دوست گرانقدری زحمت کشیدند و مقاله ی زیر را به وبلاگ فرستادند .با تشکر فراوان از ایشان و کسانی که بی تفاوت نیستند .
درد مصلحت اندیشی ما
آنچه امروز میخواهم از آن سخن به میان بیاورم، دردی است که اکثر مسئولان
بومی شهرمان با آن مواجه اند: درد مصلحت اندیشی. افراد مبتلا به این درد
تلاش می کنند همواره بر وفق مراد عده ای دیگر سخن بگویند و عمل کنند. آنها
با خود اینگونه می اندیشند که با این کار به شهر خدمت کرده اند. اما نمی دانند
با این کار، بزرگترین ضربه را به این شهر وارد می کنند. همین درد است که
باعث می شود از "میدان امام شافعی" به عنوان "میدان شهرداری"! نام ببرند.
البته این تنها درد عده ای از مسئولان نیست؛ بلکه این درد، دامان تنها نشریه
شهر، یعنی "عصر اوز" را نیز گرفته است. این نشریه نیز بارها و بارها از میدان
امام شافعی به عنوان میدان شهرداری یاد کرده است. معلوم نیست این نشریه
با این کار به دنبال حفظ بقاء خود است یا اینکه می خواهد بر وفق مراد عده ای
دیگر سخن بگوید؟! در مورد این نشریه و رویکرد آن در مقاله ای دیگر سخن
خواهیم گفت. اما آنچه اهمیت دارد، آگاهی از این درد و پیشگری از ابتلا آن است.
همین درد است که سبب شده نتوانیم و یا نخواهیم حرف دل خود را به زبان
بیاوریم؛ زیرا عادت کرده ایم آنگونه که "دیگران دوست دارند" سخن بگوییم و
عمل کنیم. بیایید واقع بین باشیم و با هشیاری، از ابتلا شدن به این درد اجتناب
ورزید.
د-ج