می گذرم از میان این همه دوری.... از میان این همه تردید و باز دیر می رسم برای تکرار یک من در جادوی یک آینه! حالا که می گذرم وقت هایم تکرار می شوند و فرصت هایم چند باره می دوند تا پیدایم کنند. این روزها اکسیژن دنیا شدیدا" بالا زده ...
وقت زیاد می آورم از بس که بیدارم و خوابم نمی برد. از بس که بیدارم برای فهمیدن آن چه نمی دانم و برای درک آن چه باید بدانم... این روزها در گیرم... درگیر یک مولکول که خاطر این کهکشان کوچک را بر مشوش کرده است...