلي كوپتر كبري گير آورديم و يك هلي كوپتر 214، كه رفتم به طرف گردنه پاتاق. از اسلام آباد رد مي‌شدم، جاده را نگاه مي‌كردم كه ببينم منافقين چگونه رفت و آمد مي‌كنند. ديديم يك وانتي با سرعت دارد مي‌رود. حقيقتش دلمون نيامد كه اين يكي از دستمون در برود؛ به خلبان كبري گفتم: از بغل با اون توپت -توپ 20ميلي متري خوبي دارند از دو سه كيلومتري خوب مي‌زند- يك رگباري بزن، ترتيبش را بده. گفت: اطاعت مي‌شه. تا آمدم بجنبم، ديدم هلي كوپتر رفته بالاي سرش، مثل اين‌كه مي‌خواهد اينها را بگيرد، من گفتم: «جلو نرو زيرا اگر بروي جلو، مي‌زنندت.» يك دفعه هلي كوپتر را زدند، ديدم هلي كوپتر رفت، خورد به زمين شخم زده. يك دود غليظي مثل قارچ، بلند شد؛ مثل اين‌كه دود از كله ما بلند شد كه‌اي كاش نگفته بوديم: برو! اشتباه كردم. حالا چكار كنيم؟ خلبان را نجات بدهم، ما را هم مي‌زدند؛ آنجا پر منافق بود به هرصورت، خلبان‌ها را راضي كردم كه برويم يك آزمايش كنيم، ببينيم مي‌توانيم خلبان را نجات بدهيم. ديديم هلي كوپتر دومي گفت: من توپم كار نمي‌كند، نمي‌توانم پشتيباني كنم؛ برويم آنجا، مي‌زنند. گفتم: هيچي، اينها كه شهيد شدند، برويم به طرف ادامه هدف. رفتيم محل را شناسايي كرديم. حدود يكي دو گردان نيرو را من توي گردنه پاتاق پياده كردم و راه را بر آنها بستم كه فرار نكنند. برگشتيم، شب شد. صبح ساعت 8 بود كه من توي تاق بستان بودم.

يك دفعه، تلفن زنگ زد؛ فرماندهي هوانيروز گفت: فلان كس! دو تا خلبان پيش من هستند، دو تا خلباني كه ديروز گفتي شهيد شدند. گفتم: چي؟ من خودم ديدم شهيد شدند! گفت: آنها آمدند. بعد، خودمان را به خلبان‌ها رسانديم. تعريف كردند و گفتند: ما رفتيم آنها را از نزديك كنترل كنيم، ما را زدند؛ سيستم‌هاي فرمان هلي كوپتر، قفل شد. يعني ديگه كنترلي نبود. ما فقط با هنر خودمان، زديم به خاك به صورت سينمال، كه سقوط نكنيم. وقتي زديم، يك دفعه ديديم موتور دارد آتش مي‌گيرد ولي ما زنده ايم. هنوز يكي از كابين‌ها باز مي‌شد. لكن كابين ديگري باز نمي‌شد، قفل شده بود. شيشه‌اش را شكستيم، آمديم بيرون، دوتايي از اين دود استفاده كرديم و به طرف تپه مقابل فرار كرديم. بعد، منافقين كه آمدند، ديدند جايمان خالي است، رد پايمان را ديدند و ديدند كه ما داريم پاي تپه مي‌رويم. افتادند دنبال ما. بالاي تپه رسيديم. نه اسلحه‌اي داريم نه چيزي. خدايا! (شهادتين را مي‌گفتيم). كار خدا، يك دفعه ديديم از طرف ايلام دو تا كبري اصلاً چه جوري شد كه يك دفعه آنجا پيدا شدند؟! آمدند به طرف جاده، شروع كردند به زدن اينها و آنها هم پا به فرار گذاشتند. حالا اينها از اين طرف فرار مي‌كنند، ما از اون طرف فرار مي‌كنيم. ما هم از فرصت استفاده كرديم به طرف روستاهايي كه فكر كرديم داخل آنها، ديگه منافق نيست، رفتيم. بعد، رسيديم به روستا و خيالمان راحت شد كه ديگر نجات پيدا كرديم. تا رفتيم توي روستا، مردم دور ما را گرفتند. منافقين! منافقين! گفتيم: بابا! ما خودي هستيم؛ ما خلبانيم. گفتند: نه، شما لباس خلباني پوشيديد و شروع كردند به كتك زدن ما. كار خدا يكي از برادرهاي سپاه آنجا پيدا شده، گفته: شما كي را داريد مي‌زنيد؟ كارتشان را ببينيد. كارتمان را ديدند، گفتند: نه بابا! اينها خلبانند. شروع كردند روبوسي و پذيرايي گرم. صبح هم هلي كوپتر كبري آنجا پيدا شده بود. هلي كوپتر كميته، ساعت 8 آنها را رسانده بود به محل پايگاه، كه آنها را ما حالا ديديم. به هرحال خداوند متعال در آخر اين روز جنگ يا عمليات «مرصاد» به آن آيه شريفه، عمل كرد. كه خداوند در آيه شريفه مي‌فرمايد: «با اينها بجنگيد، من اينها را به دست شما عذاب مي‌كنم و دل‌هاي مؤمن را شفا مي‌دهم و به شما پيروزي مي‌دهم.» (توبه-14) و نقطه آخر جنگ با پيروزي تمام شد كه كثيف ترين و خبيث ترين دشمنان ما (منافقين) در اينجا به درك واصل شدند و پيروزي نهايي ما، يك پيروزي عظيمي بود.

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : 1
موضوع : | بازديد : 29
برچسب ها : ,
نوشته شده در چهارشنبه 7 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
انسان کامل (بخش اول)

انسان کامل مظهر جمیع اسماء و صفات الهی (به شکل أتم و أکمل آن) است.

این مظهریت به این صورت است که:
1- هیچیک از اسماء را در آن (وجود انسان کامل) غلبه تصرفی نیست.
2- مظهریت آن (وجود انسان کامل) از اسمی (از اسماء الهی) زاید بر اسمی نیست. (یعنی هیچ اسمی از اسمای الهی بیش از اسم‌های دیگر خداوند در آن وجود عزیز ظهور ندارد).

در نتیجه:
1- او (انسان کامل) مربوب (تربیت شده) حق تعالی است به اسم جامع (توسط اسم جامع الهی).
2- سیرش (حرکت کمالیش به سوی ذات مقدس الهی) بر طریقۀ مستقیمه وسطیه اسم جامع (الهی) است.
3- او (انسان کامل) نیز چون رب خود (خداوند) کون (وجود) جامع است.
4- دارای مقام وسطیت و برزخیت کبری است (به عبارتی فیض را در نهایت خود و بدون هیچ تصرف وجودی به مادون وجود مقدسش انتقال می دهد).

این درحالی است که در (وجود) سایر اکوان (موجودات)، اسمی از اسماء محیطه یا غیرمحیطه (الهی) غلبه تصرفی داشته و در نتیجه آنها (موجودات دیگر) هر یک مظهر اسمی از اسمای الهی می باشند (با توجه به میزان سعه وجودیشان) و بدء (شروع) و عود (بازگشت) آنها به همان اسم است و اسم مقابل آن در بطون است (عدم ظهور دارد) و متصرف آن نیست (در برابر ظهور اسم مقابل مخفی و باطنی است) مگر به وجه (با توجه به) احدیت اسماء که بیان آن مناسب این مقام نیست...

حق تعالی (نیز) به مقام اسم جامع و رب‌الانسان (انسان کامل) بر صراط مستقیم است چنانچه فرماید:
"إن ربّی علی صراطٍ مستقیم"   هود/آیه 56

یعنی مقام وسطیت و جامعیت بدون فضل (برتری) صفتی بر صفتی و ظهور اسمی دون (بدون) اسمی دیگر و (در نتیجه) مربوب آن ذات مقدس(هم) بدین مقام، بر صراط مستقیم است بدون تفاضل مقامی از مقامی و شأنی از شأنی (یا مَن لا یَشغَلُهُ شأنٌ عَن شأن).

چنانچه در معراج، صعودی حقیقی و غایت وصول به مقام قرب، پس از عرض عبودیت و ارجاع هر عبادت و عبودیتی از هر عابدی (چه از پس حجاب های عوالم پایین بداند یا نداند) به ذات مقدس و قصر اعانت در جمیع مقامات قبض و بسط به آن ذات مقدس بقوله: إیّاکَ نَعبُدُ و إیّاک نَستعین، عرض کند: إهدناالصّراط المستقیم؛ و این صراط همان صراطی است که ربّ الانسان کامل بر آن است. آن (ذات مقدس الهی) بر وجه ظاهریت و ربوبیّت (تربیت کنندگی) و این(انسان کامل) بر وجه مظهریت و مربوبیّت (تربیت شدن)(تفاوت بین ذات مقدس الهی و وجود انسان کامل) و دیگر موجودات و سائرین الی الله (سفر کنندگان به سوی خدا) هیچ‌یک بر صراط مستقیم نیستند، بلکه اعوجاج دارند یا به جانب لطف و جمال، یا به طرف قهر و جلال.

حدیث:
از حضرت رسول اکرم(ص) منقول است که بر زمین خطی مستقیم کشیده و خطوط دیگری در اطراف آن رسم کردند و فرمودند: این خط مستقیم وسطی، طریقه من است.

چگونه مؤمن به انسان کامل بر طریق مستقیم است؟
و مؤمنین چون تابع انسان کامل اند و در سیر(به سوی خدا) قدم خود را جای قدم او گذارند و به نور هدایت و مصباح معرفت انسان کامل سیر کنند و تسلیم ذات مقدسش هستند و از پیش خود قدمی برندارند و عقل خود را در کیفیت سیر معنوی الی الله دخالت ندهند. از این جهت، صراط آنها نیز مستقیم بوده و حشر آنها با انسان کامل و وصول آنها، به تبع، وصول انسان کامل است؛ به شرط آنکه قلوب صافیه خود را از تصرفات شیاطین و انیت و انانیت (خودبینی و منیت) حفظ کنند و یکسره خود را در سیر (حرکت به سوی او) تسلیم انسان کامل و مقام خاتمیت کنند.

چگونه انسان منکوس الرأس (با سرهایی به سوی اسفل السافلین) می‌گردد؟
أفمن یمشی مکبّأ علی وجهه أهدی أم من یمشی سویّا علی صراط مستقیم.   ملک/آیه 22

ابی الحسن(ع) فرمود: خدای تعالی در این آیه شریفه مثلی زده است و آن مثل کسانی است که اعراض نمودند (روی برگرداندند) از ولایت امیرالمؤمنین(ع) که آنها گویی راه می‌روند به روی‌های خود و به هدایت نرسند و کسانی را که متابعت آن حضرت نمودند، قرار داده به راه مستوی و راست و صراط مستقیم علی امیرالمؤمنین(ع) است.

مؤمن چون سیرش مستقیم و قلبش مستوی و توجهش الی الله و صراطش سویّ است، از این جهت در آن عالم نیز صراطش مستقیم و روشن و قامتش مستقیم و صورت و سیرت و باطن و ظاهرش به صورت و هیئت انسانیت است و با این مقایسه، (وضعیت) قلب مشرک را نیز می توان فهمید، که چون قلبش [...] از تبعیت هادی مطلق و ولیّ کامل منصرف و برکنار است، (در نتیجه) به انیّت و انانیّت خود و دنیا و زخارف آن مصروف است. از این جهت (آنها) در عوالم دیگر نیز با سیرت و صورت مستقیمه انسانیه محشور نگردند و به صورت یکی از حیوانات منکوس (برعکس) الرأس (سر) محشور شود، زیرا در آن عالم صورت و هیئت، تابع (وضعیت) قلوب است و ظاهر ظل (سایه) باطن و قشر (پوسته)، سایه لب (مغز) است. به عبارتی روح، باطن و مغز و بدن برزخی، ظاهر و پوسته آن روح خواهد بود و مواد آن عالم (که بدن برزخی روح را تشکیل می‌دهند) مثل این نشئه (عالم مادی یا فیزیکی) تعصی (عصیان) از قبول اشکال ملکوتیه باطنیه ندارند.

پس قلوبی که از حق و حقیقت معرض و از فطرت مستقیمه خارج‌اند و به دنیا مقبل و متوجه هستند، سایه آنها نیز مثل خودشان از استقامت خارج و منکوس (برعکس) و رو به طبیعت و دنیا که اسفل السافلین است، می‌باشد. شاید در آن عالم بعضی با روی خود راه روند و پاهای آنها رو به بالا باشد و بعضی با شکم های خود راه روند و بعضی با دست و پای خود چون حیوانات راه روند چنانچه در این عالم مشی آنها چنین بوده است (اللهم إلیک الشّکوی و أنت المستعان).

شرک عرفانی یا شاهکار بزرگ شیطان                  
از تصرفات خبیثه شیطانیه یکی آن است که انسان وجهه قلب خود را از جاده مستقیم (انسان کامل) معوج کند و به صورت (به طرف) شوخی یا شیخی متوجه نماید.

یکی از شاهکارهای بزرگ شیطان موَسوس (وسوسه کننده) فی صدور ناس این است که با بیانی شوخ و شنگ و تصرفاتی دل‌فریب گاهی بعضی مشایخ را به بناگوش شوخی دلبر درآویزد و عذر این کبیره، نه، بلکه این شرک عرفانی را چنین آورد که قلب اگر احدیّ التعلق باشد، زودتر موفق به سلب علاقه شود و گاهی بعض شوخ چشمان ابله را (برخی مریدان راه گم کرده) به صورت دیو سیرت شیخی عوام‌فریب (مرادی گرفتار دنیا)، نه، بلکه شیطان قاطع الطریق،  متوجه کند و عذر این شرک جلی را این‌گونه آورد که شیخ، انسان کامل است و انسان از طریق انسان کامل باید به مقام غیب مطلق برسد، که به هیچ وجه ظهور ندارد، جز در مرآت احدی (آینه یگانه) شیخ تا آخر عمر (هنگام رفتن از دنیا) آن یک (مرادی گرفتار دنیا) با یاد رخسار دلبند شوخ خود و این یک (مرید راه گم کرده) با صورت منکوس (چهره برزخی قلب ماهیت داده) شیخ خود به عالم جن و شیاطین ملحق شوند نه آن (مراد گرفتار دنیا)، علاقه حیوانیش سلب می‌شود و نه این (مرید راه گم کرده) از طریق کورکورانه به مقصود می‌رسد.

  این مقاله با استفاده از مطالب صفحات 531-532 و 533 کتاب چهل حدیث امام خمینی(ره) در شرح حدیث سی ام نوشته شده است.

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : 5
موضوع : | بازديد : 28
برچسب ها : ,
نوشته شده در چهارشنبه 7 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
انفجارهای تروریستی در زاهدان

مقامات محلی دو انفجار صورت گرفته را حملات انتحاری و توسط عوامل ضد انقلاب به قصد تفرقه بین مردم شیعه و سنی سیستان و بلوجستان اعلام کردند.

دو انفجار مهیب پنجشنبه شب مقابل در ورودی مسجد جامع زاهدان بیش از 20 شهید و یکصد مجروح برجای گذاشت.
 


 


 
 


 


 


 
 


 
 


 


 
 

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 18
برچسب ها : ,
نوشته شده در چهارشنبه 7 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
اخبار ورزشی

 جام جهانی 2010 با قهرمانی تیم اسپانیا به پایان رسید.دربازی پایانی که 120 دقیقه به طول انجامید تیم اسپانیا با گل دقیقه ی 117 اینی استا بازی را با برد به پایان رسید تا هلند برای سومین بار درانتظار قهرمانی جهان بماند.

در بازی نیمه نهایی نیز تیم آلمان توانست تیم اروگوئه را شکست دهدوبه عنوان سومی دست یابد.

حاشیه های جام جهانی

اقتابوس پیش گو در تدابیر شدید امنیتی باید پیشگویی های بزرگی را انجام دهد. نجات از بحران اقتصادی و....

Spain united  نام تیمی بود که با قهرمانی خود در جام جهانی رویای اتحاد در کشورش را زنده نگه داشت ولی این اتحاد دوام زیادی نداشت وبا بالا بردن پرچم ایالت کاتانیا رویای اتحاد دور دست تر شد.

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 30
برچسب ها : ,
نوشته شده در چهارشنبه 7 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
برنامه ی بازی های جام جهانی

 

آرژانتین – آلمان

غنا – پاراگوئه

برزیل – هلند

اسپانیا – اروگوئه

شانس اروپا و آمریکای جنوبی برای قهرمانی در جام جهانی برابرمی باشد هر کدام 5/37 درصدوشانس آفریقا 5/12 درصداست.

آسیا نماینده ای در مرحله ی یک هشتم ندارد!

با حذف ژاپن در ضربات پنالتی در مقابل پاراگوئه تنهاامید آسیایی ها هم به ناامیدی تبدیل شد.

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 22
برچسب ها : ,
نوشته شده در چهارشنبه 7 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
<no title>

امام مردم
امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 25
برچسب ها : ,
نوشته شده در چهارشنبه 7 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
اخبار جام جهانی

آلمان کاووس انگلیس شد!   

شکست تحقیرآمیز انگلیس مقابل آلمان انبوه انتقادات را به سوی کاپلوروانه کرد.انگلیس مقصر اصلی باخت خود را تیم داوری می داند.

جام جهانی 2010 بدترین جام برای فیفا.

داوری و توپ دو عامل فشار بر فیفا می باشد در حالیکه فیفا خود به این دو معقوله ازعان کرده ولی انتقاذات همچنان ادامه دارد.اوج این اعتراض قبول نکردن گل انگلیس و پذیرفتن گل آفساید آرژانتین بود
امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 33
برچسب ها : ,
نوشته شده در چهارشنبه 7 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
تازه ترین اخبار ورزشی ایران وجهان

جام جهانی

اسپانیا به صعود امید وار شد!

اسپانیا با شکست 2 بر صفر هندوراس به صعود امید وار شد. دراین بازی گل اول تیم اسپانیا توسط حرکت انفرادی در نیمه ی اول به دست آمدگل دوم نیز توسط همین بازیکن درنیمه ی دوم به دست آمدتا اسپانیا بهبازی بعد در مقابل شیلی امیدوار شود.

سوئیس حتی با قبول شکست در مقابل شیلی شانس بیشتری نسب به این تیم برای صعود دارد!

شیلی در بازی دیروز توانست تیم 10 نفره ی سوئیس را با 1 گل شکست دهد. این بازی که 9 کارت زرد و 1 کارت قرمز داشت توسط داوران آسیایی قضاوت می شد.شیلی با برد در مقابل سوئیس 6 امتیازی شد ولی بازی آخر آنها با قهرمان اروپا اسپانیا است این در حالی است که سوئیس 3 امتیازی در مقابل تیم نچندان مطرح هندوراس باید بازی کند اگر تیم سوئیس بتواند هندوراس را شکست دهد و شیلی در مقابل اسپانیا شکست بخورد کا ر به تفاضل گل می کشد!

فرانسه-آفریقای جنوبی برای بقا!

فرانسه و آفریقای جنوبی دو کاندیدای سقوط برای ماندن در جام به دیدار یکدیگر می روند . تیم بازنده ی بازی از جام حذف می شود و تیم برنده باید چشم به بازی همزمان ببنددتا نتیجه ی بازی تیم های مکزیک و پاراگوئه مشخص شود.

دیگر بازی های امروز

آرژانتین-یونان     تقابل بازیکنان مارودونا با قهرمان ادوار گذشته ی اروپا

کره ی جنوبی-نیجریه      تقابل بازیکنان رام شده توسط مارودونا با تیم بدون امتیاز نیجریه برای صعود به مراحل بالا تر

مکزیک-پاراگوئه        مساوی=صعود هر دو تیم به مرحله ی بالا تر وحذف فرانسه و آفریقای جنوبی

اخبار داخلی

فوتسال:شمس نرفته بازگشت باشرط دعوت بازیکنان خوب به تیم!!!

فوتبال:استقلال با مظلومی به سرعین اردبیل می رود /پشت سر تیم پرسپولیس!!! آیا جای کافی برای تمرین پیدا می کنند!

والیبال:مربی رفت کاپیتان مربی شد! در اقدا می عجیب هیئت مدیره ی تیم پیکان کسی را از کار بر کنار کردند که تیم را قهرمان ایران وآسیا کرده بود!(ورزش تجارت است نه....)

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 23
برچسب ها : ,
نوشته شده در چهارشنبه 7 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
تازه ترین اخبار ورزشی ایران وجهان

 

جام جهانی

اسپانیا به صعود امید وار شد!

اسپانیا با شکست 2 بر صفر هندوراس به صعود امید وار شد. دراین بازی گل اول تیم اسپانیا توسط حرکت انفرادی در نیمه ی اول به دست آمدگل دوم نیز توسط همین بازیکن درنیمه ی دوم به دست آمدتا اسپانیا بهبازی بعد در مقابل شیلی امیدوار شود.

سوئیس حتی با قبول شکست در مقابل شیلی شانس بیشتری نسب به این تیم برای صعود دارد!

شیلی در بازی دیروز توانست تیم 10 نفره ی سوئیس را با 1 گل شکست دهد. این بازی که 9 کارت زرد و 1 کارت قرمز داشت توسط داوران آسیایی قضاوت می شد.شیلی با برد در مقابل سوئیس 6 امتیازی شد ولی بازی آخر آنها با قهرمان اروپا اسپانیا است این در حالی است که سوئیس 3 امتیازی در مقابل تیم نچندان مطرح هندوراس باید بازی کند اگر تیم سوئیس بتواند هندوراس را شکست دهد و شیلی در مقابل اسپانیا شکست بخورد کا ر به تفاضل گل می کشد!

فرانسه-آفریقای جنوبی برای بقا!

فرانسه و آفریقای جنوبی دو کاندیدای سقوط برای ماندن در جام به دیدار یکدیگر می روند . تیم بازنده ی بازی از جام حذف می شود و تیم برنده باید چشم به بازی همزمان ببنددتا نتیجه ی بازی تیم های مکزیک و پاراگوئه مشخص شود.

دیگر بازی های امروز

آرژانتین-یونان     تقابل بازیکنان مارودونا با قهرمان ادوار گذشته ی اروپا

کره ی جنوبی-نیجریه      تقابل بازیکنان رام شده توسط مارودونا با تیم بدون امتیاز نیجریه برای صعود به مراحل بالا تر

مکزیک-پاراگوئه        مساوی=صعود هر دو تیم به مرحله ی بالا تر وحذف فرانسه و آفریقای جنوبی

اخبار داخلی

فوتسال:شمس نرفته بازگشت باشرط دعوت بازیکنان خوب به تیم!!!

فوتبال:استقلال با مظلومی به سرعین اردبیل می رود /پشت سر تیم پرسپولیس!!! آیا جای کافی برای تمرین پیدا می کنند!

والیبال:مربی رفت کاپیتان مربی شد! در اقدا می عجیب هیئت مدیره ی تیم پیکان کسی را از کار بر کنار کردند که تیم را قهرمان ایران وآسیا کرده بود!(ورزش تجارت است نه....)

هندبال:نوجوانان هندبالیست ایران با72 ساعت تمرین قهرمان آسیا که سهل است می توانند قرمان جهان شوند.شعار تیم هندبال ایران:72 ساعت تمرین تفاضل72- وحذف از مرحله ی گروهی!!!!!!!

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 16
برچسب ها : ,
نوشته شده در چهارشنبه 7 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
چگونه بدانیم که با فردی مناسب خود ازدواج می کنیم؟

 

 

چگونه بدانیم که با فردی مناسب خود ازدواج می کنیم؟

هیچوقت با فکر اینکه عشق مهمترین چیز است، وارد زندگی نشوید

سوالی که خیلی از شما عزیزان در ایمیل های خود برای ما میفرستید این است که، "از کجا باید بفمیم فردی که می خواهیم با او ازدواج کنیم، برای ما مناسب است؟"

چطور با فرد مناسب خود ازدواج کنیم

پیدا کردن زن یا مرد ایدآل اصلاً کار ساده ای نیست. وقتی فکر میکنید که فرد ایدآل خود را پیدا کرده اید، هنوز هم ممکن است تردید داشته باشید. شک داشتن به کسی که می خواهید با او ازدواج کنید، نه تنها کاملاً نرمال و طبیعی است، بلکه کاملاً سالم است.

خوشبختانه احتمالاً تا الان می دانید که نباید با کسی که بیش از حد مشروب می خورد، بیش از حد الواتی می کند، بیش از حد کار می کند، بیش از حد لاف می زند، معتاد است، بی وفا است و خیانت می کند، خشن و بیرحم است یا صادق نیست، ازدواج کنید.

اگر همسر آینده تان عاری از این صفات است و هنوز هم در ازدواج با او شک دارید، حتماً این مقاله را دنبال کنید. ما به شما کمک می کنیم که ببینید آیا این تردیدهایتان منطقی است و ارزش توجه دارد یا نه یا اینکه فقط بدون هیچ دلیل منطقی نگران هستید.

خوشبختی و حمایت احساسی

گرچه انتظار داشتن اینکه همسرتان همیشه و در همه حال شما را شاد کند، کمی غیرمنطقی است اما اگر همسرتان، مرد/زن ایدآل و مناسب شما باشد، خود به خود موجب شادی شما می شود و به شما حس قدرت در زندگی می دهد.

- وقتی احساس کنید که کسی هست که از رشد احساسی و عقلانی شما حمایت کرده و در این راه تشویقتان می کند، آنوقت است که می فهمید با فردی مناسب خود ازدواج کرده اید. خواست فرد ایدآل شما این است که از نظر احساسی سالم باشید و بتوانید روی پاهای خودتان بایستید. وقتی با فرد مناسب خود باشید، احساس بسیار خوبی درمورد خودتان خواهید داشت و حس اطمینان و امنیت خواهید کرد.

- فرد ایدآل شما هیچوقت منفی گرا، خودخواه، کم مایه و سست، ساکت، خجالتی، انتقادی، یا شلخته نیست. چرا باید وقتتان را با یک نادان بگذرانید؟

محبت، عشق و سکس

اهمیت زیادی دارد که کسی که با او ازدواج می کنید کسی باشد که با شما تفاهم داشته باشد و درمورد مسائل جنسی و عشقی، نیازها و خواسته های شما را درک کند.

- اگر همسر آینده تان "دوستت دارم" را نه فقط زبانی بلکه با اعمال محبت آمیز نشان دهد، می فهمید که می خواهید با فرد مناسبی ازدواج کنید. اعمال محبت آمیز به چیزهایی مثل این گفته می شود: اینکه وقتی خسته اید بفهمد، روز تولدتان را به یاد داشته باشد، دوست داشته باشد که وقتش را با شما بگذراند، به حرفهایتان گوش کند، به شما احترام بگذارد، وقتی دیر کردید به شما زنگ بزند، به شما محبت کند، اگر چیزی را نفهمیدید، درمقابلتان صبور باشد. موقع سلام و خداحافظی ببوسدتان، بدون هیچ دلیلی در آغوشتان بگیرد.

- اگر از نظر جنسی با همسر آینده تان تطابق داشته باشید، آنوقت می فهمید که می خواهید با فرد مناسبی ازدواج کنید. اگر هر دو شما به صمیمیت جنسی به شکل متفاوتی نگاه کند یا امیال جنسیتان متفاوت باشد، رابطه زناشوییتان به خطر می افتد.

- فرد مناسب برای ازدواج کسی است که دوستش داشته باشید و دوست شما باشد. او از گذران وقت با شما لذت می برد. اگر شما دو نفر با هم دوست نباشید، عشق و ازدواج شما خیلی زود محو خواهد شد.

- فرد مناسب برای ازدواج مهربان، باملاحظه و مودب است. مسائل پیش پا افتاده زندگی مثل گفتن "متشکرم" یا باز کردن در شاید قدیمی به نظر برسد اما نشان دهنده میزان احترام و علاقه و مهربانی فرد به شماست.

ارتباط، اهداف، و ارزش ها

شما و فرد مناسب شما برای ازدواج، اهداف و ارزشهای یکسانی دارید.

- داشتن علایق و نظرات مختلف اشکالی ندارد فقط به شرط اینکه درمورد عدم تفاهم در آنها به تفاهم رسیده باشید. بااینکه ممکن است همیشه با یکدیگر هم عقیده نباشید، صحبت کردن با فرد مناسب برای ازدواج همیشه جالب است وهیچوقت خسته تان نمی کند. او افکار و عقاید خود را طوری با شما مطرح می کند که ناراحتتان نکند.

- فرد مناسب برای ازدواج با درک اینکه تنها مسئله ثابت در زندگی، تغییر است، دوست دارد درمورد مسائل و مشکلات زندگی هم قبل و هم بعد از ازدواج با شما صحبت کند.

- فرد مناسب برای ازدواج شما را تشویق می کند که با تغذیه سالم و ورزش برای داشتن سبک زندگی سالمتر، تصمیم بگیرید. او برای توازن بخشیدن به کار و زندگی فردی شما، همراه و همگام با شما کار می کند.

- اینکه شما تنها کسی باشید که باید خانه را مرتب کند و از بچه ها مراقبت کند، دیگر خیلی قدیمی شده است. مرد مناسب شما در این مسئولیت ها خود را با شما شریک می داند.

- پیدا کردن فرد مناسب برای ازدواج به این معنا نیست که دیگر هیچ مشکل و اختلافی با هم نخواهید داشت. اما با فرد مناسب برای خود دیگر مطمئن هستید که می توانید به همراه هم مسائل و مشکلات را بررسی کرده و طوری آنها را حل کنید که هیچ صدمه این به ازدواجتان وارد نشود.

اعتماد و صداقت

فرد مناسب برای ازدواج، با شما صادق و روراست است.

- فرد مناسب برای ازدواج به شما اعتماد دارد و تلفن ها و استفاده شما از کامپیوتر را کنترل نمی کند، مدت زمانی که با دیگران می گذرانید را محدود نمی کند. وقتی همسر آینده تان سعی نکند که شما را از دوستان و خانواده تان جدا کند، آنوقت می فهمید که فردی مناسب برای ازدواج است. فرد مناسب برای ازدواج هیچوقت نمی خواهد که زندگی شما را کنترل کند، بلکه می خواهد زندگیش را با شما تقسیم کند.

- با فرد مناسب برای ازدواج هیچوقت نباید لازم باشد که از حریم شخصی خود دفاع کنید. وقتی از شما درمورد ساعتی که نیاز دارید به تنهایی بگذرانید سوال نشود، می فهمید که فرد مناسب برای خود را پیدا کرده اید.

- فرد مناسب برای شما به شما اطمینان دارد و جاسوسی شما را نمی کند. اگر قرار باشد هر حرکت خود را توجیه کنید، زندگی واقعاً سخت می شود.

پرچم های قرمز در روابط

اگر متوجه شدید که مسائل و مشکلاتی در روابطتان وجود دارد، به راحتی از آنها نگذرید و به هیچ وجه فکر نکنید که این مشکلات اهمیت زیادی ندارند یا با گذر زمان درست می شوند و طرفتان عوض می شود. برای داشتن یک ازدواج موفق، به  چیزهایی فرای عشق نیاز دارید

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 21
برچسب ها : ,
نوشته شده در چهارشنبه 7 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
اخبارو اطلاعات امروز 31/3/89

اخبار مناسبتی

سالروز برزگداشت دکتر علی شریعتی (دیروز)

تاریخچه ی زندگی دکتر شریعتی(مطابق با سال شمسی)

1312 : تولد در روستای کاهک توا بع مزینان

1319 : ورود به دبستان ((ابن یمین)) در مشهد

1325 : ورود به دبیرستان ((فر دوسی))مشهد

1327 : عضویت در ((کانون نشر حقایق اسلامی))

1329 : ورود به دانش سرای مقدماتی مشهد

1331 : اتمام دوره ی دانش سرا

1332 : عضویت در نهضت مقا ومت مشهد

1333 : گرفتن دیپلم کا مل ادبی
1334 : انتشار کتاب و ورود به دا نشکده ی ادبیات مشهد

1336 : دستگیری در مشهد

1337 : فارغ التحصیلی  از دانشکده ی ادبیات وازدواج

1338 : اعزام به فرانسه و تولد اولین فرزند و آشنایی با سازمان آزادی بخش الجزایر

1339 : بردن همسر و فرزندان به فرانسه

1341 : رحلت مادر و تولد دومین فرزند

1342 : اتمام تحصیلات واخذ مدرک در رشته ی تاریخ وتولد سومین فرزند

1343 : بازگشت به ایران و دستگیری در مرز 

1344 : انتقال به تهران به عنوان کارشناس و بررس کتب درسی

1345 : استاد یاری رشته ی تاریخ در دانشکده ی مشهد

1347 : آغاز سخنرانی در حسینیه ار شاد به دعوت استادشهید مطهریو نوشتن 3 کتاب و یک مقاله

1348 : سفر به خانه ی خدا

1350 : سفر به آفریقاو تولد چهارمین فرزند

1351 : بسته شدن حسینیه ی ارشاد و ممنوعیت سخنرانی

1352 : معرفی خود به ساواک و18 ماه زندانی

1354 : آزادی از زندان وآغاز زندگی سخت در تهران ومشهد

1356 : هجرت به اروپا ورحلتپ

سالروز شهادت دکتر چمران

انسانی بزرگ و وارسته با مدرک دکتری از دانشگاه خارج کشورو فردی که به نیروهای حزب ا... آموزش می داد.

اخبار ورزشی

7 بار بوسه ی توپ با دروازه ی کره با حذف اولین تیم آسیایی در جا جهانی شد

آیا هندوراس می تواند باعث حذف قهرمان اروپا شود!!!

در جام شگفتی ها هندوراس با امتیاز گرفتن از اسپا نیا می توانند به صعود امید وار شوند و باعث حذف اسپانیا شوند.

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 32
برچسب ها : ,
نوشته شده در چهارشنبه 7 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
باهم بخندیم.....

قبل از هر چیز می خوام به دوستای خوبم بگم که قصدم از این جوک ها فقط شاد کردنه نه توهین....

 

 

۱.مردم لرستان برای همدردی با مردم غزه کودکان خود را به گلوله بستند.

 

۲.سخنانی که بین حافظ و یک دختر لر رد و بدل شد:

گفتم غم تو دارم

گفتا سی چه برارم؟(برای چی برادرم؟)

گفتم که ماه من شو

گفتا بووت درارم(پدرتو در میارم)

گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز

گفتا ز لنگه کفشی چشمات من درارم(با لنگه کفشی چشماتو در میارم)

 

 

۳.اولین دوره ی المپیاد لرها،موسوم به"لرمپیک" با رشته های زیر اغاز شد:

-شنای با مانع

-کشتی پروانه

-پرش روی نیزه

-شیرجه روی چمن

-اسب سواری با سگ

 

 

۴.مداح: چراغ ها رو خاموش کنید می خوام ببرمتون کرببلا.

چراغا رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست ایستادن.

میگه شما ترکین؟

میگن نه، ما لریم ترکا تو اتوبوسن.

 

 

۵.به لره میگن با درخت بید جمله بساز.

میگه:در خانه ما یک درخت بید بید.

میگن اون بید نیست بوده

میگه: در خانه ما یک درخت بود بید.

 

 

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 23
برچسب ها : ,
نوشته شده در چهارشنبه 7 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
» پسرفاطمه کجایی؟
» میخوام بگم
» اللهم عجل لولیک الفرج
» کـــدام جــمـعـه‌ مـــوعـــود می‌زنـی!!
» خداجون دوستت دارم
» چه رنجي ست
» خودت پيش قدم شو
» عرفان
» وچه زيباست بهار
» فروشگاه و مرکز پخش قفسه های چند منظوره طوس مشبک
» لیست محصولات
» مرثیه ای برای گوشت قرمز! یا گوشت نخور بهر کسی...
» از محمد نوری تا من و تو
» مگر تو نقطه‌ پايان...
» از بهر خدا نخوان!
» تا سه نشه...!
» وقتى امير به «قدرت رسانه» پى مى برد
» ملاحظاتى در باب «عادل فردوسى پور» و«امير قلعه نويى»/«مهاجم» عليه «شكارچى»
» امير قلعه نويى در رسانه ها /حكايت «جوانمرد قصاب» و «گرگ بد گنده»
» پرانتز ميان گيومه/اين تمام «سر» اوست...
» نبود پول و غيبت مربيان شوك و رفيق ناباب
» داستان مدير عاملى كه ۹ مربى را به خانه فرستاد/كابوس مربيان ايرانى
» چرا موفقيت منصور ابراهيم زاده، اتفاق بزرگى است؟
» بردن با يك فاكتور ساده؛/بجنگ، فشار بياور، پيروز شو
» سلام شروع مجدد!
» شروع مجدد، نفوذ مدافع پيش تاخته ، گل /راهت هنوز ادامه دارد، مستر بلاژويچ!
» نان
» وقتی عریضه خالی می ماند!
» نیستم...نیستی...نیست!
» <no title>
» <no title>
» مرا به خاطر بیاور
» <no title>
» <no title>
» قول
» تشبیه
» عصبانیت اوباما آمریکا را لو می دهد
» اجرای موفق طرح هدف مندی یارانه ها در مطبوعات
» مرزهای ایران فرهنگی کجاست ؟
» خانم سوزان وسلی (2)
» خانم سوزان وسلی (1)
» مصاحبه با مسترایکس
» حاتم بخشی مجلس
» شهرداری شفاف سازی کند
» مصاحبه با یک کلاهبردار
» جاده ای با صورت زخمی
» شیرین تر از عسل
» علی(ع) بهانه معاشقه شبهای قدر...
» ماه عسل...با یا بدونه؟؟؟
» مبارک...
» طنز و تبسم...
» عصر پرتقالی...
» دیروز...امروز...فردا...
» تا بعد...خدانگهدار...
» با خدا...
» شما و رادیو...
» صفحه اصلی سایت
» دعوت ازبسیجیان وگرامیداشت هفته دفاع مقدس
» وزارت بهداشت حرف دل مردم روستای جیلان آبادرا بخوانیدودستورفرمائید
» راهپیمایی درهتک حرمت قرآن
صفحات ديگر
صفحه قبل 1 ... 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160 161 162 163 164 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179 180 181 182 183 184 185 186 187 188 189 190 191 192 193 194 195 196 197 198 199 200 201 202 203 204 205 206 207 208 209 210 211 212 213 214 215 216 217 218 219 220 221 222 223 224 225 226 227 228 229 230 231 232 233 234 235 236 237 238 239 240 241 242 243 244 245 246 247 248 249 250 251 252 253 254 255 256 257 258 259 260 261 262 263 264 265 266 267 268 269 270 271 272 273 274 275 276 277 278 279 280 281 282 283 284 285 286 287 288 289 290 291 292 293 294 295 296 297 298 299 300 301 302 303 304 305 306 307 308 309 310 311 312 313 314 315 316 317 318 319 320 321 322 323 324 325 326 327 328 329 330 331 332 333 334 335 336 337 338 339 340 341 342 343 344 345 346 347 348 349 350 351 352 353 354 355 356 357 358 359 360 361 362 363 364 365 366 367 368 369 370 371 372 373 374 375 376 377 378 379 380 381 382 383 384 385 386 387 388 389 390 391 392 393 394 395 396 397 398 399 400 401 402 403 404 405 406 407 408 409 410 411 412 413 414 415 416 417 418 419 420 421 422 423 424 425 426 427 428 429 430 431 432 433 434 435 436 437 438 439 440 441 صفحه بعد

درباره


آرشیو مطالب

1391
1389

پیوند های روزانه

بقيه لينك ها ...

لینک دوستان

شاخه بلاگ
فال

نظر سنجی

خبرنامه


تماس با ما

آمار وبلاگ

تعداد آنلاین : 0
بازدید امروز : 49
بازدید دیروز : 144
بازدید هفته : 687
بازدید کل : 395618
تعداد پست ها : 5281
تعداد نظرات : 47


پشتیبانی

RSS

POWERED BY
shakheh.com