همه چیز

منوي اصلي

» صفحه نخست
» پروفايل مدير وبلاگ
» پست الکترونيک
» آرشيو وبلاگ
» عناوين مطالب وبلاگ
تماس با ما
لينك باكس و بنر
پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به سايت همه چیز خوش آمديد . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ ياري رسانيد . براي سريع تر رسيدن به مطلب مورد نظر از آرشيو موضوعي استفاده كنيد همچنين ميتونيد به آرشيو مراجعه كنيد. براي تبادل لينك , لوگو ,بنر يا آر اس اس از طريق نظرات به ما اطلاع دهيد .
همه با هم در ساعت23 امشب

به نام خدا
شب نیمه شعبان و منتظر ظهوریم بیا ای گل نرگس.
با ما همراه باشید.

همگی با هم زمزمه می کنیم دعای فرج را همراه با رسانه ملی امشب راس ساعت23
امام زمان

                               مشتاق توام اگر چه غرق گنهم               زان دیده مهربان گدای نگهم

                              در ساعت یازده ، شب پانزدهم                  فکر فرج ماه شب چاردَهَم

 

 

آیت الله وحید خراسانی:

رأس ساعت 11 شب نیمه شعبان دعای فرج را بخوانید

با توجه به روایات نقل شده از اهل بیت (علیهم‌السلام) در مورد تأثیر دعای همگانی و نیز بر اساس اهمیت فوق العاده شب نیمه شعبان که هم شب میلاد آن امام رحمت و مهربانی و هم با فضیلت‌ترین شب سال پس از شب قدر است، به گزارش «شیعه نیوز» آیت الله وحید خراسانی در سخنانی فرمودند:

سزاوار است عموم مؤمنین و مؤمنات در آن شب عزیز (شب نیمه شعبان) پس از قرائت سوره یس و اهداء آن به آستان مقدس ولیعصر ارواحنا فداه و خواندن زیارت سلام علی آل یس، رأس ساعت 11 شب نیمه شعبان دعای فرج را بخوانند و تعجیل ظهور مولود نیمه شعبان را از خداوند متعال درخواست کنند.

همچنین مناسب است تا در تمامی مکان‌های مقدس و مجالس جشن و سروری که در آن شب تشکیل می‌گردد این قرائت سوره یس و دعا و توسل همگانی انجام گیرد.

 

صدای آیة الله وحید خراسانی را از اینجا بشنوی

برگرفته از:www.tebyan.net
امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : 4
موضوع : | بازديد : 28
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 4 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
ویژه نامه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)

به نام خدا

شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) تسلیت باد.
فهرست ویژه نامه:

1- محوریت حضرت زهرا (سلام الله علیها)
2- چرا فاطمه نامیده شد؟
3- پيامک‌هاي فاطمي



برای دیدن متن کامل مطالب به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.
امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 23
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 4 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
روز عرفه

یا حسین (ع) ، یا امام اباصالح المهدی(عج)


امروز روز عرفه است  و در سراسر ایران همگی با هم ندای عرفه را سر می دهند در اینجا قصد دارم چندی از عرفه بدانیم شاید بتوانیم مقداری از این دعا را درک کنیم.ما نیز را نیز از دعی خود محروم نسازید.

اگر مطلبی دارید که می تواند این مطلب را کامل کند حتما اقدام کنید و برای  ::.منتظر ظهوریم بیا ای گل نرگس::. ارسال کنید.




عرفات
نام سرزمینی است در 20 کیلومتری مکّه که بر زائران خانه خدا واجب است از ظهر روز نهم ذی الحجّه تا غروب در آنجا بمانند و اگر قبل از غروب از آنجا خارج شوند باید یک شتر کفّاره دهند . واژة عرفات از معرفت به معنای محلّ شناخت است . در آنجا آدم و حوا علیهماالسّلام یکدیگر را شناختند و به گناه خود اعتراف کردند. به فرموده امام صادق و امام باقر علیهماالسّلام جبرئیل در این مکان به حضرت ابراهیم گفت : وظایف خود را بشناس و فراگیر . (کافی / ج 4 / ص 207)
در حدیث می خوانیم ح مهدی (عج) هر سال در عرفات حضور دارند زمین عرفات خاطراتی از ناله ها و اشک های اولیای خدا دارد و در روایات می خوانیم غروب عرفه خداوند تمام گناهان زائران خانه خود را می بخشد .


طرح کلّی دعای عرفه :


1- اعتراف به یگانگی خداوند
2- ستایش خداوند
3- یاد آوری نعمتهای بی پایان خداوند
4- صلوات بر پیامبر و آلش
5- طلب عفو وبخشش


سند دعای روز عرفه امام حسین علیه السّلام :


امام حسین (ع) به تازگی از مدینه بیرون آمده بود و قصد انجام اعمال حج داشت. حالا هم به خاطر توقف در عرفات و انجام اعمال آن، در میان حاجی هابود.
حاکم مدینه –مروان- وقتی نتوانست امام را برای بیعت با خلیفه راضی کند، تصمیم بهقتل حضرت گرفت، اما امام در مدینه نماند و همراه اهل بیت(ع) خود، راه مکه را در پیشگرفت. چون وقت اعمال حج واجب بود.
اما هیچ کس نمی دانست که مقصد بعدی او کجاست؟
آنچه که محدّث قمی در «مفاتیج الجنان» و شیخ طوسی در «اقبال» و علامه مجلسی در «زادالمعاد» و محدثین دیگر در کتابهای خود نقل نموده اند، چنین است که می نویسند :
بشر و بشیر پسران غالب اسدی روایت کرده اند که در عصر روز عرفه در عرفات در خدمت آن حضرت بودیم، پس، از خیمه خود بیرون آمدند ، با گروهی از اهلبیت علیهماالسّلام و فرزندان و شیعیان با نهایت خضوع و خشوع؛ در جانب چپ کوه ایستادند و روی مبارک را به سوی کعبه گردانیدند و دستها را برابر روی خود قرار داده مانند فقیری که چیزی طلب می نماید

برداشت از : http://www.askquran.ir/showthread.php?t=1379 ::.منتظر ظهوریم بیا ای گل نرگش::. هیچ گونه مسوولیتی در قبال این متن ندارد و این متن تنها یک برداشت می باشد در جهت گسترش علوم اسلامی می باشد.


متن کامل دعا: 


http://www.ghadeer.org/site/thekr/adeia/d_arafe/indx_ade.html

::.منتظر ظهوریم بیا ای گل نرگش::. هیچ گونه مسوولیتی در قبال این متن ندارد و این متن تنها یک برداشت می باشد در جهت گسترش علوم اسلامی می باشد.




امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 18
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 4 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
مهدویت از نگاه دانشمندان غربی

سلام دوستان من در اینجا نوشته ای که بر گرفته از سایت موعود است را قرار دادم مطلبی جالبی است امیدوارم تنها  این چند خطی را مطالعه کنید تا کمی به اطلاعات مهدوی خودمون اضافه کنیم.

دائره المعارف دين ، ميرچاالياده)
ترجمه : بهروز جندقي

اشاره:
تحقيق در زمينه مهدويت و همچنين تبليغ فرهنگ آن، ابعاد گوناگوني را در بر مي گيرد كه از آن جمله است بررسي مهدويت از منظر دين پژوهان ، اسلام شناسان و شيعه شناسان غربي تا هم نسبت به رويكردها و روشهاي علمي – تحليلي اين دانشمندان نسبت به مسأله مهدويت شناخت تفصيلي پيدا كرده باشيم و هم از سوي ديگر اين شناخت خود زمينه اي باشد براي تبليغ كارآمد و شناساندن به روز شخصيت حقيقي آن وجود بزرگوار و تمدن غرب.

با اين نيت بود كه كليه دائره المعارف هاي تخصصي موجود در زمينه هاي اسلام ، دين يهوديت و مسيحيت را با دقت و وسواس تمام مورد بررسي قرار داديم و مدخل هاي مربوط به موضوع مهدويت را از آنها استخراج نموديم تا بدين ترتيب در كمترين حجم ممكن، فشرده ترين ، جديدترين و معتبرترين تئوري ها و تحليل هاي علماي غربي را در باب مهدويت ارائه كرده باشيم. در اين مقاله ، سومين و آخرين قسمت مدخل مهدويت را كه از دائره المعارف دين ويراسته مير چاالياده ، برگزيده شده است به خوانندگان گرامي تقديم مي داريم.

لازم به يادآوري است آنچه در اينجا آورده مي شود انديشه كوتاه و يا غلط دين پژوهان غربي در باب مهدويت از منظر اسلامي و يا شيعي است و پرواضح است كه تكيه آنها بر منابع اهل سنت و اطلاعات ناقص و محدود آنها از شيعه اماميه است. اين مقاله و امثال آنها به وضوح نشان دهنده دو نكته مهم است. يكي اينكه فرهيختگان و دانشمندان غربي منابعي از شيعه در دسترس ندارند و اگر چيزي هست برخي منابع اهل سنت است . ديگر اينكه علما وحوزه هاي شيعي براي معرفي شيعه و مباني اعتقادي آن به فرهيختگان و دانشمندان جهان ، چه مسئوليت سنگيني پيش رو دارند.

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 24
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 4 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
یا مهدی....

به نام خدا

دوستان عزیز و گرامی به دلیل مشکلات و مسائل بسیار زیاد این وبلاگ شاید کم تر به روز شود دوستانی که مایل به همکاری هستند لطفا در قسمت نظرات اعلام کنند.


یا علی


امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 20
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 4 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
با نام او آغاز می کنیم...

سلامی گرم به تمامی دوستاران گسترش مهدویت

افتخاری دیگر برای ::. منتظر ظهوریم بیا ای گل نرگس::.

برگزیده شده در جشنواره وبلاگ نویسی تبیان زنجان

منتظر ظهوریم بیا ای گل نرگس با چهره ای جدید در راه است.


آخرین خبر ها : او می آید ما منتظریم

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 28
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 4 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
امام زمان(عج) و ماه رمضان

امام زمان و ماه رمضان

پيامبر مي فرمايد: «ماه رمضان برترين ماه سال قمري است.» هم چنين در جايي ديگر ايشان فرموده : «مهدي(عج) سيد و آقاست.»

اگر امروز امام مهدي(عج) برترين و کامل ترين انسان روي زمين است و ماه رمضان هم بهترين ماه خداست، پس بايد بين اين دو پيوندي عميق باشد. اگر ماه رمضان، ماه ويژه سير و سلوک است، پس بايد با امام زمان(عج) که برترين سالک و رهروي خداست، پيوندي خاص وجود داشته و بين سلوک معنوي ما در اين ماه با امام زمان(عج) هم رابطه ويژه اي باشد.

در ماه رمضان سه نوع رابطه است:

• پيوند امام مهدي(عج) و ماه رمضان،

• پيوند سلوک عبادي و معنوي ما در ماه رمضان با امام مهدي(عج)،

• رابطه سه گانه، يعني رابطه ويژه امام مهدي(عج) با ما در ماه رمضان.

امام مهدي(عج) و ماه رمضان

زيارت آل ياسين شرح حالات عبادي و معنوي امام مهدي(عج) است. امام مهدي که راهش، امتداد راه پيامبر و اميرالمؤمنين و امام زين العابدين(ع) است. عبوديت و بندگي او نه از سر نياز يا ترس، بلکه از سر درک حقيقت هستي و سپاس گزاري از خداست، عبوديتي که هميشه در وجود امام جاري است و در برخي حالات به نقطه اوج خود مي رسد و ماه رمضان نقطه اوج بندگي امام است.

رسيدن به معبود در ماه رمضان به واسطه حضرت مهدي(عج)

فهم حقيقت رمضان و توفيق رسيدن به معبود جز با توسل به پيشگاه مهدي(عج) ميسر نمي شود. دعاي افتتاح هم در ماه رمضان درس سلوک مي دهد که پروردگارا من خواهان تمام خوبي ها و کمالات هستم و مي دانم که راه رسيدن به اين کمالات توسل به امام مهدي(عج) است. پس مرا به برکت وجود او به نهايت نزديکي به خود برسان.

هدايت معنوي و باطني انسان ها به دست امام مهدي(عج) است و به برکت وجود معنوي و نوراني اوست که عالم هستي از فيض حق تعالي بهره مند مي شود. حال اگر امام در نهايت بندگي باشد، در عبوديت او رحمت و مهرباني خدا نيز اوج مي گيرد.

دعاي امامان نشان مي دهد که آن ها هم به درگاه حق تعالي رو مي آوردند و براي کل هستي و به ويژه براي ما انسان ها از خداوند طلب بخشش مي کردند. به همين دليل است که مي گويند به برکت سلوک معنوي امام، حيات بشري شکل مي گيرد و امتداد مي يابد و عالم به سوي کمال حرکت مي کند و تنها با اين تعبير شب قدر معنا مي يابد.

برگرفته از :» www.hawzah.net

ما را از دعای خود محروم نسازید.

آخرین خبر ها : او می آید ما منتظریم

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 24
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 4 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّاجْعَلْنى فيهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرينَ وَاجْعَلْنى فيهِ مِنْ عِبادِكَالصّالِحينَ اْلقانِتينَ وَاجْعَلنى فيهِ مِنْ اَوْلِياَّئِكَالْمُقَرَّبينَ بِرَاءْفَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.

خدايا قرارم ده در اين ماه از‌ آمرزش‌خواهان و قرارم ده در آن از بندگانشايسته فرمانبردارت و بگردانم در اين روز از اولياي مقرب درگاهت به مهرتاى مهربان‌ترين مهربانان

مارا نیز از دعای خود محروم نسازید.


امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 24
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 4 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
گزارش آزداگان شهرداری

گزارشی از هفتمین همایش تجلیل از آزادگان شهرداری تهران

عنوان: اسارت ابوترابی نعمتی بود برای آزادگان

علیرضا محمدی

 

قرآن که به نشانه رسمیت مراسم قرائت شد،‌ همچنان بر تعداد شرکت کنندگان اضافه می‌شد. سالن آمفی تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می‌رفت تا دقایقی دیگر شاهد هفتمین همایش تجلیل از آزادگان شهرداری تهران باشد و هنوز از میهمانان ویژه نظیر دکتر محمد باقر قالیباف شهردار تهران خبری نبود. هر چند کمی بعد از پخش سرود ملی،‌ دیگر همه آمده بودند تا در حضور تعداد زیادی از آزاده‌ها، خانواده‌های‌شان و تصویر بزرگ صاحب اصلی مراسم یعنی سید الاسرا مرحوم ابوترابی، مجری مراسم به معرفی برنامه‌ها بپردازد. برنامه‌هایی که قاعدتا می‌بایست تا زمان اندک مانده به اذان مغرب یک به یک از حضور حضار می‌گذشتند؛ مختصر و مفید.

اولین برنامه اجرای دو سرود توسط گروه همخوان عرفان بود که به زیبایی اجرا شد و گویی مطلعی بود برای پخش کلیپی زیبا مربوط به دوران حبس هشت ماهه مقام معظم رهبری در زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک، همان جا که در کتاب خاطرات عزت الله مطهری معروف به عزت شاهی جزء به جزء سختی‌ها و مشقاتش بیان شده و برای من عجیب بود که چطور تا کنون نمی‌دانستم رهبر و مقتدایم چندین ماه را در چنین محیط دهشتناکی گذرانده است.

ماجرا مربوط به زمستان سال 53 می‌شد و قطاری که می‌رفت تا برای تحویل گرفتن سید علی خامنه‌ای،‌ روحانی مبارز مقیم مشهد، دو مامور ساواک را به این شهر مقدس برساند. ماجرایی که عمده جذابیت آن تعریف شدن از زبان شخص رهبری بود که گویی سال 1385 در جریان بازدید از موزه عبرت (محل سابق زندان کمیته مشترک) لحظه به لحظه دوران اسارت خود را بیان می‌کردند.

با چنین پیش زمینه‌ای احمد لو، مدیریت اداره کل امورایثارگران شهرداری تهران به عنوان متولی همایش به روی سن رفت تا در سخنان کوتاه خود به تشریح جایگاه رفیع آزاده‌ها بپردازد:

آزادگان گرچه به ظاهر اسیر بودند،‌ اما واقعیت این است که آنان به واسطه توکل بر خدا و ارتباط قوی الهی، امیران زندان‌های محبوس در آن بودند. رشادت و مقاومت آزادگان ما الگوهای وصف ناپذیری از مقاومت را ارائه داد که تاریخ بشری کمتر نظیرش را به خود دیده است.

احمد لو در ادامه به دوران تبعید امام خمینی (ره) اشاره کرد و با معرفی حضرت امام به عنوان بهترین الگوی آزادگان و ایثارگران در پایان گفت:

امام خمینی (ره) بهترین الگوی آزادگان بود که در طول دوران تبعیدشان هرگز قدمی بر خلاف راه مقدس خود برنداشتند و با تقدیم پسر بزرگ‌شان آقا مصطفی، نشان دادند که خود اولین قدم‌ها را برای رسیدن به یک هدف والا و مقدس برداشته‌اند و به این ترتیب الگویی مناسب برای تمامی آزادگان و ایثارگران هستند.

اما محمد باقر قالیباف شهردارتهران سخنران ویژه این همایش بود که بعد از احمد لو به ایراد سخنرانی پرداخت.

قالیباف در ابتدا اشاره‌ای به برگزاری همایش در ایام شهادت امام علی(ع) و شب‌های قدر کرد و گفت:

حضور در چنین ایام و شب‌های مقدسی و نیز دیدن تصویر مرحوم ابوترابی و کلیپ دوران زندان مقام معظم رهبری باعث شد تا مسیر و جهت صحبت‌هایم را تغییر دهم. در ذهنم این بود که حرف‌های دیگری بزنم،‌ اما حالا دوست دارم به ارزش‌هایی شاره کنم که فراز و نشیب‌های زندگی باعث می‌شود هرازگاهی آنان را به دست فراموشی بسپاریم. همان ارزش‌هایی که امثال ابوترابی با پایبندی به آنها باعث خلق حماسه‌های بی‌نظیری شدند.

شهردار تهران در ادامه به بیان خاطراتی از مرحوم ابوترابی پرداخت و بیان داشت:برای اولین بار ایشان را سال 59 و در جبهه اهواز دیدم. آن زمان هنوز به ارزش‌های نهفته در وجود این مرد بزرگ واقف نبودم و رفته رفته با خصوصیات منحصر به فردش آشنا شدم. هرچند که در همان ایام ابوترابی اسیر شد و گویی مقدر بود تا ابتدا چنین شخصیت محکم و باارزشی به اسارت درآید و در ادامه جنگ،‌ اسرای ما ماوا و پناهگاه محکمی چون او داشته باشند. همه آزادگان به خوبی می‌دانند که وجود ابوترابی چه نعمت بزرگی برای اسرا بود و از همین جاست که ما به وجود دست غیب الهی در لحظه لحظه وقایع انقلاب‌مان پی می‌بریم. دستی که حتی وقایع به ظاهر ناخوشاید را چون نعمت و فرصتی مغتنم برای‌مان قرار می‌دهد.

دکتر قالیباف اشاره به حضور تعداد زیادی از آزادگان در سالن همایش، به روزهای نخستین آزادی اسرا پرداخت و اظهار داشت: آن روزها من مسولیت فرماندهی نیروی زمینی سپاه را عهده دار بودم و شرایطی پیش آمد تا به عنوان یک مسئول در جریان تبادل اسرا قرار بگیرم. متاسفانه مسولان سازمان ملل مانع حضور مسئولان ایرانی در این امر می‌شدند و خود من چندین بار توسط آنها برگردانده شدم تا اینکه بار آخر به عنوان یک راننده در جریان تبادل قرار گرفتم. در آن روزها کشور ما شاهد یکی از حوادث مهم تاریخی بود و خوشحالم که من نیز در جریان این رویداد بزرگ حضور داشتم.

شهردار تهران با معرفی انقلاب اسلامی به عنوان ثمره رشادت‌ها و پایمردی‌های آزادگان و ایثارگران گفت:

نظام اسلامی ثمره تمامی رشادت‌ها و خون‌های پاکی است که در راه اعتلایش ریخته شده و اکنون وظیفه ما حفظ این نظام مقدس است. امروز باید ببینیم در هر پست و مقامی که قرار داریم چه کاری برای پایداری این نظام ارزشمند از دست‌مان برمی‌آید. اگر هدف ما این بود که به دنیا نشان دهیم در سایه اسلام و حکومت اسلامی بشر می‌تواند از لحاظ مادی و معنوی تامین باشد،‌ پس باید برای رفع نیازهای مادی و معنوی مردم بکوشیم که اگر امروز این کار را نکنیم فردا در پیشگاه محضر الهی مسئول خواهیم بود.

قالیباف در پایان به تفکیک شرایط مبارزه در گذشته و حال پرداخت و گفت:

اگر در گذشته تلاش در راه حفظ و اعتلای نظام اسلامی جنگیدن در جبهه‌های نبرد بود امروز سنگر مبارزه نشان دادن کارایی دین در اداره جامعه است. اگر بتوانیم در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی مشکلات معیشتی و زندگی مردم را برطرف کنیم. من فکر می‌کنم به وظیفه خودمان عمل کرده‌ایم.

پایان مراسم مقارن با اذان مغرب بود و پس از ادای نماز جماعت، ضمن اهدای هدایایی به آزادگان و خانواده‌های‌شان، از حضار به صرف افطار پذیرایی شد.

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 22
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 4 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
مصاحبه

از: علیرضا محمدی

رئیس سازمان بسیج مساجد و محلات:

مساجد و محلات بدنه اصلی بسیج را تشکیل می‌دهند

صحبت از قديمي‌ترين رده بسيج است. بالندگي شجره طيبه‌اي كه ريشه از دل كوچه پس كوچه‌هاي محلات و مساجد گرفت و اينك شاخه‌هاي پربار خود را در هر رده و قشري گسترش داده است. نيرويي كه خود را وام دار مسجد و محله مي‌بيند و اينك با تاسيس سازماني به همين نام، بهانه‌اي به دست‌مان داد تا در گفتگويي كوتاه با سردار محمدرضا مهديان فر، رئيس سازمان بسيج مساجد و محلات، به بررسي اهداف و فعاليت‌هاي اين سازمان نوپا بپردازيم.

 

*         فلسفه تاسيس سازمان بسيج مساجد و محلات از كجا شكل گرفت؟

 

همان طور كه مي‌دانيد مدتي است بسيج به سمت تقسيم بندي رده‌هاي خود برطبق تخصص‌هاي گوناگون پیش می‌رود. اما بسيج مساجد و محلات به دليل آنكه بدنه اصلي بسيج را تشكيل مي‌دهد مدتي از اين تقسيم بندي به دور بود تا اينكه از چند سال پيش موضوع آن مطرح شد و در نهايت در سال 1388 تشكيل سازمان بسیج مساجد و محلات به تصويب ستاد مشترک سپاه رسيد و از اوايل سال جاري نیز رسما فعالیت‌های خود را آغاز کرد. اما هدف از تشكيل اين سازمان از ارزش‌هاي موجود در اين رده نشات مي‌گيرد. مسجد محور اصلي هدايت مردم در مسائل مختلف است و از طرفي خواستگاه بسيج نيز مساجد هستند. اگر هدف از تشكيل بسيج در رده‌هايي چون دانشگاه، اسلامي كردن اين نهاد است، پس با عنايت به بسيج مساجد و محلات مي‌توانيم هدف اصلي سازمان بسيج مستضعفان، يعني عمق بخشي به انقلاب اسلامي و مقابله با جنگ نرم را در مساجد و محلات و بالطبع در میان آحاد مردم گسترش دهيم. معتقدیم پتانسیل خوبی در مساجد و محلات وجود دارد که با برنامه ريزي بهتر و به‌روز كردن اقدامات، مي‌توانیم از این نیروی عظیم بهروری لازم را داشته باشیم.

 

*       قبل از پرداختن به برنامه‌های پیش رو نوع تعامل شما با بسیجیان چطور صورت خواهد گرفت؟

کار سازمان نظارت تخصصی به مقوله بسیج مساجد و محلات است تا با تبیین برنامه‌ها و راهکارها، شناخت ضعف‌ها و نقات قوت، شناسایی کاستی‌ها و سایر مسائل دستورالعمل‌های لازم را تعیین کند. وگرنه بسیجیان در هر استان سلسله مراتب خود را دارند و نظارت سازمان بیشتر بر اساس ارائه راهکارها و برنامه‌ها صورت خواهد گرفت.

*         براي توسعه پايگاه‌هاي شهري چه برنامه‌هايي را پيش رو داريد؟

 

يكي از اهداف توسعه اين پايگاه‌ها شناسايي مناطقي است كه يا مسجدي در آن نيست يا با وجود داشتن مسجد، از پايگاه‌هاي بسيج بي‌بهره هستند. برنامه ما اين است كه با راه‌ اندازي پايگاه‌ها در اين مناطق به گسترش بسيج در سراسر كشور اهتمام بورزيم. اصولا ديد ما به گسترش بسيج در مساجد كمك براي آباداني و تقويت اين اماكن مقدس است. آباداني چه از بعد مادي و چه معنوي که با جذب هرچه بيشتر نمازگزاران و انجام خدمات اجتماعي و فرهنگي و ... صورت می‌گیرد. در همين راستا نيز امسال سازمان بسيج سازندگي تفاهم نامه‌اي را با سازمان اوقاف به امضا رسانده تا براي ساخت مساجد جديد يا تعمير مسجد‌هاي قديمي قدم‌هاي شاياني برداشته شود.

 

*        يكي از مشكلات موجود در مساجد نوع تعامل ائمه جماعات وهيئت امنا با بسيج است، براي رفع اين مساله چه راهكاري انديشيده‌ايد؟

 

البته بايد توجه داشته باشم كه در خيلي از پايگاه‌ها چنين مشکلاتی وجود ندارد و بسيار پیش می‌آید که فرمانده‌هان پايگاه‌ها خود عضو هيئت امنا هستند. اگر هم مشکلی وجود دارد با بررسی موشکافانه مشخص می‌شود که این مشکلات بیشتر ناشی از اختلافات سلیقه‌ای هستند تا مسائل ریشه‌ای و عمیق، اما به هرحال براي رفع همين اختلافات سليقه‌اي راهكارهايي را انديشيده‌ايم كه كلاس‌هاي آموزشي فرمانده‌هان پايگاه‌ها و حوزه‌ها براي تعامل بهتر با ائمه جماعات و هيئت امنا از اين قبيل است. از سوي ديگر برنامه‌ نشست مشترك هيئت امنا و ائمه جماعات با فرمانده‌هان پايگاه‌ها را ترتيب داده‌ايم تا در اين محافل به بررسي موارد اختلافي و رسيدگي به آنها پرداخته شود. ضمن اینکه تشكيل ستادي براي حل اختلافات احتمالي نيز از ديگر برنامه‌های‌مان است.

 

*        گذشته از بحث گسترش پايگاه‌هاي شهري چه برنامه‌هایی براي رشد كيفي نيروهاي اين رده داريد؟

 

در بحث تقويت پايگاه‌ها امسال برنامه‌هاي آموزشي را براي فرمانده‌هان پايگاه‌ها به صورت دوره‌هاي مشخص پنج روزه و براي فرمانده حوزه‌ها دورهاي 10 روزه‌اي را ترتيب داده‌ايم. در اين دوره‌ها يكسري آموزش‌هاي فراگير داده مي‌شود كه براي رشد آگاهي اين عزيزان مفيد است. به طور کلی سازمان بسیج مساجد و محلات به بعد فرهنگی و اجتماعی فعالیت‌های بسیج توجه دارد و لذا اقدامات و برنامه‌های ما بیشتر بر غنای فرهنگی و اجتماعی خدمات بسیج معطوف می‌شود. برنامه‌هایی نظیر تامین جهیزیه برای نوعروسان کم بضاعت یا تامین ارزاق خانواده‌های مستمند از جمله همین خدمات هستند که امسال در قالب یک طرح مشخص و هدفمند به اجرا گذاشته‌ایم. البته این طور کارها از سال‌ها پیش جزو فعالیت‌های بسیجیان به شمار می‌آمد اما امسال این خدمات را در قالب طرح‌هایی مشخص ساماندهی کرده‌ایم تا مجموعه اقدامات پایگاه‌ها به سمت خدمت بیشتر به محلات و در نتیجه عمق بخشی انقلاب در جامعه پیش برود.

*          سی‌ام مردادماه روز سازمان بسیج مساجد و محلات نامگذاری شده‌ است، دلیل این نامگذاری چیست؟

بر طبق نظر سردار نقدی، رئیس سازمان بسیج مستضعفان، هر کدام از شاخه‌های بسیج یک روز را به نام روز خود می‌شناسند. به طور مثال سالروز شهادت مریم فرهانیان روز بسیج زنان یا سالروز شهادت شهید برونسی به نام روز بسیج کارگری شناخته شده است. 30 مرداد ماه نیز روز جهانی بسیج مساجد نامگذاری شده و به همین دلیل این روز را به نام روز بسیج مساجد و محلات نامگذاری کرده‌ایم. این توضیح را هم ذکر کنم که علت نامگذاری 30 مرداد ماه به روز جهانی مسجد به دلیل آتش سوزی مسجد الاقصی در سی‌ام مرداد سال 1348 بود که با ابتکار جمهوری اسلامی ایران،‌ این روز به نام روز جهانی مساجد به کشورهای اسلامی پیشنهاد و به تصویب رسید.

* و حرف آخر.

بسیج یک نیروی ارزشی است و نباید به کارکردهای آن یک بعدی نگریست. سازمان بسیج مساجد و محلات نیز بر آن است تا با توجه دادن به خدمات فرهنگی و اجتماعی بسیج، هر چه بیشتر جامعه را با ارزش‌های فراگیر این نیرو آشنا کند. با عنایت الهی برآنیم تا با ایجاد سایت و انتشار خبرنامه، نسبت به انعکاس خدمات بی‌حد و مرز بسیج و بسیجیان اقدام کنیم.

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 18
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 4 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
داستان کمربند انفجاری

از: غلامحسین بهبودی

صدای خفیف سه سوت، علامت رحیم به نشانه امنیت معبر بود. آرام خودم را وارد کانال تنگ کردم و به حالت سینه خیز تنم را به جلو کشاندم. پنجاه متر آن طرفتر، سر یک پیچ نود درجه، رحیم منتظر بود. روی صورتش خط‌های سیاهی دیده می‌شد که با توجه به کچلی سرش، شکل و شمایلی خنده‌دار ترتیب داده بود. خیلی سعی کردم خودم را بی‌تفاوت نشان بدهم، اما نتوانستم و با خنده گفتم:

- اینها چیه روی صورتت کشیدی؟

ابرویی بالا انداخت و در حالی که رو به جلو می‌خزید گفت:

- واسه رعایت اصول استتاره، نیروهای واکنش سریع همه‌شون این اصول رو از برن!

بعد به عقب برگشت و در حالی که سعی می‌کرد چهره‌‌اش را در معرض دید من قرار دهد، گفت:

- مثل کماندوها شدم نه؟

دیگر حرفی نزدم و پشت سرش به راه افتادم. آن شب قرار بود خودمان را به خطوط دفاعی دشمن برسانیم و آماری از تعداد ادوات زرهی‌شان تهیه کنیم. چند روز بعد عملیاتی محدود در پیش داشتیم و این اطلاعات می‌توانستند کمک زیادی به چگونگی طرح عملیات بکنند.

همان طور که سینه خیز می‌رفتم و به عملیات فکر می‌کردم، ناگهان بینی‌ام به کف پوتین رحیم خورد. فهمیدم توقف کرده و آرام گفتم:

- چرا وایستادی؟ اینجا جای دست دست کردن نیست، مسعود رو همین جاها زدن مگه یادت نیست؟

حرفی نزد و وحشت زده به عقب نگاه کرد. چشمانش برقی داشتند که تا آن لحظه ندیده بودم. شصتم خبردار شد شوخی ندارد و این بار جدی جدی خبری شده. خودم را کنارش رساندم و پرسیدم:

- چی شده رحیم؟ د بگو دیگه؟

- فکر کنم الان توی یه میدون مینیم.

دور و برم را نگاه کردم. چیزی دیده نمی‌شد. با دستم نیم دایره‌ای روی زمین کشیدم و چون شیء خاصی را لمس نکردم در جواب گفتم:

- حتما اشتباه می‌کنی. اصلا چطور این فکر به سرت خطور کرد.

با گردش چشم اشاره‌ای به شکمش کرد و و گفت:

- همین الان یه تله انفجاری زیر این خندق بلا گیر کرده. فرو رفتن ضامنش رو احساس کردم. کافی‌یه از روش بلند شم تا...

حرفش را قطع کردم و گفتم:

- خودم می‌دونم تله‌ها چطور عمل می‌کنن. خب حالا بلدی چیکارش کنیم؟

نگاهی عاقل اندر سفیه انداخت و گفت:

- آره! می‌تونم از روش بلند شم تا هر دومون بریم رو هوا! مرد حسابی تو مسئول منی، تو باید بگی چیکار کنیم.

نظر من این بود که راه رفته را برگردم و به همراه چند تخریبچی به کمک بشتابیم. اما خودش اصرار داشت که به تنهایی ماموریت شناسایی را به انجام برسانم و در بازگشت تخریبچی‌ها را به کمکش ببرم. پر بیراه نمی‌گفت. این طور هم به شناسایی می‌رسیدم و هم به او.

به ناچار حرفش را قبول کردم و به سوی خطوط دشمن خزیدم. یک ساعت بعد به نقطه‌ای رسیدم که به وضوح صدای گفتگوی دو نگهبان سنگر دیده‌بانی دشمن را می‌شنیدم. انگار از طولانی بودن زمان نگهبانی شکایت داشتند و غیبت مافوق‌شان را می‌کردند. پیش خودم فکر کردم طولانی بودن زمان نگهبانی دلیلی بر کمی افراد‌شان است. اما وقتی به آن سوی خاکریز رفتم، آن قدر سلاح و مهمات دیدم که برای مقابله با یک لشکر نیرو کافی بود.

به هر حال کارم را انجام دادم و در برگشت متوجه خاکریز دومی در عقبه قرارگاه دشمن شدم. معمولا از خاکریز دوم برای استقرار خمپاره اندازها استفاده می‌شد. سلاحی که در صورت حضور یک دیده‌بان دقیق و کار کشته می‌توانست دردسرهای زیادی برای‌مان درست کند. پس قید بازگشت را زدم و در طول شیار ایجاد شده از رد شنی تانک‌ها خودم را به خاکریز دوم رساندم.

حدسم درست بود. چند قبضه خمپاره‌انداز با نظم خاصی کنار هم انتظار می‌کشیدند و نگهبانی کمی آن طرفتر چرت می‌زد. این بار به سرعت کروکی خاکریز و تعداد خمپاره‌ها را ثبت کردم و برای بازگشت خودم را به دالانی پر از خار و بوته انداختم. در همین لحظه صدای چند عراقی را شنیدم و چون حدس می‌زدم مرا دیده باشند، به سرعت از طریق همان کانال به سمت خاکریز خودی رفتم. در حالی که منتظر بودم عن قریب مورد اصابت گلوله‌های دشمن قرار بگیرم.

هنگامی که بدون هیچ مشکل خاصی به قرارگاه رسیدم،‌ اذان صبح بود. قبل از هر کاری به چادر نماز خانه رفتم و بعد برای دادن گزارش پیش حاج رضا رفتم. حاجی به محض دیدنم پرسید:

- پس رحیم کو؟

با این حرف در جا خشکم زد. تازه آنجا بود که به یاد رحیم افتادم و چون سپیده صبح در راه بود، کاری از دست هیچ کس برنمی‌آمد. از طرفی حاج رضا هم اجازه هیچ اقدامی را به من و سایر بچه ها نداد و به ناچار هر اقدامی برای کمک به رحیم را به شب روز بعد موکول ‌کردیم.

شب هنگام حاج رضا دو نفر از تخریبچی‌های باسابقه را پای رکابم قرار داد تا به اتفاق پیش رحیم برویم. همه چیز مهیا به نظر می‌رسید الا اینکه به محض خروج از خاکریز، عراقی‌ها متوجه تحرک‌مان شدند و درگیری نسبتا شدیدی بین دو طرف رخ داد. نتیجه این شد که باید رحیم را یک شب دیگر منتظر می‌گذاشتیم. شبی که از بخت بد با آتش دیوانه‌وار عراقی‌ها، اخبار بدی را از زبان حاج رضا توی سرم می‌کوبید:

- این طور که بوش می‌یاد کار آقا رحیم ما بدجور پیچ خورده، خدا کنه هنوز زنده باشه.

حاجی درست می‌گفت. انگار بعثی‌ها هم متوجه نگرانی ما شده‌بودند که این طور مهمات خرج بیابان خدا می‌کردند یا این شانس من بود که باید آن شب را هم تا صبح حرص می‌خوردم و تمام روز بعد را ثانیه به ثانیه در انتظار فرا رسیدن تاریکی شبی دیگر لحظه شمار می‌کردم.

به هر ترتیب آن شب با ناامیدی به چادرم برگشتم و درحالی که انواع و اقسام خیالات پریشان ذهنم را ابری کرده‌بودند سرم را زیر پتو فروبردم و زار زار گریه کردم. اما درست در همین لحظه دستی پتو را از رویم کشید و دور خودش ‌پیچید. حدس زدم یکی از بچه‌ها شوخی‌اش گرفته و کلافه گفتم:

- حالم اصلا خوش نیست. هر کی هستی پتو رو رد کن بیاد. فکر و خیال رحیم نذاشته این دو سه شب خوب بخوابم.

- اگه تو خوب نخوابیدی، من دو سه شبه که اصلا نخوابیدم.

صدای خودش بود،‌ رحیم! با خوشحالی از جا جهیدم و او را دیدم که طبق عادت ابرو بالا انداخته و نگاهم می‌کند. توجهی به عصبانیتش نکردم و سر و صورتش را غرق در بوسه کردم:

- واقعا از روت شرمنده‌ام رحیم جون. باور کن نشد که کمکت کنیم. یعنی می‌دونی این دو سه شبه تا خواستیم کاری بکنیم...

دستش را روی دهانم گذاشت و در حالی که متکایش را مهیای خواب می‌کرد،‌ گفت:

- اصلا هم تقصیر تو نبود. آدمی که فرق فنر سگک کمربندش رو با تله انفجاری ندونه، حقشه دو شبانه روز تو سرما و گرما گرفتار بشه. تازه همین دو ساعت پیش بود که یادم افتاد سگک کمربندم فشاری‌یه و مینی در کار نیست. آخه نه اینکه تا الان از این کمربندها نداشتم، فراموشم شده بود. حالا تو هم نمی‌خواد خیلی احساسات به خرج بدی، دستت رو از رو گردنم وردار که می‌خوابم بخوابم...

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 22
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 4 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
بابانظر

گزارشی از یادواره سردار شهید محمد حسن نظر نژاد ( بابا نظر)

عنوان: بابای بچه‌های جنگ "یا" بابا نظر عصاره اخلاص و اخلاق

از: علیرضا محمدی

سر در سالن کمتر از یک و نیم متر ارتفاع داشت. باید کمر می‌شکستیم تا بعد از طی دالانی دو سه متری خودمان را در سالن آمفی تئاتر ایوان شمس می‌دیدیم. قرار بود این محیط نه چندان وسیع تا لحضاتی دیگر شاهد برپایی یادواره سردار شهید محمدحسن نظرنژاد باشد. یکی از مسئولان می‌گفت طرح سر در کم ارتفاع یعنی نمایی از یک سنگر، انگار که دالان زمان را می‌شکافتیم و خودمان را به سنگر بابانظر جبهه‌ها می‌رساندیم.

خود بابا هم آنجا بود. روی سینه تابلوهای آویخته بر دور تا دور سالن نشسته بود و از آن بالا ندا می‌داد: " ترکش روی پرده مغزم هشدار همیشه من است ". گویی این جمله را کمی قبل از شهادت برای خودش نوشته بود. یا شاید به در می‌گفت تا دیوارهای بی‌گوش‌مان بشنوند. اصلا همان هشت سال بعد از جنگ را در میان ما ماند که همین حرفها را بزند. وگرنه همه می‌دانستند جانباز 95 درصدی خراسانی با 130 ترکش توی تنش چند صباحی بیشتر میهمان این کره خاکی نیست.

بابا نظر آنجا بود. همان کسی که دکتر قالیباف اعتراف کرد روزی آروزی پادویی‌اش را داشته و به ناگاه شده بود فرمانده‌اش، اما هنوز شهید نظرنژاد را بابای خود می‌دانست و شاید پدر همه بچه‌های جنگ.

قالیباف که آمد، سرود ملی بعد از قرائت قرآن توسط مسعود گرجی، نواخته شد. دو مجری برنامه یعنی سید جواد هاشمی – بازیگر و کارگردان مجموعه‌های دفاع مقدس – و هنرمند جانباز رضا ایرانمنش به نوبت برنامه‌ها را اعلام کردند و شهردار تهران به عنوان یک زمنده پشت تریبون قرار گرفت تا از همرزم شهیدش بگوید.

دکتر محمد باقر قالیباف در ابتدا از گم گشته‌ای گفت که گویی گوهری بوده در قطعه‌ای از بهشت،‌همان جا که از آن با عنوان جبهه‌های جنگ یاد کرد و گفت:

شاید خیلی از مردم و جوانانی که دوران دفاع مقدس را حس نکردند، با شنیدن حوادث آن دوران احساس کنند که در زندگی و کار خود گم گشته‌ای دارند. گوهری که در جبهه‌ها وجود داشت و آنجا را به مثابه قطعه‌ای از بهشت می‌کرد. اما برای رزمندگانی که از نزدیک با فضای معنوی جبهه آشنا بودند، نبود این گوهر در جامعه امروزی ما بیش از دیگر افراد احساس می‌شود. اما چه چیزی در جبهه‌ها وجود داشت که اینک خیلی از ما از آن بی‌بهره‌ایم؟

پاسخ سوال قالیباف در دو واژه "اخلاص" و " اخلاق " بود که خود به عنوان دو گوهر موجود در هشت سال دفاع مقدس معرفی کرد و برای آوردن مثالی واضح از انسانی‌هایی که این دو گوهر پاک را در خود داشتند، به شهید بابانظر اشاره کرد:

شهید نظر نژاد را از قبل از جنگ می‌شناختم. روزی آروزیم این بود که پادویی او را بکنم و بعدها در تقسیم بندی‌های دنیوی فرمانده او شدم. اما بابانظر همچنان در

نظرم یک بزرگتر بود و امکان نداشت در جلسه‌ای حضور داشته باشد و کسی از فرماندهان حرفی برخلاف او بزند. بعد از جنگ نیز همچنان با هم در ارتباط بودیم تا اینکه 36 ساعت قبل از شهادتش برای آخرین بار در تهران باهم ملاقات کردیم. جلسه رسمی نبود،‌ بیشتر به درد و دل می‌ماند تا یک جلسه، در همان جا شهید نظر نژاد مثل یک کودک گریه می‌کرد و از من می‌پرسید آیا روزی را در جبهه به یاد دارم که ترسیده باشد؟ یا وظیفه‌ای را درست انجام نداده باشد؟ بعد رو به آسمان کرد و به خدا گفت " من همه چیزم را در راه تو گذاشتم آیا حق من شهادت نبود؟"

شهید نظر نژاد عصاره‌ای از اخلاص و اخلاق بچه‌های جنگ بود. کسی که از همه چیزش در راه خدا گذشته بود و بیش از 140 ماه سابقه حضور در مناطق جنگی داشت.

دکتر قالیباف در ادامه به تعریف خاطراتی دیگر از دوران دفاع مقدس و سایر رزمندگان نظیر شهید فرومندی پرداخت:

این شهید بزرگوار جزو فرماندهان سپاه بود که به دلایلی از فرماندهی خلع شد، اما هرگز راه قهر و لجبازی را در پیش نگرفت و به عنوان یک بسیجی ساده راهی جبهه‌ شد. اخلاص در عمل یعنی همین. اینکه یک فرمانده به عنوان یک نیروی عادی باز راه خود را ادامه بدهد و در فضای معنوی جبهه حتی با کسی که باعث مشکل او شده بود، انس و الفت برقرار کند و با هم بسیار نزدیک شوند.

شهردار تهران در پایان یکی دیگر از خصوصیات اخلاقی شهید نظر نژاد را درک، بینش و قوه تحلیل بالای او دانست که باعث شده بود به عنوان یک نقطه اتکا و پدر معنوی، در جبهه‌ها شناخته شود.

بعد از صحبت‌های دکتر قالیباف، با حضور چند تن از سرداران و امیران سپاه و ارتش از خانواده شهید محمد حسن نظر نژاد تقدیر به عمل آمد. همسر، برادر، پسران: مصطفی و مرتضی و دختران: فاطمه و معصومه نظرنژاد، خانواده شهید بودند که مراسم تقدیر از آنها با تشویق حضار برگزار شد و سپس این فاطمه نظر نژاد بود که دکلمه‌ای زیبا را در وصف پدر اجرا کرد:

درد بابا نظر درد ترکش نبود. درد دین بود برای تمامی دنیا، درد معرفت و بصیرت برای تمامی افسران و نخبگان سیاسی در همه جغرافیای جهان اسلام و درد ولایت که او همیشه سربازی ولایت مدار بود... و خداوند چه زیبا پاداش تمامی جانبازی‌هایش را با شهادت داد.

*بابای بچه‌های شیطان

شنیدن خاطراتی از شهید نظر نژاد با لهجه شیرین آخوندی، از همرزمان مشهدی بابانظر، از جمله قسمت‌های جذاب مراسم بود که مورد توجه حضار قرار گرفت. خاطرات این رزمنده از این منظر انتخاب شده بود که نشان دهد چرا به شهید محمد حسن نظر نژاد، بابا نظر گفته می‌شد. آخوندی که خود روزی بر اثر اتفاقی سهوی گلوله‌ای را به طرف شهید نظر نژاد شلیک کرده بود و به همراه باقی بچه‌های شر سنگر پلنگها انواع و اقسام شیطنت را انجام داده بودند، اینک با محاسنی سفید از خاطرات مردی می‌گفت که چون پدری دلسوز، تمامی بچه‌های جنگ را اسیر منش مردانه خود می‌کرد.

در پایان یادواره به تمامی حضار کتاب خاطرات شهید محمد حسن نظر نژاد موسوم به خاطرات شفاهی بابانظر اهدا شد. واگویی خاطرات روزهای نبرد در جبهه‌ها محتوای این کتاب را تشکیل می‌دهد. از 140 ماه حضور در مناطق جنگی و مجروحیت 95 درصدی و 130 ترکش لابه‌لای گوشت و پوست و استخوان و بالاخره شهادت در 7/ 5/ 75 در اشنویه، آن خطه که برای اولین بار در سال 1358 برای مبارزه با ضد انقلاب در آنجا حضور یافت و بعد از مدتها دوباره به همان جا برگشت تا به گفته خودش دفتر سالها مجاهدت و رزمندگی را با واژه زیبای شهادت به پایان برساند.

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : <-PostVote->
موضوع : | بازديد : 32
برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 4 مهر 1389 توسط امیرعباس | لينك ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
» پسرفاطمه کجایی؟
» میخوام بگم
» اللهم عجل لولیک الفرج
» کـــدام جــمـعـه‌ مـــوعـــود می‌زنـی!!
» خداجون دوستت دارم
» چه رنجي ست
» خودت پيش قدم شو
» عرفان
» وچه زيباست بهار
» فروشگاه و مرکز پخش قفسه های چند منظوره طوس مشبک
» لیست محصولات
» مرثیه ای برای گوشت قرمز! یا گوشت نخور بهر کسی...
» از محمد نوری تا من و تو
» مگر تو نقطه‌ پايان...
» از بهر خدا نخوان!
» تا سه نشه...!
» وقتى امير به «قدرت رسانه» پى مى برد
» ملاحظاتى در باب «عادل فردوسى پور» و«امير قلعه نويى»/«مهاجم» عليه «شكارچى»
» امير قلعه نويى در رسانه ها /حكايت «جوانمرد قصاب» و «گرگ بد گنده»
» پرانتز ميان گيومه/اين تمام «سر» اوست...
» نبود پول و غيبت مربيان شوك و رفيق ناباب
» داستان مدير عاملى كه ۹ مربى را به خانه فرستاد/كابوس مربيان ايرانى
» چرا موفقيت منصور ابراهيم زاده، اتفاق بزرگى است؟
» بردن با يك فاكتور ساده؛/بجنگ، فشار بياور، پيروز شو
» سلام شروع مجدد!
» شروع مجدد، نفوذ مدافع پيش تاخته ، گل /راهت هنوز ادامه دارد، مستر بلاژويچ!
» نان
» وقتی عریضه خالی می ماند!
» نیستم...نیستی...نیست!
» <no title>
» <no title>
» مرا به خاطر بیاور
» <no title>
» <no title>
» قول
» تشبیه
» عصبانیت اوباما آمریکا را لو می دهد
» اجرای موفق طرح هدف مندی یارانه ها در مطبوعات
» مرزهای ایران فرهنگی کجاست ؟
» خانم سوزان وسلی (2)
» خانم سوزان وسلی (1)
» مصاحبه با مسترایکس
» حاتم بخشی مجلس
» شهرداری شفاف سازی کند
» مصاحبه با یک کلاهبردار
» جاده ای با صورت زخمی
» شیرین تر از عسل
» علی(ع) بهانه معاشقه شبهای قدر...
» ماه عسل...با یا بدونه؟؟؟
» مبارک...
» طنز و تبسم...
» عصر پرتقالی...
» دیروز...امروز...فردا...
» تا بعد...خدانگهدار...
» با خدا...
» شما و رادیو...
» صفحه اصلی سایت
» دعوت ازبسیجیان وگرامیداشت هفته دفاع مقدس
» وزارت بهداشت حرف دل مردم روستای جیلان آبادرا بخوانیدودستورفرمائید
» راهپیمایی درهتک حرمت قرآن
صفحات ديگر
صفحه قبل 1 ... 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179 180 181 182 183 184 185 186 187 188 189 190 191 192 193 194 195 196 197 198 199 200 201 202 203 204 205 206 207 208 209 210 211 212 213 214 215 216 217 218 219 220 221 222 223 224 225 226 227 228 229 230 231 232 233 234 235 236 237 238 239 240 241 242 243 244 245 246 247 248 249 250 251 252 253 254 255 256 257 258 259 260 261 262 263 264 265 266 267 268 269 270 271 272 273 274 275 276 277 278 279 280 281 282 283 284 285 286 287 288 289 290 291 292 293 294 295 296 297 298 299 300 301 302 303 304 305 306 307 308 309 310 311 312 313 314 315 316 317 318 319 320 321 322 323 324 325 326 327 328 329 330 331 332 333 334 335 336 337 338 339 340 341 342 343 344 345 346 347 348 349 350 351 352 353 354 355 356 357 358 359 360 361 362 363 364 365 366 367 368 369 370 371 372 373 374 375 376 377 378 379 380 381 382 383 384 385 386 387 388 389 390 391 392 393 394 395 396 397 398 399 400 401 402 403 404 405 406 407 408 409 410 411 412 413 414 415 416 417 418 419 420 421 422 423 424 425 426 427 428 429 430 431 432 433 434 435 436 437 438 439 440 441 صفحه بعد

درباره


آرشیو مطالب

1391
1389

پیوند های روزانه

بقيه لينك ها ...

لینک دوستان

شاخه بلاگ
فال

نظر سنجی

خبرنامه


تماس با ما

آمار وبلاگ

تعداد آنلاین : 1
بازدید امروز : 42
بازدید دیروز : 144
بازدید هفته : 680
بازدید کل : 395611
تعداد پست ها : 5281
تعداد نظرات : 47


پشتیبانی

RSS

POWERED BY
shakheh.com